ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۴, دوشنبه

بهروز سورن: نیمه شب نوشته های من - 12 – ملاله آنها و ستاره های ما


شنیدیم و خواندیم که ملاله 14 ساله دانش آموزی که به سبب فعالیتهای وبلاگی اش در دفاع از حق تحصیل دختران در پاکستان جایزه ملی صلح گرفته بود و نامزد دریافت جایزه بین المللی صلح کودکان نیز بود, وحشیانه توسط  عوامل طالبان مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت و در بیمارستان بسر میبرد. طالبان ها ناراضی اند که چرا ملاله که از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داده اند, کشته نشده است و اعلام کرده اند که تلاش برای تمام کش کردن او را ادامه خواهند داد؟! هم از اینرو او را به بیمارستان امن تری منتقل کرده اند. این واقعه غم انگیز جوامع بشری در سراسر جهان را تکان داد. موجی از خشم و نفرت از جهل و تحجر مذهبی در جراید عمومی انتشار یافت و همدردی و همبستگی با ملاله و اهدافش در افکار عمومی جهانیان همگانی شد.
سلاحی که ملاله بدست داشت  ( وبلاگ و قلم ) بسیار کاری تر و موثر تر از سلاح بزدلان مرتجع طالبانی بود. لازم به ذکر است که بر اساس اظهارات سخنگوی طالبان در دره سوات نزدیک به دو ماه نقشه چگونگی ترور وی تمرین میشده است.
چنانچه طالبان ها با هشدار های تهدید کننده خانواده ملاله و خود او در پی خاموش کردنش را داشتند اما او با وبلاگش و فعالیت هایش قصد بیداری همکلاسی هایش و میلیونها دختر بچه دیگر را داشت تا حقوق انسانی خود را در کف گیرند. هم کلاسی هایش هر روزه برای ملاله دعا  و آرزوی سلامتی می کنند و میخواهند راهش را ادامه دهند.
ستم قرون وسطائی طالبان های منطقه بشکل روزانه بر دختران و زنان اعمال میشود. آنها میگویند که دختران و زنان از خانه ها نباید بیرون بروند و چنانچه لازم بود میبایستی یک ( محرم ) همراه آنها باشد. همین چند رو قبل زن جوانی را بدون اینکه حتی دادگاه و محاکمه کنند بجرم همخوابی با یک مرد غریبه با سلاح گرم کشتند. دو گلوله به اطراف بدنش و سپس شلیکی به سر تا بیضه اسلامشان خدشه ای نبیند.
طالبان های ما در کشورمان نیز سوای این ها نیستند. از یک شجره و رگه ارتجائی و گاها با یکدیگر گوی سبقت می گذارند. ستاره های جوان ما را با پرونده سازی و دلائل واهی به زندان ها می افکنند و سالها در دخمه های نمور و شکنجه گاه های خود نگاه می دارند تا مبادا از برابر حقوقی سخنی بگویند.
مبادا از حقوق انسانی خود و کودکان بنویسند و یا همانند ثمین احسانی برای دفاع از حقوق انسانها جانشان و سرنوشتشان را هزینه کنند و به یاری محرومترین کودکان بشتابند. زنان بیدار ما نیز یا در زندانند و یا در معرض تهدید و ارعاب و شکنجه و زندان قرار دارند.حاکمان از سوئی با انتشار فقر و قلاکت زحمتکشان کشورمان را به قهقرای اعتیاد و تن فروشی می کشانند و از جهت دیگر با سلاح مذهب و قوانین آن اعتراضات آنها را سرکوب می کنند و فریاد درد و رنج آنان و حامیانشان را خاموش میکنند.
ملاله در گفتگوئی با بی بی سی درباره سختی هایش در زمان تسلط طالبان گفته بود که:
"دختران در زمان تسلط طالبان می‌ترسیدند به صورتشان اسید پاشیده شود یا توسط این شبه نظامیان دزدیده شوند."
از این جمله ها میتوان عمق ستمی که بر دختران در این منطقه رفته است , دریافت.
یکی از جرایم ملاله آموزش به کودکان روستائی است و جرم ثمین در کشورمان نیز آموزش به کودکان افغانی است.
هنوز زنده ماندن ملاله با علامت سوال مواجه است و آرزوی سلامت و شادابی برایش دارم.


فیلم مربوطه را اینجا ببینید
13.10.2012
منتشر شد:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر