۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

خامنه ای همچون گربه ای است که در آئینه خود را ببر می بیند

منبع عکس فیس بوک 
خامنه ای همچون گربه ای است که در آئینه خود را ببر می بیند.

طنزی از:گربه طنز نویس به همراه ببر طنز نویس

توضیح :در اینجا ,منظور از خامنه ای همچون گربه ای است که در آئینه خود را ببر می بیند نه مقایسه با گربه, این حیوان دوست داشتنی و نه مقایسه با ببر, این حیوان زیبا است بلکه منظور توهمی است که دیکتاتورها به خودشان دارند و خود را آن می بینند که نیستند.البته باید دقت داشت که این گربه وببر یک گربه و یک ببر فرضی و تصویری است که وجود خارجی هم ندارند و شامل حال گربه و ببر مشخصی هم نمی شوند.
 به قول معروف در مثل مناقشه نیست .

۱۳۹۱ مرداد ۲۰, جمعه

رابطه فرح دیبا با مذهب



فرح دیبا (زادهٔ ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در تهران) سومین همسر محمدرضا  است.پس از انقلاب ۱۳۵۷، فرح دیبا ایران را به همراه همسرش محمدرضا  ترک کرد و پس از اقامت در چندین کشور، تا درگذشت همسرش در مصر، در کنار او بود.فرح دیبا و محمدرضا  دارای ۴ فرزند به نام‌های رضا, فرحناز، علیرضا و لیلا شدند که از این میان لیلا و علیرضا را در اثر خودکشی به ترتیب در سال‌های ۱۳۸۰ و ۱۳۸۹ از دست دادند.
 فرح دیبا تنها فرزند فریده قطبی و سهراب دیبا بود. فریده قطبی مادر فرح دیبا اهل لاهیجان در گیلان بود و از تبار صوفی و دانشمند علوم دینی، قطب‌الدین شریف لاهیجی بود. پدربزرگ پدری وی سفیر ایران در روسیه و هلند بود.پدر فرح دیبا سهراب دیبا، فرزند سید مجتبی دیبا، از خانواده های سرشناس آذربایجان، اهل تبریز بود. وی در دانشکده افسری سن پترزبورگ به تحصیل پرداخت. پس از انقلاب اکتبر به فرانسه رفت و در آنجا دیپلم متوسطه خود را گرفت.(برای اطلاعات بیشتر می توانید به ویکی پدیا مراجعه کنید لطفا)

در سایت رنگین کمان مقاله ای در خصوص دیدگاهها و فعالیت های غیرسکولار فرح دیبا به قلم رضا رحیمی منتشر شده است که در اینجا به بخشی از آن نگاهی می اندازیم

فرح پهلوی و پروژه سلطنت اسلامی!



farah 01رضا رحیمی
این روزها از مسلمانی محمدرضا شاه پهلوی و از خرافه گرایی و اسلام زدگی اش زیاد سخن میرود. اما از سیاست اسلامی همسر وی، کمتر سخن گفته می شود؛ عقایدی که فقط در حوزه شخصی شاه و فرح باقی نمانده بودند و در تصمیم گیریها و چیدمان نیروهایشان نیز به چشم می خورد.
02
از جمله افرادی که می توان از آنها به عنوان شاه کلید و تئوریسین پروژه سلطنت اسلامی یاد کرد، سید حسین نصر است. وی از خانواده علمای شیعه است. شیخ فضل الله نوری نیای مادری او بود، و اعدام شیخ، خاطره تلخ خانوادگی او محسوب می شود. وی در این باره می گوید: «این واقعه خانواده مادرم را عمیقا متاثر ساخت. تاثیری روانی که بسیاری از اعضای این خانواده از آن رنج می بردند... از این رو من در زمینه مطالعات دینی از جانب خانواده مادرم هم میراث دینی بسیار عظیم و هم آسیب روانی را در خود احساس می کردم.» و شگفتا که میراث دار «شیخ مشروطه کش» از دربار پهلوی سر در میاورد، لقب سفیری شاهنشاه را دریافت می کند، و حتی پیشنهاد وزارت نیز به او می شود، و در نهایت رئیس دفتر فرح پهلوی می شود.
03
مینو صمیمی‌ که‌ آن زمان‌ در دفتر فرح‌ بود می‌ نویسد: «انتصاب‌ دکتر نصر به‌ این‌ سمت‌ البته‌ جز ضرورت‌ چرخش‌ تشکیلات‌ تحت‌ سرپرستی‌ ملکه‌ به‌ طرف‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ تعبیر دیگری‌ نداشت‌.» بیراه نبود که سید حسین نصر درباره پروژه سلطنت اسلامی می گوید: «احساس می کردم که تنها کسی بودم که می توانستم همچون میانجی به ایجاد موقعیتی کمک کنم که در آن مثلا آیت الله خمینی با شاه مصالحه کنند و نوعی حکومت سلطنتی اسلامی بر پا شود که در آن علما نیز درباره امور مملکتی اظهار نظر کنند اما ساختار کشور دچار تحول نشود.»
رویکرد سنت گرایانه فرح پهلوی سبب شد که وی در سال ۱۳۵۲ انجمنی به نام «انجمن شاهنشاهی فلسفه» ذیل بنیاد فرح تشکیل دهد و مدیریت آن را به حسین نصر واگذار نماید. هدف این انجمن «تجدید حیات‌ زندگی‌ فکری‌ سنتی‌ ایران‌ اسلامی‌« قید شده بود. جالب آنکه خود حسین نصر نیز به عنوان یکی از متفکران «اسلام سنت گرایانه» و از «منتقدان جدی مدرنیته» شناخته می شود. نصر یکی از مهمترین مبلغان «بحران» و «شکست» و «سقوط» و «بن بست» و «پایان» غرب بود. از جمله آثار سید حسین نصر می توان به این موارد اشاره کرد: جوان مسلمان و دنیای متجدد/اسلام و تنگناهای انسان متجدد/آرمان‌ها و واقعیات اسلامی/هنر اسلامی و معنویت/مقدمه‌ای بر اصول جهان‌ شناسی اسلامی/محمد، مرد خدا/مکهٔ مکرمه و مدینهٔ منوره/دین و نظام طبیعت/هنر مقدس در فرهنگ ایرانی/سنت عقلانی اسلامی در ایران.
04
برای خواندن ادامه مطلب لطفا به سایت رنگین کمان  مراجعه کنید.

به نوشته ویکی پدیا 
سید حسین نصر (۱۹ فروردین ۱۳۱۲ در تهران) فیلسوف و متأله ایرانی و استاد علوم اسلامی در دانشگاه جرج واشنگتن است که مقالات و کتب دانشگاهی بسیاری را به رشتهٔ تحریر درآورده‌است.[۱]
 سید حسین نصر در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد. پدرش، سید ولی‌الله، همانند پدربزرگش پزشک دربار بود و اهل کاشان. او از جانب مادر نوادهٔ شیخ فضل‌الله نوری است. عمده نیاکان نصر از روحانیون سرشناس بوده‌اند. [۲]
 ............به دلیل روابط نزدیک دکتر نصر با فرح پهلوی و نقش او به عنوان مشاور فرهنگی شاه در اواخر دوران پهلوی دوم، دکتر نصر نهایتاً در گیرودار انقلاب ایران به مشکلاتی جدی برخورد کرد.......

برای خواندن کل مطلب به ویکی پدیا مراجعه کنید لطفا

بنابراین یکی از دلایل علاقه مندی فرح به مذهب ارتباط نزدیک  خانواده مادری او  با مذهب بوده است.

به نوشته ویکی پدیا

قطب‌الدین شریف لاهیجی

 محمد بن علی بن عبدالوهاب شریف دیلمی اشکوری لاهیجی معروف به قطب الدین شریف لاهیجی یا قطب‌الدین اشکوری(مرگ پیرامون ۱۰۸۸ تا ۱۰۹۵ هجری) از علمای امامیه سدهٔ یازدهم هجری و از ریاضیدانان دوره اسلامی به شمار می‌رود. وی در خدمت محقق داماد و برخی از استادان بزرگ آن دوران تلمذ کرد و آثار ارزشمندی از خود برجای گذاشت. از وی چند اثر قرآنی، اخلاقی و عرفانی باقی مانده است.[۱] وی دارای لقب‌های شیخ‌الاسلام، بهاء‌الدین و نیز قطب‌الدین بود.............

 از زندگی قطب‌الدین اشکوری آگاهی چندانی در دست نیست. او همدوره با محدث کاشانی، مجلسی و حر عاملی بوده‌است. استاد نخستینش پدرش بود. همچنین میرداماد از استادان او بوده‌است. فریده قطبی، مادر فرح پهلوی، آخرین شهبانوی ایران و دایی او رضا قطبی از نوادگان قطب الدین لاهیجی هستند..............

برای خواندن کل مطلب به ویکی پدیا مراجعه کنید لطفا

 

پای نوشت : تنها به دلیل ارسال این مطلب به بالاترین 3 روز حسابم بسته شد

تجمع آنارشیست های جهان در سوییس

وین- حدود دو هزار آنارشیست از سراسر جهان در شهر ˈسنت ایمیرˈ سوییس تجمع کردند.

 

 
به گزارش ایرنا، سازمان دهندگان این اجتماع احتمال می دهند سه هزار نفر در کارگاه های نمایشی، بحث های گروهی و کنسرت های آنها که از روز چهارشنبه آغاز شده و به مدت پنج روز ادامه دارد، شرکت کنند.

آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است.

مسوول سازماندهی این اجتماع تاکید کرده است که آنارشیست ها از همه قاره های جهان در این اجتماع شرکت دارند.

این موضوع که این اجتماع در شهر چهار هزار و 800 نفری سنت ایمیر سوییس برگزار می شود، اتفاقی نیست.

این شهر از نظر تاریخی همیشه مرکز تجمع آنارشیست ها بوده است.

140 سال پیش در یک رستورانی در این شهر همایش آنارشیست های جهان برگزار شد که در سایه آن جنبشی در این زمینه شکل گرفت.

در این اجتماع پنج روزه قرار است عملکرد آنارشیست ها در جهان مورد بررسی قرار گیرد.

70 خبرنگار از سوییس و دیگر کشورهای جهان در این شهر حضور یافته اند تا از این اجتماع گزارش تهیه کنند.
پای نوشت: مطلب بالا از ایرنا است و به دلیل اینکه کسانی که در ایران هستند کلا بهتر است وارد سایتهای جمهوری اسلامی نشوند در اینجا کل خبر را برایشان درج کردیم .
ضمنا در همین رابطه نیز ایرو نیوز گزارشی دارد که می توانید برای خواندن آن اینجا کلیک کنید.

یکصدو چهلمین گردهمایی فدراسیونها و کنفدراسیون های آنارشیستی جهان در سوئیس

آنارشیست‌های سراسر جهان در یکصدو چهلمین نشست سراسری خود به مدت 5 روز در نشست بین المللی آنارشیستها در شهر "سنت میر" از تاریخ 8 آگوست 2012 در آن شرکت و تا 12 آگوست 2012 در شهر "سنت پیر" سوئیس به این گردهمایی ادامه خواهند داد.سازمان دهندگان این نشست انتظار شرکت جمعیتی کمتر از 3000 نفر را ندارند.شهر سنت میر با جمعیتی کمتر از پنج هزار نفر همواره محل تجمع این گردهمایی سراسری بوده است. سال ۱۸۷۲ میلادی( 140 سال پیش)  در چنین روزی نخستین همایش آنارشیست ها از سراسر دنیا در رستورانی در این شهر برگزار شد.هر سال نشست سراسری و جهانی آنارشیستها در برلین آلمان برگزار می شد ولی امسال در سوئیس در حال برگزار شدن هست.

با اعلام همبستگی‌ و اتحاد از طرف صدای آنارشیسم
(جمعی‌ از آنارشیست های فارسی زبان)
با بین الملل آنارشسیتی و فدراسیون جهانی‌ آنارشسیتها IAF علاقمندان را به دنبال کردن مطالب و مباحث در سایت معرفی‌ شده دعوت می‌کنیم.

 

Anarchisten-Internationale trifft sich im August in der Schweiz

۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

شکستن انزوا-راهپیمایی اعتراضی پناهجویان از ورتسبورگ به برلین




اطلاعیه مطبوعاتی مشترک کمیته هماهنگی‌ اعتصابات پناهجویان در آلمان و گروه‌های حامی‌ و مدافع پناهجویان

چندی پیش فراخوانی از سوی کمیته هماهنگی‌ اعتصابات پناهجویان منتشر شد که در آن جمع های شناخته شده و فعال در حوزه پناهجویی دعوت به برگزاری جلسه‌ای جهت سازماندهی پروژه ای دیگر در مسیر مبارزات بهم پیوسته پناهجویان در آلمان شدند.مبارزه ای که از تاریخ ۱۹ مارس ۲۰۱۲ در وورزبورگ(بایرن) آغاز شد و اکنون به بیش از ۷ شهر در ۴ استان کشیده شده و در حال گسترش به مقیاس وسیع تری می‌باشد.سرانجام جلسه در روزهای ۴ و ۵ اگوست ۲۰۱۲ در فرانکفورت با حضور کمیته هماهنگی اعتصابات پناهجویان و نمایندگان گروه های مختلف برگزار گردید .


پروژه مورد بحث این جلسه طرح ریزی حرکتی بود که اعصتابیون را در پایتخت به گرد یکدیگر می آورد. طی دو روز بحث و گفتگو برای عملی‌ کردن حرکت به سمت برلین به عنوان پایتخت جمهوری فدرال آلمان، بر روی طرحی پیشنهادی و اولیه (راهپیمایی پناهجویان و اعتصاب در برلین) گفتگوهای تئوریک و تاکتیکی صورت پذیرفت


در پایان جلسه ۲ مسیر مجزا از شهر ورتسبورگ به عنوان شمالی‌ترین شهر استان بایرن انتخاب گردید ،که مسیر اول مسیری کوتاه برای راهپیمایی و مسیر دوم، بلند و با وسیله نقلیه تا برلین طی‌ خواهد شد، که در هر دو این مسیر ها،حضور پناهجویان و فعالین را به همراه خواد داشت و با بررسی و رایزنی درباره جزئیات آن،تاریخ حرکت به سمت برلین در روز 8 سپتامبر 2012 تثبیت گردید..



جلسه دو روزه به شکل گیری پنج کارگروه برای پیشبرد و پیاده سازی پروژه منتهی شد که این ۵ کارگروه به ترتیب:

کارگروه مالی،کارگروه تدارکات هر ۲ مسیر،کارگروه ارتباطات،کارگروه مستند سازی و کارگروه رسانه می باشند.

تراکت‌ها و فراخوان تبلیغاتی این پروژه به چندین زبان تهیه و ترجمه خواهد شد و در چند روز آینده در سایت‌های اینترنتی اعتصابات پناهجویان در شهرهای مختلف و همچنین وبسایت های رسمی فعالین حوزه پناهجویی منتشر خواهد شد..

از تاریخ 23 آوگوست 2012 در شهر اِرفورت استان گوتینگن، کمپ تابستانی "بِرِک ازولِیشن" شروع به کار خواهد کرد که توسط گروه های "صدای پناهجویان" و "کاروان برای حقوق پناهجویان و مهاجران" برنامه ریزی شده است.
 http://www.thecaravan.org/refugeecamp2012


ضمن همبستگی کمیته هماهنگی اعتصابات پناهجویان در آلمان و حاضرین در جلسه با اهداف برپاکننده کمپ تابستانی "بِرِک ایزولیسن"، اعلام می داریم که پروژه راهپیمایی تا شهر برلین و اهداف کمپ از یکدیگر مجزا نیست، بلکه راهپیمایی، یکی از پروژه هایی است که این کمپ و بانیانش به صورت جدی بر روی آن انرژی می گذارند.به همین دلیل، در دو تاریخ مجزا که در روزهای آینده توسط رسانه های مجازی اعلام خواهیم نمود، در روز نخست کمیته هماهنگی اعتصابات برای معرفی چادرهای اعتراضی و کارکرد آنها کنفرانس و کارگاه آموزشی برگزار خواهد کرد و در روز دوم جلسه هماهنگی پروژه راهپیمایی را در دستور کار قرار خواهد داد.
ما بر آنیم که طی یک حرکتی فراگیر و فراملی انزوایی را که بر ما تحمیل شده بشکنیم.سازماندهی ما علیه دیپورت و برای بستن کمپ های پناهجویی و محدودیت تردد در تمام آلمان است

-کمیته هماهنگی اعتصابات پناهجویان در آلمان (ورتسبورگ،آب،برلین،رگنسبورگ،دوسلدرف)
KARAWANE Für die Rechte der Flüchtlinge und Migrantinnen -
The Voice Refugee Forum-
Karawane München-
Karwane Berlin -
شاخه جوانان حزب چپ آلمان  Linksjugend ['solid] NRW





brechen Isolation. Flüchtlings protestmarsch von würzburg bis Berlin

Gemeinsame Pressemitteilung des Koordinationskomitees der protestierenden Flüchtlinge in Deutschland und der unterstützenden Gruppen für die Verteidigung der Flüchtlingsrechte


Vor einiger Zeit ist ein Aufruf seitens des Koordinationskomitees der protestierenden Flüchtlinge veröffentlicht worden. In diesem haben bekannte Gruppen und Organisationen in der Flüchtlingsbewegung zu einem gemeinsamen Treffen aufgerufen, um ein gemeinsames Projekt zu initiieren und die Kämpfe der Flüchtlinge in Deutschland in einer gebündelten Aktion zu verbinden. Der Kampf begann am 19. März in Würzburg (Bayern) und hat sich nun auf sieben Städte in vier Bundesländern ausgeweitet. Dieser Kampf befindet sich in der Expansion. Am 4. und 5. August fand nun das Treffen in Frankfurt am Main statt. Das Koordinationskomitee der protestierenden Flüchtlinge und Vertreterinnen und Vertreter unterschiedlicher Gruppen nahmen teil.



Bei diesem Treffen wurde über eine Aktion beraten, welche die protestierenden Flüchtlinge in der Hauptstadt zusammenführen soll. Zwei Tage lang wurde über den Vorschlag eines Marsches nach Berlin, Hauptstadt der Bundesrepublik Deutschland, diskutiert. Über die Idee der Aktion „Karawane der Flüchtlinge und Streik in Berlin“ wurde hinsichtlich Theorie und Taktik diskutiert.



Am Ende des Treffens wurden zwei separate Routen ausgehend von Würzburg als der nördlichsten Stadt Bayerns festgelegt. Die erste kürzere Route ist als Fußmarsch und die zweite längere Route nach Berlin als Fahrtroute geplant. Die Präsenz der Flüchtlinge, Aktivistinnen und Aktivisten wird die Aktionen entlang beider Routen stärken. Nach eingehender Analyse und Austausch über die Details wurde der 8. September 2012 als Beginn der Aktion festgelegt.



Das Treffen endete mit der Gründung von fünf Arbeitsgruppen zwecks Vorbereitung, Planung und Verwirklichung der Aktion. Die fünf Arbeitsgruppen sind: Finanzgruppe, Arbeitsgruppe zur Planung beider Routen, Kommunikationsgruppe, Dokumentationsgruppe und Mediengruppe.



Die Vorbereitung und die Aufrufe dieser Aktion werden in verschiedenen Sprachen erstellt und übersetzt. In den kommenden Tagen werden diese auf den Internetseiten der protestierenden Flüchtlinge und auf den Internetseiten der in der Flüchtlingsbewegung aktiven Gruppen veröffentlicht.


Am 23. August 2012 beginnt in Erfurt im Bundesland Thüringen das Flüchtlingssommercamp „Break Isolation“:
http://www.thecaravan.org/refugeecamp2012
, welches von The VOICE Refugee Forum und KARAWANE für die Rechte der Flüchtlinge und MigrantInnen in Deutschland organisiert ist.


Solidarisch mit dem Flüchtlingssommercamp „Break Isolation“ erklären wir seitens des Koordinationskomitees der protestierenden Flüchtlinge und den anwesenden Aktivistinnen und Aktivisten, dass die Ziele des Marsches nach Berlin und des Camps nicht voneinander getrennt sind. Der Marsch nach Berlin ist einer der Aktionen der vom Camp und dessen Organisatorinnen und Organisatoren ernsthaft unterstützt und solidarisch mit vorbereitet werden. Aus diesem Grunde werden Flüchtlinge aus den protestierenden Zelten an zwei Tagen, den 25.08.12 und 26.08.12, die Proteste und die dort gemachten Erfahrungen in einem Workshop am ersten Tag und in Konferenzen vorstellen und in einem zweiten Workshop am zweiten Tag die Vorbereitung des Marsches vorantreiben.


Wir mobilisieren bundesweit um Isolation zu brechen, gegen Abschiebungen und Lager, für die Schließung aller Heime und für die Befreiung von der Knechtschaft der Residenzpflicht in ganz Deutschland.


Koordinationskomitee der protestierenden Flüchtlinge (Aub, Berlin, Düsseldorf, Regensburg, Würzburg)

KARAWANE für die Rechte der Flüchtlinge und MigrantInnen

KARAWANE München
KARAWANE Berlin
THE VOICE Refugee Forum
Linksjugend ['solid] NRW

+++++++++++++++       english version       ++++++++++++

Break Isolation – Refugee Protest March from Würzburg to Berlin!


the joint press release of  the coordinating committee of the asylum seekers and their supporting activist groups in Germany
A call has been published by the coordination committee of striking refugees in which the several groups of activists in the field of refugee issues had called for a gathering to organise a new project in the series of the chain struggles of refugees in Germany in order to stimulate an all-together event. The struggle had started since 19th March '12 in Würzburg, Bavaria, and had been extended at the moment to seven cities in four Regions.
The gathering had been held on 4th and 5th August in Frankfurt with the presence of coordination committee and the representatives of different groups and the project is to gather all strikers in the capital of the Federal republic of Germany, Berlin. The primary plan of the project was put forward during two days of debate.

In the end two different trajectories were chosen from Würzburg to Berlin. The shorter trajectory was chosen for the march and the longer one for the cars  to reach Berlin; in both refugees and supporting activists would participate. The departure day has been set to 8th of September 2012.


The two day meeting lead to the formation of five workgroups to organise the projects which are: Financial workgroup, Logistics workgroup for both trajectories, Communication workgroup, Documentation work group and the Media workgroup.


The call will be translated into several languages and in the following days will be published in the striking refugees' websites in different cities and in the official websites of the activists of refugee issues.


The summer camp "Break Isolation "  will be started from 23rd of August 2012  in Erfurt,  Gispersleben.
http://www.thecaravan.org/refugeecamp 2012 that is organised by The VOICE Refugee Forum and The Caravan for the rights of refugees and migrants in Germany.
 The coordination committee is in accordance with the objectives of the Summer camp "Break Isolation" and declares that the Berlin march and the summer camp share the same objectives and the Berlin march is an important serious project for the Camp. The coordination committee will hold a Conference and workshops to present the way the protest tents will function on 25th and 26th of August a meeting to organise the march Berlin.

We are organizing to break the isolation on a nationwide mobilizzation against deportation and Lager protest to close down the refugee camps and to break the Residenzpflicht restriction in all over Germany.  


The coordination committee of striking refugees in the Federal Republic of Germany
(Würzburg, Aub, Regensburg, Düsseldorf and Berlin)


KARAWANE Für die Rechte der Flüchtlinge und Migrantinnen -
The Voice Refugee Forum-
Karawane München-
Karawane  Berlin-
linksjugend ['solid] NRW

۱۳۹۱ مرداد ۱۷, سه‌شنبه

بیاینه حمایت پناه جویان وورتسبورگ از پناه جویان معترض شهر تریر در استان راینلند فالز


بیاینه حمایت پناه جویان وورتسبورگ از پناه جویان معترض شهر تریر در استان راینلند فالز که با تازه گی اعتراض خود را علیه شرایط نابرابر پناهنده گی در المان شروع کرده اند.

ما را در کنار خود دارید...

امروز یک صدو چهلمین روز از اعتراض خیابانی پناه جویان وورتسبورگ است،با غرور می توانیم بگوییم که امروز دیگر این اعتراض وورتسبورگ نیست و در سرار آلمان در حال گسترش است.این اعتراض امروز نه تنها در ایالت بایرن نمانده است بلکه به ایالت های دیگری نیز کشیده شده است.
این جنبش تا به امروز در شهرهای وورتسبورگ و رگینزبورگ، آوب،بامبرگ،دوسلدورف و برلین بوده است.اما امروز شاهد شروع این جنبش در ایالت دیگری نیز هستیم که راینلند فالز شهر تریر می باشد.
ما پناه جویان وورتسبورگ ضمن اینکه اعلام می کنیم که تا رسیدن به وضعیت مطلوب پناهنده گان در المان به مبارزه ادامه می دهیم بلکه حمایت خود را از پناه جویان شهر تریر اعلام می داریم و تلاش می کنیم که تجربیات خود را در طول این 140 روز با کمال میل در اختیار انها قرار بدهیم،زیرا همانطور که گفته شد امروز این یک جنبش پناهنده گی علیه شرای
ط نابرابر و غیر انسانی پناهنده گی در آلمان می باشد و باید به سرانجام مطلوب پناه جویان برسد.
در طول این چند ماه مبارزه هماهنگ در وورتسبورگ و دیگر شهر های آلمان دستاوردهای بسیاری داشته ایم ودولت آلمان خوب متوجه شده است که دیگر نمی تواند هر برخوردی با پناه جو بکند و به جای پاک کردن صورت مسئله باید تدبیری بیندیشد و با جوابی قانع کننده پناه جو را راضی نگه دارد.
پناه جو باید بداند که خودش می تواند خودش را سازما ندهی بکند و پناهنده گی را که حق اوست دریافت بکند،پناه جو باید اگاه باشد که نباید صبر کند تا دولت آلمان برای او تصمیمی بگیرد که موجب شود عمر و زندگی اش را در کمپ های پناهنده گی که چیزی شبیه اردوگاه های اجباری ست تلف کند.ما انسانیم و حق زنده گی انسانی داریم و هیچکس نباید شرایط زندگی نابرابر را به ما تحمیل کند.
در کشورهای خود علیه شرایط غیر انسانی مبارزه کرده ایم و امروز اینجا هم همین کار را می کنیم و تن به سیاست های کثیف سرمایه داری و نابرابر دولت ها نمی دهیم.
با درود به پناه جویان شهر تریر و به امید موفقیت پناه جویان وورتسبورگ

فراخوان به کمپ تابستانی پناهندگان2012, 23.08 – 02.09 در ارفورت - تورینگن


فراخوان به حضور در کمپ تابستانی پناهندگان 2012
اتحاد و همبستگی ما در برابر بی عدالتی های استعماری و حملات بر زندگی خانوادگی مان
جلسه مشترک برای توسعه پلت فرم پناهندگان و مهاجران
درهم شکستن سکوت و انزوا - کمپ تابستانی پناهندگان 2012
23.08 – 02.09.2012
در ارفورت - تورینگن
دوستان، خواهران، برادران، فعالن، حامیان و همکاران،
سازمان پناهندگان وویس و کاروان برای دفاع از حقوق پناهندگان و مهاجرین در تابستان، یک اردوگاه تابستانی را سازماندهی میکنند. از شما دعوت میشود، با هم، به مدت ده روز، به آینده بنگریم و بحث وگفتگو کنیم، که چگونه خو دسازماندهی پناهندگان را تقویت و توسعه دهیم. ما میخواهیم همبستگی و اتحادی را که تا به امروز در مبارزات عملی بدست آورد ه ایم را بیش از پیش تحکیم بخشیم و خود را برای مبارزات آینده آماده کنیم. ما از تجربیات بلند مدتمان در مبارزات سازمان یافته علیه اخراج از آلمان و کلیه شکل وبه وسیله سیستمهای سرمایداری G نوع آن آگاهیم که، خودمختاری و خود توانمندسازی پناهندگان، که مستقیما در معرض خطر قرار دارند، هسته اصلی جنبش برای غلبه بر استثمار، ظلم و ستم است. ما می دانیم که میتوانیم با تمرکز کامل و شفاف و یک مرکز رو به رشد به اهدافمان دست یابیم. ما بعد از اولین کنفرانس برای تشکیل کمیته های پناهندگی و ایجاد گرو ههای G اتحاد علیه بی عدالتی و استعماری در سال ۲۰۰۹ ، دائما محلی دراردوگاهای پناهندگی و شهرهای مختلف فعال هستیم. در این گذار ما برای گسترش بیشتر، تقویت همبستگی، ارتباط بیشتر بین گروههای موجود و گروههای در حال تشکیل را خواه هانیم .تعلیمات Z در اردوگاه تابستانی بازتابی از فعالیتهای گذشته، آنالیز فضای سیاسی و بالا بردن سطح و ارتقا
موفقیت آمیز گذشته و همچنین ضعفهای خودمان را برای فعالین a سیاسی مان را بررسی خواهیم کرد. تا بتوانیم تجربیات جدید خودمان را روشن سازیم. وقت آن است که تجزیه و تحلیلی از زندگی روزمره خودمان کرده و نگاهی به موقعیت
مان بیاندازیم تا بدانیم که کجا ایم و ادامه راه مشترکمان چگونه خواهد بود
مشاهدات انجام شده به روز، با وجود تمام مبارزات و مقاومتها علیه، بازگشت و دیپورتاسیون، ممنوعیت رفت و آمد وسکونت اجباری در یک حوزه خاص، خشونت پلیس و حملت دولت آلمان به پناهجویان و مهاجرین - به ویژه تحت تاثیر بحران سیستم حاکم - به شدت تقویت میشود. نژادپرستی به عنوان یک ابزار سلطه و شکاف به شدت مورد استفاده قرار میگیرد، به طوری که علاوه  بر اینکه مسبب گرسنگی و فقر، انزوا و جدائی از خانواده هستند تازه ثروت را هم به تصرف خود درآورده اند.
ما امروز شاهدیم، علی رغم همه قیامها و شورشهای اجتماعی وسیاسی، نابودی کشورهای مان، زندگیمان و جوامع مان توسط کشورهای غربی، به روش یک جنگ جهانی جدید دنبال میشود. ما باید ببینیم، علیرغم آشکارا بودن قدرت اعتراضات، تصمیمات قدرت در کشورهای ما، همچنان روی میزگرد هایی، خارج
از قاره  ما گرفته میشود.این تجربه جدیدی نیست، ولی بی پرده گی، که با آن آشکار میشود، سیلی محکم و تحقیری دوباره است
همچنین نقطه ضعف خود ما را آشکار می سازد. از طریق صادرات هدفمند اسباب جنگی، تحریم اقتصادی و مداخلت سیاسی نظامی، ملزم بر هرگونه تغییر شکلی در روابط استثماری را مانع میشوند و هرگونه متحدان نظامی ناتو جهان را به حالت جنگ دایمی a با تلاشی برای دست یابی به استقلال واقعی خفه میشود. مقرر دادند و همچنین تهدیدی برای خانواد ه های مان که در کشورهایست که ما مجبور به ترکشان شده ایم
اعتراضات علیه عاملن بدبختی در قاره  ما افزایش می یابد، همچنین جوانان در اروپا شروع به شناخت درو غهای تبلیغاتی و مبهم دولت هایشان کرده و بر ضد دیپورتاسیون، استثمار و نظامی گری متعهد شده اند.
با این همه و علیرغم مبارزات ما، مرزهای خارجی اروپا هر روز نظامی تر و سیستمهای زندگی اجباری در اردوگا ههای انزوا پناهندگی داخل اروپا بطور مداوم درحال توسعه است. کشورهای مرز اروپا باید برای کشورهای مرکز، پناهندگان را متوقف و یا دور نگهدارند.اردوگا ههای پناهندگی و سیستمهای نظامی بازدارنده، بیشتر و بیشتر واگذار به کشورهای مرزی میشود.
همواره کشو رهای بیشتری رعیت مبارزه با مهاجرت اجباری سیاستهای اروپا میشوند و کارهای کثیف کشورهای اروپایی را در قاره آفریقا یا آسیا انجام میدهند. عواقب مخرب، گواهی استعماری و ایدئولوژی نسل کشی نخبگان حاکم می باشد. هر پنج ثانیه یک کودک زیر ده سال از گرسنگی می میرد این رقم روزانه
به سی هفت هزار نفر هم می رسد، اگر چه بشریت قادر به تولید مواد غذایی برای تمام جمعیت جهان می باشد. هر شصت ثانیه یک نفر به ضربه گلوله جان Z یک میلیارد نفر بطور دائم و به شدت دچار سوم یبازد. سالنه نیم میلیون انسان به ضرب زخمی شدن گلوله کشته میشوند. از سوی دیگر شرکتهای وم را در صادرات اسلحه اشغال کرده اند. مدتهاست که کاپیتالیزم نقا ب طلایی خود را از a آلمانی رتبه از دست داده است. پیشرفت تخریب جهان نه تنها مردم را میکشد، بلکه امرار معاش نسلهای آینده را هم نابودمی کند. بنابراین اعتراضات ما بخشی از مبارزات مان علیه این تخریب دائمی، به طورفزاینده مهم و الزامیست.مقاومت بحق ما همواره به افراد بیشتری می رسد، اما در مقایسه با مقیاس تخرب و فراوانی حملت تضعیف شده به نظر می رسد، شفافیت سیاسی، تجزیه و تحلیل و گسترش ساختار حاکمان قدرت نیاز به زمان،
مطالعه و درک جمعی را می طلبد، ولی ما خودمان فرزندان سیستمهای سرمایه داری و استعماری هستیم،پراکندگی و رفتا رهای رقابتی در بین جنبش مقاومتی مان باعث ضعف جنبش علیه دیکته کاپیتالیزم میشود. ذهنیت استعماری ما از اثرات میراث استعمارشکل گرفته، و ما توسط یک زنجیر با همدیگر ارتباط داریم وبه همدیگر وابسته ایم، که در زمان استعماری بین ستمگران و جوامع تحت ستم به وجود آماده است. نه تنها جنبش ما تحت نفوذ و دستکاری متحدانش قرار داده شده است، بلکه به وسیله دستور کارهای مخفی، برای اجرای دستور کار خاص خود، که فقط برای امنیت زندگ ی شخصی و وضعیت شخصی خود را شامل میشود را دارند. با این حال، این تاثیرات، تضعیف هسته اصلی این جنبش را که در تعیین خودمختاری و خود
توانمند سازیست بطور مستقیم تحت تاثیر قرار داده است . بنابراین، ما - انجمن پناهندگان وویس و کاروان برای دفاع از حقوق پناهندگان و مهاجران - شما را برای
نشست ده روزه درایالت تورینگن فراخوان می خوانیم. در فرایند توسعه اجتماعات پناهندگی و کمیته های پناهندگی برای ایجاد خود کفایی و خود مختاری شرکت نمائید و قسمتی از بستر همبستگی پناهندگان به عنوان بخشی از شبکه کاروان باشید. همه آنهایی که، هدفشان، با مبارزه پناهندگان به دنبال غلبه موثر علیه نژادپرستی و طرز تفکر استعماری هستند و خود را مرتبط می دانند، را فرا می خوانیم، که در این کمپ
تابستانی به تورینگن بیایند.این اردوگاه لزوم تقویت به تمرکز مقاومت پناهجویان را خدمت می کند و برای رسیدن به این هدف بحث و گفتگو و تجزیه و تحلیل خواسته ماست. هدف ما به اجرا در آوردن کمپینها یا فعالیتهای مختلف آینده مقابل هم یا اطلاع رسانی به هم دیگر نیست، ما خواهان تقویت همبستگی میان خود از طریق مبادلت فرهنگی فعال هستیم و میخواهیم دریابیم که تا چه حدی آزادی مان به دیگران بستگی دارد و چگونه میتوان مبارزه دیگران را مبارزه خود کرد و چه طور میتوانیم خود را در این مبارزه سهیم کنیم .سیستم نگهداری لگر اغلب سخت ترین شرایط را دارند، مستند سازی مشترک آینده ما، یک مدرک انکارناپذیر علیه جنایاتی تحمیلی حال و گذشته خواهد بود. کمپ تابستانی، مکان تنوع فرهنگی و امکان آزادی بین ما خواهد بود، لذا از همه شما دعوت می نمائیم که استعدادهای خود را در موسیقی، نقاشی، شعر،
رقص، ورزش و ... در این کمپ به اجرا بگذارید. منتظر کسی که قول راه حل داده نباشید، آن شخص نمی آید. منتظر نمانید که مشکلات انباشته شود و بعد
کار از کار می گذرد. افرادی هم که دیگر پناهنده نیستند  فکر نکنند که دیگر پناهنده G دست به عمل بزنید، بعدا نیستند، ما همه اجیر بی عدالتی استعماری هستیم
!توقف فوری جنگ علیه فرار
!همبستگی با پناهندگان در مقاومت, در آلمان
!همبستگی با جنبش بین المللی از پناهندگان و مهاجران در مقابل استثمار و ستم
!سازماندهی خود در برابر اردوگا ههای پناهندگی در آلمان، اروپا و سیاست اخراج
!اتحاد در برابر بی عدالتی های استعمار
!انزوا را بشکنید، فراتر از همه موانع تفکیک کننده بروید، در مبارزه متحد شوید

۱۳۹۱ مرداد ۱۵, یکشنبه

دعای خر ملا : ملا جان, ما را از شر حزب کمونیست کاغذی محفوظ نگهدار



دعای خر ملا نصرالدین : ملا جان, ما را از شر حزب کمونیست کاغذی محفوظ نگهدار
 پس از آنکه ملا نصرالدین و خرش طی یک حادثه از هم جدا شدند و خر ملانصرالدین به دنبال ملا , دربدر این شهر و آن شهر گشت عاقبت در زیر باران شدید به شهر کلن رسید و دید که مبارزین حزب کمونیست کاغذی در زیر چادری ایستاده اند که در هر گوشه آن پرچم حزب کمونیست کاغذی را آویزان کرده اند که البته خر ملا می دانست که حزب کمونیست کاغذی که در شعارش اساس سوسیالیسم انسان است پس بنابراین ربطی به حیوانات و خر ملا ندارد نفسی راحت کشید که اساس سوسیالیسم آنها حیوان نیست وگرنه وسط پرچم حزب کمونیست کاغذی یک عکس خر هم می کشیدند تا بگویند ملا نصرالدین هم هوادار حزب ماست تا بتوانیم به تنهایی به قدرت سیاسی برسیم و بر آن تکیه بزنیم و وعده سرخرمن بدهیم . البته لابد دیگر اسم حزب ,کمونیست کاغذی نبود بلکه اسمش حزب کمونیست خرکی بود و آنموقع به هر گوش خر ملا و دم خر ملا نصرالدین یک پرچم حزبی آویزان می کردند و دربدری خر ملا نصرالدین را به پای علاقه وافر خر ملا به حزب کمونیست خرکی می گذاشتند و در نشریات حزبی خود مقاله هایی در تمجید پایبندی و علاقه خر ملا به حزب کمونیست خرکی به رشته تحریر در می آوردند و چنانکه خر ملا اعتراض می کرد اعتراض اورا نشانه آوانتوریسم او می نامیدند و حتی اورا تهدید به اخراج از حزب کمونیست خرکی می کردند. 

نوشته ای از: طنز نویس خرکی
 پای نوشت: در اینجا منظور از بکار بردن کلمه خر ,توهین به خر نیست و همچنین مقایسه با حیوانات را توهین نمی دانم.البته باید دقت داشت که این خر یک خر فرضی است که وجود خارجی هم ندارد.
 به قول معروف در مثل مناقشه نیست .

بهروز سورن: تابستانی متفاوت برای اپوزیسیون


تابستان امسال اما خود ویژه است. از سوئی نظریه پرتاب کنندگان طیف رفورمیست زمینه ای عینی برای طرح مجدد ایده ببخشیم و فراموش کنیم , نمی بینند. جنبش سبز از تکاپو افتاده است و به سکوت و سوت و خم ابرو! تبدیل شده و به پشت بام ها هم برای قرائت! الله و اکبر نمی رود. از جهت دیگر طیف رادیکال و چپ اپوزیسیون در خارج از کشور به درونگرائی کشیده شده است.  برگزاری دادگاه لندن ( ایران تریبونال ) محرک  این درونگرائی بوده است. چنانچه پیش از این چپ بطور کلی و علیرغم اختلافات عدیده اش در ایام تابستان هر ساله  یکپارچه به افشای این جنایات می پرداخت و یاد آن عزیزان را زنده نگاه میداشت اما هم اکنون و به شکل ارادی , با کشمکش هائی چند درگیر است.

.........................


تابستانی متفاوت برای اپوزیسیون
بهروز سورن
4.08.2012

هر ساله و با نزدیک شدن به تابستان و ماههای مرداد و شهریور گفتمان دهه شصت و کشتار زندانیان سیاسی که اوج آنرا میتوان قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان سال 67 دانست, تازه می شود و امواج مقالات, خاطرات , اعتراضات و یادبودها برای افشای چهره سیاه حاکمان برخاسته و تلاش های پرشماری برای مقابله با فراموشی این دوران سیاه صورت می گیرد.
به تجربه دریافته ایم که هر گاه اصلاح طلبان ( که خود جزئی از آمران و عاملان سرکوب زندانیان سیاسی در دهه شصت بوده و همیشه سکوت کرده اند ), همزمان با این ایام در صحنه سیاسی فعال بوده اند, بموازات نزدیک شدن به این ایام تلاشهای متعددی برای القای تئوری فراموشی و یا بخشش به افکار عمومی در داخل و خارج کشور داشته اند. بدینصورت میخواهند پای خود را از این ( مخمصه ) بیرون بکشند تا دوباره سوار بر امواج اعتراضی به سکوی قدرت پرت شده بدون آنکه پاسخگوی اعمال گذشته خود باشند.
بخش بزرگی از نیروی رادیکال های اپوزیسیون که خود از قربانیان آندوران هستند در زمینه خنثی سازی این القائات بکار رفته است. تلاش شده است تا با مراجعه به عرف و قوانین مترقی موجود ضرورت کاوش و حقیقت یابی و محاکمه آمران و عاملان این جنایات  بازگوئی شود. شاهدان و خانواده های قربانیان و ایندوره خونین خوشبختانه هنوز هستند و مدارک مکفی در اختیار است. کدام ضرورت میتواند در برابر دادخواهی آنان قرار بگیرد؟
قطعا این مقابله تبلیغاتی ضروری بوده است و حقیقتا موثر واقع شده است. انگیزه ها و خواست و تمایل بازماندگان و خانواده های قربانیان بقدری بالا بوده است که  بعنوان نیروئی بازدارنده متولیان ایده فراموشی و بخشش را تا کنون عقب رانده است. بویژه اینکه تداوم سرکوب  جنبش ها از سوی حاکمیت که اینبار بخشی از اصلاح طلبان را نیز در برگرفته است, بیهوده گوئی این القائات را به ثبت رسانده است.
تابستان امسال اما خود ویژه است. از سوئی نظریه پرتاب کنندگان طیف رفورمیست زمینه ای عینی برای طرح مجدد ایده ببخشیم و فراموش کنیم , نمی بینند. جنبش سبز از تکاپو افتاده است و به سکوت و سوت و خم ابرو! تبدیل شده و به پشت بام ها هم برای قرائت! الله و اکبر نمی رود. از جهت دیگر طیف رادیکال و چپ اپوزیسیون در خارج از کشور به درونگرائی کشیده شده است.  برگزاری دادگاه لندن ( ایران تریبونال ) محرک  این درونگرائی بوده است. چنانچه پیش از این چپ بطور کلی و علیرغم اختلافات عدیده اش در ایام تابستان هر ساله  یکپارچه به افشای این جنایات می پرداخت و یاد آن عزیزان را زنده نگاه میداشت اما هم اکنون و به شکل ارادی با کشمکش هائی چند درگیر است.
در دل بسی نهفته بود !!
تفاوت های نظری, سیاسی همیشه در میان اپوزیسیون و بطور خاص در بستری که ما چپ می نامیم موجود بوده است. گاها زخمهای عمیق و قدیمی نیز سر باز کرده اند و در میان فعالین چپ به موضوعی برای بحث تبدیل شده است. سازمانها و تشکلهای موجود به صفت سازمانی در این مباحثات شرکت نداشته اند و یا بندرت در این فاز اطلاعیه داده اند اما آنچه فضای تابستان امثال را متفاوت با دوره های پیشین کرده است اینکه جدل های موجود از متون و مقالات فعالین این جریان ها فرانر رفته است.
کلید رمز تمامی این کشمکش ها در میان چپ امروز بر دو محور عمده استوار شده است. گفتمان تحریم اقتصادی و دریافت کمک مالی ایران تریبونال از امپریالیستها و بنوعی تاکید برمقوله ( شفاف سازی ) بوده است.
بعنوان یکی از حاضرین در دادگاه لندن که صرفا به مقصود تهیه خبر و گزارش ساعاتی را در سالن مزبور سپری کردم و در پی آن مصاحبه ای با یکی از شرکت کنندگان ( بهرام رحمانی )انجام دادم , تقریبا تمامی نوشتارهای مربوطه  در تائید یا رد آنرا خوانده ام و چندین گفتار رادیوئی را بهره برده ام و با نظرات نویسندگان آنها آشنا هستم.
 بقوت بگویم که هر دو سوی این صفحه شطرنج افراد و انسان هائی والا نشسته اند که زخم بر پیکر دارند. داس سرکوب و نابودی سال های سال بر سرشان بوده است و از بخت بالایشان امروز توان نوشتن دارند. در آتش دادخواهی از عزیزانشان میسوزند و لحظه ای در این سال ها آرام نگرفته اند. دردی مشترک دارند و راهی متفاوت می روند.
به اعتقاد من علیرغم تمامی نیات پاکی که در پس این تلاشها و زنده نگاه داشتن یاد قربانیان کشتار سراسری جمهوری اسلامی در زندانها هست اما بخشا این احساس که در برخی موارد از این مقوله استفاده ابزاری میشود, هست. منش ارباب و رعیتی, مرید و مرادی, ولی نعمتی و.... در میانخاطره نویسان و زخم خوردگان آندوران بنوعی از نوشتارها و خاطرات زندانیان سیاسی آن دهه در این زمینه استخراج میشود. موضوع جدیدی نیست اما همیشه آزاردهنده بوده است.
ارزش گذاری ها برمکتوب کردن خاطرات در اساس تکمیل کردن و غنی نمودن تاریخچه جنایات رژیم بطور کامل نبوده است. بخشا این نیست که نسل جوان با تاریخ سرکوب پدران و مادرانشان بیشتر آشنا شوند.
اینکه:
من موفق شده ام همانند دیگران صفحاتی به تاریخچه مکتوب و ادبیات زندان بیافزایم
کمکی کرده ام تا تاریخ سرکوب و ستم استبداد حاکم دستخوش فراموشی نشود
نسل جوان باید با تاریخ خونین ملتش آشنا شود
باری بر دوشم مانده بود که بزمین گذاشتم
وظیفه ای سنگین در قبال همبندی هایم و خانواده هایشان بر عهده من بود که انجامش دادم
بخاطر اینکه این جنایات دیگر بار تکرار نشود تلاش کردم
شاید روزی در دادگاه های بین المللی و یا کشورم شایستگی سند را داشته باشد
و...
 
ناگفته نگذارم که با تمامی معضلات و مشکلات خاطره نویسی این عزیزان آشنایم و خود نیز دفترچه ای از خاطرات زندان را منتشر کرده ام. میدانم که در حین و پس از اتمام هر خاطره روحیات دستخوش تغییر می شوند و بسیاری متاثر از بازگشت به آندوران تلخ و تاثیرات آن  روان تراپی در پیش میگیرند.
اما یک چیز محرز است. موفقیت ما در زنده نگاه داشتن یاد آن عزیزان, همدلی با خانواده هایشان, بازپروری دمکراتیک همگانی و مجازات آمران و عاملان آن جنایات هولناک تنها در گرو اقدامات دمکراتیک وعمومی ماست و نه به تنهائی تلاشهای فردی رابین هوود هائی که از این گفتمان استفاده ابزاری برای طرح و نظرخود و جناح های مطلوب سیاسی خود می کنند.

در انتها گفتنی است که در میان تمامی متون با اتهامات وابستگی مالی ایران تریبونال که از سوی مخالفان آن خوانده و شنیده ام و مشتاقانه در انتظار اسناد مربوطه انتظار کشیده ام تا کنون حتی یک سند از این نوع وابستگی ارائه نشده است. اینکه آقای پیام اخوان ( همانند رضا طالبی در گردهمائی چهارم زندانیان سیاسی ) به نهادهای دولتی و بین المللی متصل است, صحیح و واضح است اما خوانندگان متون هنوز بلحاظ استنادی پیامی اثباتی دریافت نکرده اند.
برخوردهای فردی غالبا محتوائی شخصی داشته اند و شفاف سازی هنوز آغاز نشده است. اینکه امپریالیسم چنین و چنان است کاملا درست اما بحث باز شده از سوی فعالین سیاسی در ارتباط با دریافت کمک مالی از امپریالیسم و ارتباط دادگاه لندن با جنگ افروزی احتمالی اسرائیل و آمریکاعلیه کشورمان هنوز مبحثی باز است.
حال آنکه جا دارد ایران تریبونال نیزغیر حقیقی بودن این اتهامات را از طریق ارائه بیلان مالی خود با شفافیت تمام و بطور علنی ارائه دهد. همانطور واضح است که تحریم اقتصادی اثرات مخرب و زیانباری بطور مستقیم در زندگی مردم کشورمان دارد و میتواند سلاحی بشدت مرگبار باشد.

لینکهای زیر بخش غالب نوشتارها بر له و علیه ایران تریبونال را شامل میشود.


راستی‌ حرمت انسانی‌ مثل مبارزه سیاسی به نرخ روز است؟




عکس متعلق به "هولگر مینز" از اعضا چریکهای R.A.F در آلمان است که در تاریخ ۹ نوامبر ۱۹۷۴ در اثر اعتصاب غذا در زندان‌ امنیتیِ آلمان جان سپرد. هولگر مینز 53 روز در اعتصاب غذا در اعتراض به عدم شناسایی به عنوان زندانی سیاسی و اعتراض به اعدام رفقایش در آلمان که باید یادمان نرود باید مبارزه مدنی را که مبادا باعث تحقیر حرمت انسانی‌ شود.

راستی‌ حرمت انسانی‌ مثل مبارزه سیاسی به نرخ روز است؟؟؟

در پاسخ به : هدف وسیله را توجیه نمیکند!!!!در مخالفت با لب دوزی در وورتسبورگ!!!!!!

ای کاش وارتان سخن میگفت. تا جانش وسیله نشود برای هدفش و در اوج آوانتاریسم جهان سومی توجیه نمیکرد که چرا سخن نمی‌گوید.

ای کاش بابی ساندز به غیر اجتماعی‌ترین شکل ممکن و در گوشه‌ سلول زندان اعتصاب غذا نمیکرد تا مبادا افکار عمومی‌ بشریت متمدن مورد هجوم تحقیر و توهین آوانتاریسم جهان سومی‌ قرا گیرد
... ...
اینها چه احمقانه در گوشه زندانها چه خود ارضایی سیاسی میکردند با رادیکالیسم نوع جهان سومی در مدح و ستایش انقلابی گری,

ای کاش قضاوتی قضاوتی قضاوتی در کار درکار درکار می‌بود.

ای کاش لب دوزی نوعی رادیکالیسم به حساب می‌‌آمد تا این خود ارضا کنندگان سیاسی را که به جای مبارزه سازمان یافته قدرتمند در جلسات الیت گرایانه در مدح و ستایش مبارزه روی کاغذ و در فضای مجازی که تا به امروز بیشترین پتانسیل‌های اجتماعی را آزاد کرده و به خیابان کشانده میفهمیدند که خود اصل ۳ ماه در خیابان ماندند ضعف و استیصال و دهان کجی به مبارزات سازمان یافته مبارزینی است که سالهاست با چانه زنی‌ از بالا و مذاکرات بسیار مهم توانسته اند لابی‌ها و باند‌های مهمی‌ را تشکیل دهند تا برای حل مشکل پناهندگی هزاران صفحه مقاله بنویسند

برای رادیکالیسم متاسفم که نام این جوجه سیاسی هایی که هنوز نمیداند سیاست را به کدامین س می‌نویسند و تجربه مدنیّت اپورتنیستی مبارزه روی کاغذ را ندارند و آنقدر شجاعت را مسخره گرفته اند که به خود جرات آزمون و خطا میدهند و عملا میخواهند در مبارزه تجربه کسب کنند و چه احمقانه قصد دارند پا از فرمولهای همیشگی‌ فراتر بگذارند که میشود سالیان دراز مبارزه از بر کرد و هرچه بیشتر با قوانین کنار آمد تا جایی‌ که آنقدر محمد رهسپار‌ها خودکشی‌ کنند که دیگر این چنین آوانتاریستهایی به مقام انسان توهین نکند که این ماجراجویی‌ها مبادا بیشتر شود که نه سیخ مبارزه سازمان یافته تحمل می‌کنیم تا روی دولت‌ها کم شود به سوزد نه کباب قوانین دولت‌ها که مگر میشود یه مشت جوجه سیاسی آنهارا زیر سوال ببرند.....


راستی‌: تز‌ و آنتی تز‌ و سنتز چی‌ بود???خوردنی یا پوشیدنی!!!

در مورد این جوجه سیاسی‌ها بیشتر از این نمیشود چیزی گفت چون جرات آزمون و خطا داشتن اصلا در سیاست جایی‌ ندارد و همان بهتر که در وسط خیابان به فکر پیاده کردن شیوه‌های جدید خود ارضایی سیاسی باشند تا مبارزه سازمان یافه بنوشند و سازماندهی از بالا تناول کنند
آوانتاریستهای وورتسبورگ معتقد هستند که سیاست را با س دسته دار مینویسند به همین جهت تمام سیاست مداران مبارز را در این زمینه به مناظره دعوت میکنند!!!!

در آخر هم عکسی از یک آوانتاریست جهان سومی‌ را ضمیمه می‌کنم تا عبرتی باشد برای تمام خود ارضا کنندگان سیاسی که ببینند در اوج استیصال و ضعف سیاسی چگونه در اسارت و اعتصاب غذا نعره خواهند کشید اگر شیوه مبارزه مدرن و جهان اولی‌ وای که چه قدر این دولت‌ها بدند را رعایت نکنند به چه روزی دچار میشوند اگر آسته نروند و آسته نیایند چون گربه شاخمون می‌زنه!و دیگه نمی‌تونیم تا آخر عمر از مزایای سوسیال بگیری و توی پیری مردن و برامون سنگ یادبود ساختن شاید توی ‌های گیت برخوردار شویم.

۱۳۹۱ مرداد ۱۴, شنبه

تظاهرات پناهندگان سیاسی در شهر دوسلدورف


ما اینجا دور هم گرد آمده­ایم، تا بتوانیم از حق و حقوق خود دفاع کنیم: از آزادی خود

اولین بار در تاریخ 19 مارچ 2012 به خاطر شرایط بدی که در کمپ­های پناهندگان سیاسی در شهر ورتسبورگ بوجود آمد، ما شروع به تظاهرات سیاسی کردیم.
هنوز در حال حاضر تعدادی از همکاران و دوستان ما در این شهر در حال تظاهرات هستند و به مبارزه ادامه می­دهند.
آنها با فعالیت­هایی که در ورتسبورگ انجام دادند، توانستند بعضی از قوانین مربوط به پناهندگان را به مردم این شهر و نه تنها این شهر، بلکه تقریباً در تمام شهرهای آلمان تا اندازه­ای توضیح داده و بیان کنند.
آنها بیش از 100 روز دست به اعتصاب غذای خشک و تر زدند. و در عین حال تظاهرات خود را موازی با اعتصاب، ادامه دادند. با وجود این، هیچ­گونه تغییری در شرایط آنها بوجود نیآمد.
این تظاهرات و اعتصابات، آنها را امیدوار کرد که با ادامه به آن به نتیجه­های مثبت خواهند رسید. در حال حاضر این پناهندگان به موازات هم در شهرهای آوب، بامبرگ، دوسلدورف، اُزنابروک، برلین ، رگنزبورگ و ورتسبورگ در خیابان هستند و به مبارزه ادامه می­دهند.
ما به این امید شب و روز در خیابان هستیم تا به اهداف­مان به شرح زیر برسیم:
  1. - کوتاه کردن مدت درخواست پناهندگی از ادارۀ مهاجران سیاسی.
  2. – برداشتن قوانین گروهی در خوابگاه پناهندگان. 
  3. – لغو شیوۀ تقسیم غذا و کوپن­های البسه.
  4. – حق داشتن وکیل مدافع و مترجم تا پایان پروسۀ پرونده­های پناهندگی.
  5. – حق یادگیری زبان آلمانی از بدو شروع درخواست پناهندگی.
  6. – حق داشتن اجازۀ کار در دوران پناهندگی.
  7. – حق ادامۀ تحصیل در دانشگاه­ها
  8. – حق انتخاب پزشک برای درمان.
  9. – ممنوعیت برگرداندن به کشور خود، تحت هیچ عنوان.
  10. – به­رسمیت شناختن تمام پناهندگان سیاسی.
ما از اقدام غیر انسانی دادگاه دوسلدورف در ممنوع کردن حضور و تظاهرات ما در این شهر، بسیار متأسفیم. با این وجود ما تا آخرین لحظۀ زندگی، به راهمان ادامه خواهیم داد. مخالفت دادگاه و سایر ادارات شهر دوسلدورف برخلاف مواد 13 و 14 و 15 منشور جهانی حقوق بشراست.

فراخوان گزارشگران: ما ساکت نمی مانیم!


خاوران یادگار عزیزان ماست. انگیزه ای برای خروش و فریاد مردم ما بر بیدادی تاریخی است. وظیفه خود میدانیم که در امتداد مبارزه با فراموشی و خاموشی تابستان هر سال را رساتر از گذشته در پی حقیقت یابی و افشای جنایات گسترده جمهوری اسلامی در قتل عام زندانیان سیاسی در زندانها ی سراسر کشور در دهه شصت و بویژه کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت و در جستجوی ابزار مستقل و غیر وابسته  برای دادخواهی از بخون خفته گان در ( لعنت آباد ) خاوران تهران باشیم. عزیزان ما آنجا آرام گرفته اند زیرا که از کنج مخوف زندانهای شما به افق رهائی خیره شدند و بر شکنجه های روزانه و مکرر مزدورانتان وقعی نگذاشتند.مرگ با افتخار را در برابر زندگی بی اختیار ترجیح دادند و دوش تا دوش وآغوش به آغوش خفته اند. قطعا لحظاتی پیش از آنکه ضحاک و ضحاکان زمان جان پاک آنان را بگیرند با خود اندیشه کرده اند که آیندگان و نسلهای جدید این برگ از تاریخ خونین حاکمیت را فراموش نخواهند کرد و افقی سرشار از عدالت و حقیقت را در برابر خود داشته اند.
زنده باد یاد شورآفرین بخون خفتگان خاوران و سایر گورهای جمعی سراسر کشور
ما فعالین سیاسی – اجتماعی – فرهنگی و هنری ضمن محکوم نمودن کشتار زندانیان سیاسی بی دفاع در دهه شصت و بویژه تابستان 1367 توسط جمهوری اسلامی خواهان جلب توجه , و اعتراض افکار عمومی جهانیان برای بازخوانی این جنایت  و محکوم کردن آن هستیم
اسامی کشتارشدگان این مقطع زمانی در زندانهای کشورمان در این آدرس قابل دسترسی است

این فراخوان همراه با اسامی تا انتهای فصل تابستان باز خواهد بود و سپس با ترجمه بزبانهای رایج به وجدانهای بیذار ذر سراسر جهان ارسال خواهد شد.
گزارشگران

۱۳۹۱ مرداد ۱۳, جمعه

اعتراضات پناهجویان در هفت شهر آلمان که همچنان رو به گسترش است





لینک صفحه‌های فیس بوکی پناهجویان اعتصاب کننده در آلمان در
 شهرهای آوب، بامبرگ،دوسلدورف، اُزنابروک، برلین ، رگنزبورگ و
 ورتسبورگ که بر علیه سیاستهای پناهندگی که بیش از ۴ ماه است در خیابان هستند و همچنان این اعتراضات در شهر های دیگر رو به گسترش است.

حمایت کنیم و به اشتراک بگذریم

http://www.facebook.com/GUStreik

http://www.facebook.com/pages/Solidarit%C3%A4t-mit-den-iranischen-streikenden-Fl%C3%BCchtlingen-in-Regensburg/263392000432126


http://www.facebook.com/AsylAub

http://www.facebook.com/solidarity.asylumseekers.berlin

http://www.facebook.com/Resistanceofrefugee


دموکراسی سیاسی و آزادی اقتصادی


منبع عکس فیس بوک 




لیبرالیسم اقتصادی

سرمایه داری