ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۲۸, سه‌شنبه

تاکتیک ها و استراتژی آنارشیست ها در چگونگی برخورد با اپوزیسیون و جمهوری اسلامی


به باور من هیچ خطری بزرگتر از دولت جمهوری اسلامی در حال حاضر وجود ندارد و خطر عمده است و وظیفه ما تضعیف همه جانبه آن است.استراتژی ما سرنگونی دولت جمهوری اسلامی است و اتخاذ هر تاکتیکی می بایست در همین جهت باشد.
اینکه دشمنان مردم فقط به جمهوری اسلامی محدود نمی شوند کاملا درست است اما جمهوری اسلامی خطر اصلی و بالفعل است که 35 سال است که در قدرت سیاسی است و قدرت حاکم و مسلط محسوب می شود و هر جریان سیاسی, که به هر دلیل , در کنار جمهوری اسلامی قرار بگیرد و در خدمت دستگاه سرکوب و حفظ نظام باشد و بخشی از نظام حاکم محسوب شود ما به مقابله با آنها نیز خواهیم پرداخت اما در شرایط حاضر هر جریان سیاسی که مشغول مبارزه و جنگ با جمهوری اسلامی است به تقابل و جنگ با آنها برنخواهیم خواست (البته انتقاد, نقد,افشای جریانات ارتجاعی و مشخص کردن مرزبندی ها ادامه خواهد داشت اما به شکلی که مابین مخالفین رژیم ایجاد تنش نکند و به جای مبارزه با رژیم, مشغول مبارزه با اپوزیسیون باشیم ولی نوعی آتش بس موقت تا سرنگونی کامل جمهوری اسلامی در برخورد با آنها خواهیم داشت ) و چنانچه خود مردم در عرصه مبارزه مشارکت و حضور داشته باشند بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی خود مردم جلوی دیگر نیروهای ضد مردمی و ارتجاعی را سد خواهند کرد.
پس از بحران جهانی سرمایه داری و شکست کمونیسم دولتی و نبود یک آلترناتیو برای تغییر, اما بسیاری از جوانان آزادیخواه در عرصه جهانی در طی جنبش مبارزاتی که طی چند سال اخیر با خواست دموکراسی مستقیم ,عدالت اجتماعی و مبارزه با سرمایه داری جهانی با شرکت در مبارزات گوناگون و ایجاد و مشارکت در کلکتیو ها جذب ایده های آنارشیستی می گردند( حتی اگر خودشان را آنارشیست خطاب نکنند) بسیاری از احزاب مارکسیست های سنتی موجود, به آنارشیستها به عنوان یک رقیب سیاسی نگاه می کنند که جوانان با پشت کردن به محافل(احزاب) مارکسیستی و به جای آنکه سرنوشت سیاسی خود را به رهبران خود خوانده احزاب بسپارند خودشان با عقل و درایت فردی و کار جمعی و کلکتیوی و مبارزه از پائین و در سطوح مختلف ادامه می دهند و می دانند که بدون مشارکت جمعی در مبارزه راهی موثر بسوی آینده نخواهند جست و رعایت اصل آزادی فردی با اطاعت کور از رهبران خود خوانده و به ظاهر رهبران در تضاد است.اعتقاد به رهبران موجب کاهش اعتماد به خود وکاهش رشد و توانایی فردی می شود و رهبران انسان هایی خطا ناپذیر و توانمندتر از سایرین به تصویر کشیده می شوند که با حقیقت و توانایی های بسیار دردیگر انسان ها همخوانی ندارد و در نتیجه زمان و اشکال مبارزه را آنان تعیین می کنند و به همین دلیل مبارزات آنان متمرکز و منوط به تصمیم رهبری است و این در حالی است که آنارشیستها بر توانایی های بسیار فرد تاکید می ورزند و به همین جهت مبارزات آنان متنوع و غیرمتمرکز است وامکان آن را دارد که در سطح جامعه بسیار گسترده شود و به سرعت رشد کند و رشد خودبخودی که به ماهیت آنارشیسم برمی گردد مانع از سرکوب سیستماتیک رژیم جمهوری اسلامی می گردد و مانند آتشی است که هر لحظه و در هر مکانی می تواند خرمن به ظاهر امن جمهوری اسلامی را به آتش کشد.در مبارزات آنارشیستی هیچ فردی نقش برجسته تری از دیگران ندارد و مبارزات همه فعالین در امتداد و در راستای اهداف مشترک با شیوه های گوناگون به پیش می رود.
با خود سازماندهی ,خودگردانی و مبارزات مستقل خود و با ابداع شیوه های نوین و متنوع مبارزاتی و با بکار بردن ابتکارات خلاقانه و رعایت اصل غافلگیری می توان رژیم را سردرگم و روحیه جمعی مردم را برای تعرض به حاکمیت تقویت نمود.

نظام جلالی 19.11.2013

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر