پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ه‍.ش.

رپ (نقی) شاهین نجفی و 34 سال جنایات سیستماتیک اسلامگرایان خشک مغز





رپ (نقی) شاهین نجفی , آب در خوابگه مورچه گان مغزهای منجمد شده متعصبین مذهبی بود.در حقیقت مغزهای منجمد شده کوردلان مذهبی متعصب به دنبال پیدا کردن پاسخ و چرائی اتفاقات و دلایل وقوع بسیاری از مسائل اجتماعی ,فرهنگی ,مذهبی و سیاسی که خود عامل آن هستند نیستند و واکنش ها و نقد هایی که به مذهب و ناجی یان مذهبی می شود را نتیجه کنش و عملکرد خود نمی دانند و نقش مخرب مذهب و جنایات مردان خدا را نمی بینند چراکه تعصب اجازه تعقل مستقل به آنها نمی دهد و خود را مقلد و تقلید کننده انسانهای مرتجعی به نام مرجع تقلید می دانند. یکی از دلایل برگشتن از مذهب دقیقا همین وحشیگری و صادر کردن حکم قتل کسانی است که مثل آنان نیستند و مانند آنان نمی اندیشند.اینگونه مذهبیون افراطی در واقع عملا خدا را کوچک و ناتوان در مجازات و یا پاداش می دانند و از همین رو می خواهند به جای خدا کشتار کنند و به جای خدا حکم صادر می کنند (در حالی که شاید خدا نظر و روش دیگری داشته باشد و شاید خدا بخشنده و مهربان باشد) و به جای خدا به قضاوت می نشینند و به جای خدا وعده و وعید جوی های عسل و حوری های بهشتی را می دهند و اسم تروریسم مذهبی که توسط اربابان مذهبی شان تبلیغ وصادر می شوند را جهاد و کشته شدن در راه خدای واهی تخیلات و توهمات مغزی خود برای گرفتن کلید بهشت می نامند.
از آنجا که مبلغین و مراجع مذهبی به آنچه که خود می گویند اعتقاد ندارند به همین دلیل به جای اینکه منتقدین مذهبی را دعوت به بحث و گفتگو کنند به جای آن حکم مرگ منتقد را صادر می کنند چراکه اساسا با منطق و استدلال بیگانه اند و برای بسیاری از سئوالاتی که در باره  مذهب و نقد عملکرد حکومتهای مذهبی مطرح است چون پاسخی ندارند پس بنابراین از روی ضعف به حذف فیزیکی دگراندیشان روی می آورند و حتی چنانکه موفق به حذف فیزیکی دگراندیشان نیز گردند فقط باعث روی گردانی افراد بیشتری از مذهب خواهند گشت و نه تنها کسی را جذب چنین دینی نخواهند کرد بلکه باعث گسترش تنفر بیشتر از چنین مذهب خون ریز و بی منطقی خواهند گشت و چهره مذهبشان را تخریب خواهند کرد.
آری, مردان خدا گالیله را تکفیر کردند ولی حقیقت به جای خود که همانا گرد بودن زمین است باقی ماند.در ۴۰۰ سال پیش گالیله در دادگاهی محاکمه می‌‌شد. گناه او این بود که گفته بود زمین به دور خورشید می‌ گردد. کلیسا با استفاده از آموزه های دینی خود سعی در رد تئوری گالیله نمود و به این ترتیب اندیشه او را سرکوب کرد . به همین دلیل کلیسا گالیله را  تکفیر کرد و تنها توبه از گناه انجام یافته را شرط رهایی او دانست .ابتدا می‌‌خواستند گالیله را در دادگاه به اعدام محکوم کنند. بعد تصمیم گرفتند که او را در خانه خود زندانی کنند  .گالیله  در دادگاه خود گفت :  من گالیلئو گالیله ، فرزند وین چفسو گالیله ، اهل فلورانس ، در این دادگاه زانو می زنم و در پیشگاه شما کاردینالهای مقدس عظیم الشان و روسای جامعه جهانی مسیحیت ، علیه هر گونه کفر و الحاد ، در برابر این انجیل مقدس سوگند یاد می کنم که همواره به کلیسای کاتولیک  معتقد بوده ام و به یاری  پروردگار بزرگ اعتقاد و ایمان دارم . دادگاه محترم به من فرمان داد که از عقاید کذب خود مبنی بر این که خورشید مرکز جهان است و زمین و سیارات دیگر به دور آن می چرخند دست بردارم و هیچگاه و تحت هیچ عنوانی این عقیده را بیان نکنم و در انتشارآن نکوشم. گالیله به سال 1642 میلادی  در سن هفتاد و پنج سالگی چشم از جهان فرو بست . او حتی تا آخرین روزهای زندگی تحت تعقیب کلیسا بود .سر انجام در سال ۱۹۹۳ واتیکن اعلام داشت که فرضیه گالیله را می‌‌پزیرد. از او عذر خواهی‌ کرد و مجسمه او را در جلو دادگاهی‌ که او را محاکمه میکردند نهادند.
دادگاه تفتیش عقاید با پیروی از کلیسای کاتولیک روم حق کشف و مجازات هر گونه کفری را داشت که قدرت زیادی در قرون وسطی پیدا کرد.به عبارتی، نابودی هر شخص و یا فکری که بر خلاف اعتقاد کلیسای کاتولیک بود هدف این دادگاه بود.این دادگاه بیش از 6 قرن در سراسر اروپا چارچوب قانونی داشت و وحشتناک ترین دوره ی مذهبی را در طول تاریخ بشری تا آن زمان را ایجاد کرد.هر کسی به جرم الحاد محاکمه می شد 40 روز فرصت داشت تا آماده شود به گناه خود اعتراف کند. پس از این دوره، مجرمان را نیمه شب بیدار می کردند و به زندان مخصوص برای بازجویی های بیشتر می بردند.در اولین مرحله محاکمه، برای تأمین هزینه های بازجویی و تحقیقات، بخشی از اموال مجرم مصادره می شد. سپس مجرم مورد سؤال و جواب قرار می گرفت، سؤالاتی که به گونه ای طرح می شد تا آنها را به دام بیندازد.برای گرفتن اعتراف، انواع شکنجه اعمال می شد. اگر فرد مجرم به کفر خود اعتراف نمی کرد ماهها در زندان حبس می شد، در سیاه چال هایی که هیچ راهی به ساختمان اصلی نداشت. زندانی ها در سلول های خود با زنجیر آویزان نگه داشته می شدند تا نتوانند حرکت کنند، ایستاده می خوابیدند و گرسنه می ماندند، در تاریکی محض نگه داشته می شدند، سپس در زندان های وحشتناک شکنجه می شدند.مجرم حق هیچ اعتراضی نداشت و حتی حق نداشت نام جلادهای خود را بداند. هنگامی که مجرمی به این ترتیب به اجبار اعتراف می کرد و یا به هر دلیل به کفر و الحاد محکوم می شد. به دست جلادان ابتدا دار زده می شد و سپس او را با آتش می سوزاندند که البته عده زیادی را نیز زنده سوزاندند و مخصوصا زنان زیادی را به جرم جادو گری سوزاندند. دادگاه تفتیش عقاید را هیئتی مرکب از 6 کاردینال اداره می کرد.کلیسای تفتیش عقاید یکی از نمادهای تاریک تعصب بشری است و خود یکی از عوامل مهم جدا شدن کلیسا از سیاست در غرب تلقی می شود.



آن که باد می کارد توفان درو خواهد کرد و جمهوری اسلامی با اجرای قوانین وحشیانه اسلامی تازه در حال درو کردن باد است و روزی با شعله ور شدن آتش خشم مردم توفان درو خواهد کرد.




رپ شاهین نجفی تازه سر کوه یخی است که بعد از 34 سال جنایات اسلام ناب محمدی بیرون زده است.
 اسلام گرایان جنایتکار و آدم کش  با موزیک نقی رگ گردنتان کلفت نشود و طلبکار نشوید چراکه بدهکارید.






ما جنایاتی که در این 34 سال بر حق زنان و جوانان و کارگران و افزایش فقر و تن فروشی و تشکیل باندهای فروش دختران توسط نیروهای انتظامی از نمونه های بارز آن می توان به نقش این نیرو در فروش دختران یک موسسه حمایت از دختران در شهر کرج و موضوع جنجال برانگیز قتل رئیس حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی کیش توسط افسانه نوروزی اشاره کرد.) به کشورهای همسایه و تجاوز در پارکینگ توسط نیروهای انتظامی قزوین و قتل زهرا کاظمی و کشتن ندا آقا سلطان  وقتل زهرا بنی‌یعقوب و سنگسار زنان بی گناه را فراموش نکرده ایم .زنده سوزاندن یک زن و شوهر روستایی را فراموش نکرده ایم.
آیا یادتان رفته است که زنان بی گناه این سرزمین را شما اسلامگرایان جنایتکار به آتش کشیدید ?


شلاق هایی را که بر تن زنان و مردان بی گناه این سرزمین زدید و نام این شکنجه را تعزیر اسلامی گذاشتید,کودکان بی گناه را با مغزشویی روانه جنگ کردید و به کشتن دادید و آنها را با وعده گرفتن کلید بهشت و حوری اغفال کردید و بر روی مینها فرستادید و اگر شما یادتان رفته است ما فراموش نکرده ایم و نخواهیم بخشید.
اشک و ترس کودکانی که مادران و پدران آنها را به جرم آزادیخواهی و آزاد اندیشی روانه زندان و شکنجه کردید و یا به جوخه های اعدام سپردید یادتان رفته است ? با جنایاتی که در حق دگر ادیان و دگر اندیشان کردید و قبرستان ها و مرده های آنان نیز رحم نکردید و با دراویش و مسیحیان و یهودی ها و بهائیان چه ها که نکردید و برادران مسلمان مهاجر و بی پناه افغان خود را تا توانستید تحقیر کردید و حقوق اولیه انسانی را از آنها دریغ کردید و تا توانستید با آنان برخورد های فاشیستی و غیر انسانی کردید و هیچ کس به اندازه خودتان به اعتقادات مردم ضربه نزد که البته دستتان درد نکند. یادتان رفته است که حتی به مراجع تقلیدتان مانند شریعتمداری و منتظری و دیگر روحانیون منتقد نیز رحم نکردید.آری به دنبال متهم نگردید که خودتان مذهبتان را لجن مال کردید و به گه کشیدید.





 اسلام گرایان جنایتکار و آدم کش , در این 34 سال انسانهای بی گناه بی شماری را کشتید و اعدام کردید که روزی باید جوابگوی جنایات صورت گرفته خود باشید.
 آیا اعدام معلم عزیزمان فرزاد کمانگر را فراموش کرده اید?فرزاد در قلب ما زنده است.آیا اعدام دلارام دارابی یادتان رفته است ?آیا تجاوز در کهریزک را فراموش کرده اید? آیا خون بی گناهانی را که به زمین ریختید فراموش کردید?آیا یادتان رفته است که با زنان این سرزمین برای یک تار موی بیرون از روسری چه کردید?آیا یادتان رفته است که با شعار یا روسری یا توسری و پاشیدن اسید بر زنان و کشیدن چاقو و تیغ  بر صورت و لب های آنان حجاب اجباری را به ارمغان آوردید? آیا یادتان رفته است که آب پاشی را ممنوع کردید و دختران و پسران این سرزمین را به مصاحبه تلویزیونی کشیدید به جرم آب بازی ? آیا یادتان رفته است که کاردارهای سفارتتان در استخر مختلط در برزیل چه کردند?
آیاجنایات بسیج در قتل‌هاي زنجيره ای کرمان را فراموش کرده اید?
آیا سر بریدن وحشیانه یک انسان توسط یک نوجوان افراطی مسلمان طالبانی رافراوش کرده اید?

قوانین رجم ، صلب ، دست و پا بریدن و چشم درآوردن، سنگسار و پرتاب از کوه ، اعدام در ملا عام و دیگر قوانین ضد انسانی و اسلامی که توسط جمهوری اسلامی اجرا شده و می شود ما را به ستوه آورده است.
پرتاب دانشجویان از طبقه بالای ساختمان به پائین در تیر 1378 




پاییز 1377 قتل‌های سیاسی زنجیره ای صورت می‌گیرد. و  داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده و افرادی دیگر به فجیع‌ترین شکل به قتل می‌رسند.
 قتل هاله سحابی را فراموش کرده اید
 سردار سرتیپ پاسدار رضا زارعی، رئیس پلیس استان تهران و مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش چند سال پیش در یک خانه فساد به همراه ۶ زن بازداشت شد  را فراموش کرده اید?

از کودکان استفاده ابزاری کردید و به دست آنان باتوم دادید تا آلت دست مردان خدای قدرت پرست و مال پرست شوند و مردم آزادیخواه را سرکوب کنند




ادامه جنایات توسط جمهوری اسلامی جهل وجنون , روزی هستی و نیستی جمهوری اسلامی را به باد فنا خواهد داد و اینگونه برخورد کردن با هنرمندان هر چه بیشتر چهره کریه اسلام ناب محمدی برای مردم روشنتر می شود که سرش را تو هر سوراخی می کند و نخود هر آشی است و نشان می دهد که تفکر اسلامی همچون آبی است که از سر چشمه گل آلود است که باید عطایش را به لقایش بخشید. جمهوری اسلامی تصور می کند که با این همه تهدید و ارعاب دگر اندیشان , آب از آب تکان نخواهد خورد و شاید هم جمهوری اسلامی می داند که آب از سرش گذشته است.عقل حکم می کند که آب مذهب را باید از سر چشمه بست تا از شرش برای همیشه رها شویم . مذهب در قدرت همچون آبی است که یکجا مانده و بوی گندش همه جا را فرا گرفته است.مذهبیون در قدرت نشان دادند که آب ببیند شنا گر ماهری هستند در دریای حماقت.
به هر حال رژیم با این جنایات بیشمارش باعث خواهد شد که در فردای طوفان خشم مردم , حاکمان , تر و خشکشان ( اگر خشکی باشد ) با هم بسوزد و چیزی جز خاکستر حماقت از رژیم اسلامی باقی نماند و افزایش فشار بر هنرمندان نه از روی اقتدار رژیم , بلکه از ضعف رژیم ناشی می شود. این تو بمیری آن تو بمیری 34 سال گذشته نیست که رژیم هر غلطی دلش خواست انجام دهد و کسی لام تا کام چیزی نگوید و باز مردم دندان رو جیگر بگذارند. از قدیم گفتند آدم زنده وکیل وصی نمی‌خواهد ولی باز حاکمیت اسلامی درزندگی مردم فضولی و دخالت می کند.
به هر حال گهی پشت به زین و گهی زین به پشت تا صبح دولتتان بدمد و نوبتی هم که باشد نوبت مردم نیز فرا خواهد رسید و بعد خواهید شنید که آن‌وقت که جیک‌ جیک مستانتان بود، یاد زمستانتان نبودید؟ حال ای خدایگان قدرت و ثروت که به مذهب آویزان شده اید ازسکوت حاکم در جامعه بهراسید که این تو بمیری، از آن تو بمیری‌ها نیست وسر گاو توی خمره گیر خواهد کرد و گذر پوست به دباغخانه خواهد افتاد و
ظالم پای دیوار خودشوخواهد کند و هیچ ظالمی هرگز از سرنوشت محتوم دیکتاتورها در طول تاریخ درس وعبرت نگرفته و با جنایات بی شمار نام خود را با حماقت و کشتار مردم بی گناه و بی دفاع جاودانه کردند.

من از سرزمینی تاریک می آیم

من از سرزمینی تاریک می آیم   
که مرگ , آرزوی جوانان آن است

من از سرزمینی تاریک می آیم

که صحنه اعدام , نقاشی کودکان آن است

من از سرزمینی تاریک می آیم

که دل حاکمان , چو شبی ظلمانی است

من از سرزمینی تاریک می آیم 

که تنها پرنده اش , کرکس است


من از سرزمینی تاریک می آیم

که خنده مردمان , نزد جوانان, دردناک است

من از سرزمینی تاریک می آیم

که لبخندی بر لب جوانانش, کیمیا است


من از سرزمینی تاریک می آیم

که افسردگی جوانان آن , مد روز است

من از سرزمینی تاریک می آیم

که خودکشی , سرگرمی جوانان آن است

من از سرزمینی تاریک می آیم

که اسلام ناب محمدی , حکم فرما است

من از سرزمینی تاریک می آیم

که منتظر ظهور مهدی از چاه است



انسان و مقدسات

مقدسات یعنی‌ مرز‌های ممنوعه که نمی‌توان راجع به آن صحبت کرد و یا نظر دیگری نسبت به آن داشت .هر گونه نقد و پرسش می‌‌تواند نتیجه اش مرگ باشد. بسیاری از مقدسات را خود بشر می‌سازد و سپس به تقدیس آن می‌‌پردازد. چه بسیار کسانی‌ که در طول تاریخ به جرم نادیده گرفتن مقدسات حاکم به آتش کشیده شدند یا خونشان مباح اعلام شده است . در اینجا به تعدادی از مقدسات که در طول تاریخ وجود داشته است اشاره ای می‌کنم.
ماه مقدس، سنگ مقدس ، نوشته مقدس ، زبان مقدس ، عکس مقدس ، چاه مقدس ، ساختمان مقدس ، معبد مقدس ، شب مقدس ، روز مقدس ، پرچم مقدس ، کتاب مقدس ، آدم مقدس ، گاو مقدس ، خانه مقدس ، خون مقدس ، خاک مقدس ، نژاد مقدس ، درخت مقدس ، بت مقدس ، کلام مقدس ، نوشته مقدس ، نشان مقدس ، خواب مقدس ، آب مقدس ، دریای مقدس ، کوه مقدس ، نور مقدس ، آتش مقدس ، جای پای مقدس ، پدر مقدس ، مرده مقدس ، مادر مقدس ، سرزمین مقدس ، باران مقدس ، لکه روی دیوار مقدس ، فرمان روای مقدس ، چوب مقدس ، شاه مقدس ، دست مقدس ، صلیب مقدس ، رهبر مقدس , شهر مقدس ، جنگ مقدس ، مکان‌های مقدس ، مسجد مقدس ، کلیسای مقدس ، عدد مقدس ، فرشته مقدس ، هیزم مقدس ، نظام مقدس و ....
در پایان باید گفت چه خوب می شد که در جهان مذهبی نبود , خدائی نبود, توهمی نبود ,قداستی نبود تا خون بی گناهان به نام دگر مذهبی یا بی مذهبی بر زمین ریخته نمی شد یا به نام نمایندگان خدا بر زمین بر گرده مردم سوار نمی شدند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر