۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

پناهجویان هلند;غیر قانونیها بودن یا نبودن مساله این است



 
بودن یا نبودن مساله این است.

با خروج از آلمان و سفری ۲ هفته ای به نقاطی دیگر در اروپا برای برقرای ارتباط و اتحاد بین مبارزات خارجیها و پناهجویان که در نقاط مختلف در اعتصاب هستند، تا با هم مبارزه کنیم یا در اعتصاب

بودند تا باز هم به مبارزه باز گردند،
در این سفر،۲ روز و ۳ شب را در هلند به سر بردیم تا به راهکار برای ادامه مبارزه برای بستن‌هایم‌های پناهندگی،لغو دیپورت و برداشتن محدوده تردد و اینبار نه در سطح آلمان که در گستره اروپا ادامه دهیم؛ با هم و شانه به شانه.
با این دور نمای فکری و ذهنیت ، که اروپا پناهجویان را در کمپ ها زندانی کرده و دیپورت در همه جای آن انجام میشود و حتی در داخل قاره نیز با قانون دوبلین ۲ نیز انجام میشود،و همچنین قانون محدوده تردد در سطح اروپا که پناهجویان و خارجی‌‌ها بر خلاف ۱ شهروند اروپایی تنها به دلیل نداشتن مدرک هویت اینجایی تا اطلاع ثانوی یا حتی تا همیشه نمی‌تواند از نقطه ائی با نقطه دیگر در اروپا تردد داشته باشد و به دلیل خارجی‌ بودن هر بار ممکن است در وسیله نقلیه‌ ای مورد کنترل مرزی قرار گیرد و از تردد او جلوگیری شود،و در نهایت در جغرافیای کشوری که در آن پناهجو است مجبور به اقامت است.
در نتیجه در قدم اول با خواسته ائی همچون حق اقامت قانونی‌ برای همه خارجی‌‌ها سعی در این داریم که عظیم‌ترین پتانسیل اعتراضی رادیکال‌ترین بخش فرودستان جوامع را که همان خارجی‌‌های بی‌ حق و بی‌ هویت غیر اینجایی هستند را دور هم جمع کنیم و مبارزات پراکنده،مقطعی و فصلی را به مبارزه مداوم،منسجم و پایدار تبدیل کنیم
بعد از ۸ ماه در آلمان،مساله ای که خود نمایی میکرد و اصلی‌‌ترین کمبود جنبش پناهجویی آنالیز شد این بود که پناهجویان برای رسیدن به آزادی و برابری همچون ۱ شهروند ساده اروپایی و تنها برای ورود به این سیستم کار مزدی و بهره کشی‌ و در خواست قانونی‌ شدن برای قانونی‌ کارگری کردن؛ مجبور به دستیابی به تمام خواسته‌های خارجی‌‌های اروپا،غیر قانونی‌ها و همه غیر اینجایی‌ها هست.
در نتیجه اولین استراتژی تعریف جنبش در ۱ فاز دیگر و با خواستگاهی دیگر بود.
جنبش خارجیها و خواسته اقامت قانونی برای همه ،که میتواند از کارگر خارجی‌ غیر قانونی تا بی‌ کاغذ‌ها و پناهجویان را دور خود جمع کند و هول یک خواست سازماندهی کند.
زیرا اقامت قانونی‌ خواسته ائی است که وقتی‌ از آخر به اول نگاه کنیم یعنی‌لغو دیپورت،تردد و سکونت آزاد،اجازه کار،تحصیل و زندگی‌ برای همه و نداشتن‌هایم برای پناهجویان.
اما هلند:
جایی‌ که به گفته نزدیکان و فعالین در آنجا سریعترین پروسه پناهجویی را انجام میدهد.به ترتیبی که بین ۱ تا ۲ ماه از ورود به آنجا این امکان وجود دارد که در اکثریت مطلق موارد، اداره پناهندگی بعد از رد درخواست پناهجو, دادگاه نیز اعتراض را رد می‌کند و حکم اخراج را از کشور صادر می‌کند. که این مرحله را غیر قانونی‌‌ها مینامند،یعنی‌ محکومیت به زندگی‌ در خیابان آنهم غیر قانونی‌ و مخفیانه.
تنها با یک نگاه به شرایط قوانین پناهجویی در اروپا و با دانستن اینکه با وجود قانون دوبلین ۲ هر جای دیگری از این قاره بدون رسیدگی به درخواست چنین پناهجویانی آنها را مجبور به بازگشت به هلند میکنند. حتی‌ اگر در مواردی خاص بشود با جعل مدارک و هویت ساختگی کوچکترین شانسی برای دوباره پناهجو شدن را در جای دیگر درون قاره( شنگن )داشت که با وجود داشتن اثر انگشت امکان آن بسیار کم است،خود خروج این غیر قانونی‌‌ها از هلند به دلیل قوانین کنترل مرزها و کنترل خارجی‌‌ها تقریبا غیر ممکن است.پس تنها ۱ راه باقی‌ می‌ماند؛اما به ۲ صورت:
یا تن به به دیپورت به همان ناکجا آبادی میدهد که از آن فرار کرده،بدون هیچ شانسی برای زندگی‌،
یا تن به غیر قانونی‌ ماندن میدهد در ناکجا آبادی که به آن فرار کرده،بدون هیچ شانسی برای زندگی‌.
در این تنها راه باقی‌ مانده به ۲ ترتیب تز‌ دوگانه ائی داریم که در هر صورت ۱ نتیجه دارد:
برو که یا تحت شکنجه و اعدام و یا فقر و فلاکت کشته بشوی و یا مجبور خود کشی کنی‌ و
یا بمان که تحت شرایط سخت بیگاری و خیابان خوابی‌ کشته بشوی یا مجبور به خود کشی کنی‌ .
به عبارت ساده:بمیر
اما این فقط یکی‌ از ۲ طرف صورت مساله این فرمول است.در سوی دیگر این تز‌ تحمیلی از طرف سیستم قاعدتاً آنتی تزی شکل می‌گیرد:نمی‌میرم
و سنتز به دست آماده مبارزه برای زنده ماندن است در خیابان،اما این بار خیابان جایی‌ نیست که آمدیم تا اعتراض و مبارزه کنیم، بلکه خیابان خانه است و نه تنها در آن زندگی‌ می‌کنیم بلکه مبارزه هم باید بکنیم.
این فرمول به دست امده یک بخش بسیار پر رنگ دارد:
غیر قانونی‌‌ها در هلند ده‌‌‌‌ها هزار نفر هستند.از این ده‌‌‌‌ها هزار نفر به قید قرعه و شانس و یا سالهای بیشتر آوارگی که تجربیات بیشتر تسلط بر زبان و غیره را شامل است به گروه‌های مختلفی‌ تقسیم میشوند که
۱ در خانه‌های دوستان و آشنایان زندگی‌ میکنند یعنی‌ همیشه میهمان هستند.
۲ در محل کاری زندگی‌ میکنند که حاضر هستند در ازای کمترین دست مزد یعنی‌ غذا و جای خواب هر کاری انجام دهند،این فازی از کارگر مزدی و روزانهٔ است که تنها برای زنده ماندن حقوق می‌گیرد.بردگی قرن بیست و یکمی بدون زنجیر آهنی
۳ زندگی‌ کاملا‌ رسمی‌ در خیابان اما نه به آن صورت سنتی‌ که میشناختیم یعنی‌ بیخانمان‌ها بلکه به صورت غیر قانونی‌‌ها ،مجرمینی که در صورت دستگیری بین ۶ تا ۱۸ ماه زندان میشوند و اگر حاضر به قبول دیپورت نشوند, فردای همان روزو شبی‌ که باز هم در خیابان هستند امکان دستگیری و دوباره ۶ تا ۱۸ ماه زندان!!
باور نکردنی است اما اوج فاجعه انسانی‌ به شکل بهره کشی‌ و استثمار از انسان است.و برای اینکه کمی‌ بهتر این فاجعه را لمس کنیم به این فرمول خانواده‌های غیر قانونی‌ را اضافه کنید، کودکانی که در کودکی به همراه خانواده به اینجا آمده اند و آنجا را که از آن بیرون آورده شده را شانس شناختن نداشته و اینجایی را که به آن آورده شده را نمی‌تواند بشناسد،و به همراه خانواده‌اش محکوم به غیر قانونی‌ بودن است آن هم در خیابان یا خانه آشنایان و یا اتاق خوابی‌ که به پدر و مادر برده شده‌اش داده شده آنهم به شرط کار در ازای غذا و جای خواب!!!
در این شرایط دیگر حتی‌‌ متولد اینجا بودن فرقی‌ برایش نمیکند.
البته اگر بخواهیم باز هم در عمق این فاجعه و جنایت علیه بشریت برویم این فرمول را به توان برسانید و از ۱ روز تا اطلاع ثانوی یا همیشه!!را اضافه کنید،غیر قانونی‌‌های هستند که بین ۱۰ تا ۱۸ سال است در این فاجعه شب را به روز میرسانند.
غیر قانونی‌‌ها اینها هستند که که در ۲ شهر د‌ن هاخ(لاهه)و آمستردام در اعتصاب به سر میبرند و در واقع به خیابان نیامده اند تا اعتراض و مبارزه کنند.بلکه در خیابان بوده اند،آن هم سالها و تنها جایی‌ از این خیابان دور هم جمع شده اند و با هم در خیابان می‌خوابند.اما اینبار یک تفاوت بزرگ دارد با همیشه آنها:هم نفس و هم صدا با هم در چادر‌های جمع شده و در اعتصاب هستند که برای زنده ماندن و امنیت از دستگیری و زندان و دیپورت بیشترین پتانسیل ممکن برای متحد ماندن با هم را دارند،زیرا دیگر چیزی برای از دست دادن نمانده و با هم بودن آنها یعنی‌ شانس بیشتر روبروی سیستم
همه اینها یک خواسته را فریاد میزند: آدرس می‌خواهیم.
در وحله اول کاملا عجیب است که منظور از آدرس چیست،اما کمی‌ که در صحبت‌های آنها دقیق می‌شویم می‌فهمیم که منظور آدرسی است که مطمئن باشند ۲ شب را پشت سر هم در یک مکان خواهند خوابید و دیگر کابوس دستگیری یا وحشت گرسنگی یا سرما را نخواهند داشت و این آدرس میتواند حتی هایم پناهجویی باشد!!آری خواسته ائی که دیگر نمیشود تصور کرد از این پایین تر چه چیز ممکن است باشد؟می‌خواهم زنده بمانم!
در این میان جالب بود که وقتی‌ سر صحبت و تعریف از مبارزه و اعتراض را به میان بردیم شنیدیم که گفتند ممکن است اگر با شما وارد این مرحله شویم حمایت کلیساها را از دست بدهیم و دیگر برایمان غذا و امکانات نیاورند و در برابر پلیس حمایت نکند!!البته این هم دور از انتظار نبود زیرا با نگاهی‌ گذرا به آنجا میشود فهمید که نیروی چپ هلند احتمالا در حال سازماندهی انقلاب جهانی‌!! به حدی مشغول است که امکان از دست رفتن انقلاب وجود دارد و آنجا نمی‌تواند حاضر باشد،در نتیجه همانجا بود که گفتیم باز هم درود به شرافت ک
با این حال باز هم درد مشترک داشتن یعنی‌ با هم بودن و با هم شدن،زیرا برای باز پسگیری حقوق پایمال شده مان قانون ننوشته و پیمان به زبان نیامده ایی خود به خود وجود دارد.
ما با هم و متحد هستیم چون مبارزه برای زندگی‌ کردن بایدمان شده و در این باید فقط یک انتخاب داریم،آنهم باید پیروز شویم و این پیروزی در گرو اتحادمان است؛ پس‌ای آوارگان جهان متحد شوید.
این اتحاد پس از دو روز ملاقات و گفتگو با هر۲ گروه پناهجویان به دست آمد زیرا کلیسا چه حمایتی میتواند بکند که ما خودمان از خودمان نمیتوانیم بکنیم؟در برابر پلیس و سیستم، خودمان برای خودمان که راحت تر و بی‌ منت تر اگر حتی لازم شود سرکوب می‌شویم یا حاضر به زندان رفتن هستیم.در نتیجه در آغوش گرفتن و شادی کردن برای پیدا کردن همدیگر چیزی بود که به آن رسیدیم گویی سالهاست همدیگر را می‌شناسیم و سختی در برقراری ارتباط زبانی‌ و ملیتهای مختلف نیز وجود نداشت چون دردمان بود که مارا با هم به بهترین دوستانمان تبدیل میکر
در کنار این اطلاعات و مطالب،مهمترین چیزی که باید مطرح شود موضع گیری بی‌ شرمانه و وقیحانه وزیر داخلی هلند در پارلمان پس از دست به اعتصاب زدن یارانمان بود که با اشاره به مبارزات پناهجویان در آلمان و اینکه اگر همچون آنها دست به اعتصاب غذا بزنید نیز حتا در قوانین پناهجوی و مهاجرین تغییری اتفاق نخواهد افتاد و قوانین مشکل ندارد، و حتا اگر خواستید اعتصاب غذا نیز بکنید قول بهترین تابوت و مراسم خاکسپاری را به شما میدهیم.
آری؛این اوج توحش و رذالت یک سیاست مدار دستگاه قانون گذاری و سیاست هلند است که چیزی جز راسیسم و فاشیسم آشکار و حار شده نیست که بدون کمترین هراسی از مطلب به دهان آورده شده این جملات ننگین و ضّد انسانی‌ را مطرح می‌کند
و با کمال تعجب این مطلب که در مدیا هلند نیز منعکس میشود کوچکترین عکسلعملی از طرف نیروهای چپ و مردم نسبت به این موضع گیری انجام نمی‌شود
غیر قانونی‌‌های هلند به جز حمایتی که از سوی چند گروه ضّد فاشیسم از آنها میشود، در خیابانهای این کشور و توسط این سیستم در معرض خطر جدی جانی هستند،و در قلب اروپای قرن ۲۱ کمترین امنیت جانی و آینده زندگی‌ را ندارند.
در این شرایط است که پلیس و شهرداری آمستردام نیز به خود اجازه میدهد تا برای برچیدن کمپ اعتراضی در آمستردام اولتیماتوم تا جمعه ۳۰.۱۱.۲۰۱۲ میدهد و حتا آشکارا تهدید به سرکوب و دستگیری می‌کند
غیر قانونیها در تنهایی و سکوت مجامع و سازمانهای حقوق بشری به توحش دولتی هلند ،و در حاشیه عافیت طلبی ماندن چپ، در حال مبارزه با این سیستم برای دستیابی به حقوق بر حق خود هستند،
پس از پیگیری اخبار مبارزات پناهجویان در جزیره ناورو استرالیا(گوانتانامی پناهجویان) و موضع گیری سخیفانه اداره مهاجرت آنجا مبنی بر عدم تغییر قوانین در برابر اعلام نشکستن اعتصاب غذا از سوی پناهجویان اعتصابی تا رسیدن به مطالباتشان، و همچنین مطلب بالا در مورد شرایط غیر قانونی‌‌های هلند و سختی مبارزات خیابانی آنها ،تنها چیزی که خود نمایی می‌کند این است که :این مبارزات تنها اعتراضاتی به شرایط زندگی‌ و امرار معاش خارجی‌‌ها و غیر این جایی‌‌ها نیست،بلکه جنگی آشکار، مقاومتی ستودنی و رویارویی جدی تا سر حد تلفات جانی برای این مخالفین جسور،ضّد سیستمهای غیر انسانی‌ دولتهای قدرت محور و زور مدار است
به عنوان پناهجویانی که بیش از ۸ ماه است در اعتصاب خیابانی به سر می‌بریم ضّد قوانین و شرایط زندگی‌ پناهجویان و غیر اینجای‌ها در آلمان، با افتخاراعلام می‌کنیم که به داشتن یارانی این چنین مصمم و استوار در راه رسیدن به مطالباتمان و تحمیل خواسته‌هایمان به این سیستم ذر و زور به خود میبالیم که در چنین سنگری به طول و عرض جغرافیای این کره خاکی در حال مبارزه با دولتها و سیستمی‌ هستیم که حتا حق زندگی‌ کردن و زنده ماندن را برایمان به رسمیت نمیشناسد.
و دقیقا به همین دلیل است که ادبیات مطرح کردن مطالبات و همچنین نتیجه و هدف این مبارزات برای رسیدن به مطالبتمان بجای در خواست تبدیل به باید میشود، باید هایی بی‌ قید شرط که سیستم مجبور به قبول کردن آن است و ما مجبور به پیروزی،زیرا این راهی‌ یک طرفه است که هر دو سوی این رویاروی طبقاتی در حال پیشروی با سرعت بسیار به طرف همدیگر هستند و در نتیجه ۲ حالت اجتناب ناپذیر است: یا برخورد و تصادف در نهایت اتفاق خواهد افتاد و یا یکی‌ از دو سوی این رویاروی کنار خواهد کشید، ولی‌ باز هم نکته ظریف و حساس جالب و هیجان آمیز این است که در این فرمول طرف غیر اینجایی و غیر قانونی‌ اصلا نمی‌تواند کنار بکشد چون خود سیستم است که ترمز و فرمان کنترل را با قوانین تصویب شده دولتی علیه ما از کار انداخته و ما بایدمان حرکت رو به جلو و پیروزی است زیرا زندگی‌ کردن و آزادی جبری است که به آن محکوم هستیم.پس به جرات می‌توان گفت که در این مرحله است که برای رسیدن به آزادی و برابری چیزی جز زنجیرهایمن برای از دست دادن باقی‌ نمانده است
با اعلام همبستگی‌ و حمایت بی‌ دریغ و همه جانبه با یاران و همرزمان خود در د‌ن هاخ(لاهه)،آمستردام، وین ،ناورو(استرالیا)

۲۸.۱۱.۲۰۱۲
آرش دوست حسین

سئوالات وبلاگ "صدای آنارشیسم " از دیگر رفقای آنارشیست ایران


سئوالات وبلاگ "صدای آنارشیسم " در باره "راهکار عملی سرنگونی جمهوری اسلامی" و "جنگ داخلی" از دیگر رفقای آنارشیست ایران که چنانچه مایل هستید لطفا نظر خود را بنویسید :


1- به نظر شما راهکار عملی سرنگونی جمهوری اسلامی چیست و چگونه ممکن است ?


2- آیا بجزجنگ داخلی در ایران عملا راه دیگری برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وجود دارد?


3- اگر راه عملی دیگری بجز جنگ داخلی برای سرنگونی جمهوری اسلامی وجود دارد لطفا در باره آن توضیح دهید?


4- آیا در صورت سوریه ای شدن ایران ,شما در آن جنگ احتمالی شرکت خواهید کرد?


5-آیا به نظر شما اصلا می توان آغاز گر جنگ داخلی در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی بود و ضرورت آن چیست?


6- در صورت تشکیل چند جبهه سرنگونی به نظر شما مشخصا با کدام نیروها می توان وارد جبهه مشترک شد و یا با کدام نیروها مشخصا نمی توان و نباید همکاری کرد?


7- آیا به نظر شما اصلا احتمال جنگ داخلی در ایران وجود دارد ?


8- به نظر شما چه سناریو های سیاسی دیگری برای ایران متصور است و در واقع به لحاظ سیاسی چه احتمالاتی برای آینده سیاسی در ایران پیش بینی می کنید?


9- آیاجنگ داخلی را اصلا گریز ناپذیرمی دانید؟


10- آیا در صورت
آغاز جنگ داخلی, اصلا ضرورت حضور آنارشیستها در آن وجود دارد و چرا؟

مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت سوم (پایان)


جنبش سبز یا آلترناتیو رفرمیستی جناحی از آخوندها و حتی برخی از احزاب ، اصلاحات سیاسی در حکومت اسلامی است، جواب شما بە این کوشش ها چیست و چه آلترناتیوی دارید؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : همانطور که خودتان می دانید جمهوری اسلامی اصلاح ناپذیر است و اصلاحات سیاسی در ساختار جمهوری اسلامی غیر ممکن است و خود اصلاح طلبان هم انتخابات مجلس را تحریم کردند و در آن شرکت نمی کنند و آن را نمایشی می دانند. آلترناتیو ما ادامه مبارزه با جمهوری اسلامی است و هر کسی شکل و نوع مبارزه خودش را انتخاب می کند و ما به کسی نمی گوئیم که چگونه مبارزه کنید .حتی خود آنارشیستها به اشکال مختلف و متنوعی مبارزه می کنند

رامین ژوبین :

-  مساله متشکلتر بودن آنها

-  مشکل در تحریف تاریخ، ناآگاهی از مسائلی‌ همچون مشروعیت، باعث حفظ نظام میشود. پس باید در این روابط آگاهی‌ رساند. جذابیت تئوریک و عملی‌ آنارشیسم را هم برای آلترناتیو سازی باید مشخص کرد (که از نظر من به معنی‌ شرکت در اپوزیسیون و بنا به شرایط همکاری با گروه‌های دیگر راست و چپ است).


فعالیتهایی کە آنارشیستها عموما وظیفە خود میدانند کدام هستند؟ آرمانهایی کە برای مردم در نظر دارید کدام هستند؟ اگر همانهایی هستند کە گروه ها و احزاب چپ ادعا میکنند، پس اختلاف در کجا و در چه چیزی است، در شیوە مبارزە یا در شیوە سازمانیابی؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : آنارشیستها وظیفه خاصی در مقابل خود در روند مبارزه نمی بینند . ما پیشگامان مبارزه مردم نیستیم و به جای مردم مبارزه نمی کنیم.ما بخشی از مردم و در کنار و همراه آنها در مبارزه ایم و نه جلوتر و نه عقبتر هستیم.

هر فرد آنارشیست خودش برای خودش تصمیم می گیرد و فعالیتهای خودش را برای خودش روشن می کند و نه برای مردم، اختلاف ما با احزاب چپ در شیوە سازمانیابی است . ما به شیوه غیرمتمرکز ، افقی، ناهماهنگ و گاهی حتی هماهنگ ، پیچیده ،متفاوت از هم، گوناگون در شکل مبارزه ،مستقل ،خودمختار و خود سازمانده عمل می کنیم.


ما آرمان خاصی برای مردم در نظر نداریم یعنی ما به پیش بردن برنامه ای را به عنوان نمایندگان مردم به آنها وعده نمی دهیم بلکه برای خود آرمانهایی داریم. گروه ها و احزاب چپ ادعا میکنند که برای مردم آزادی و برابری و رفاه به ارمغان خواهند آورد و کافی است که حزب آنها قدرت سیاسی را بگیرد اما ما می گوئیم که مردم زمانی می توانند به آرمانهای خود جامعه عمل بپوشانند که خود مستقیما در اداره جامعه و بدون واسطه و بدون وجود دولت در ساختن ، ساختار و تدوین قوانین مستقیما شرکت کنند و بدون مشارکت عمومی و جمعی در روند چگونگی سرنوشت خود به آرمانهایتان نمی توانید جامعه عمل بپوشانید.

اگر فردا در ایران یک قیام مردمی رخ دهد و جمهوری اسلامی ایران سقوط کند، چه کارهایی در دستور کاری خود قراد میدهید؟


نظام جلالی و آرش دوست حسین : آن چیزی که ما آنارشیستها در حال حاضر در ایران نداریم وجود یک جنبش آنارشیستی است و هر گاه مقداری فضای سیاسی در اثر سقوط رژیم باز شود تلاش باید بکنیم که تبدیل به یک جنبش آنارشیستی قدرتمند شویم که بتوانیم خواستها و تشکلات دموکراتیک مردمی را تقویت کنیم ،مطالبات و خواستهای مردم را بالا ببریم، در جنبش زنان گرایش آنارکو فمینیستی را تقویت کنیم ،در جنبش کارگری گرایش آنارکو سندیکالیستی را تقویت کنیم ، زمینه حضور آنارشیستها از سرتاسر جهان و برگزاری کنفرانس آنارشیستی را در ایران فراهم کنیم، در فعالیتهای آنارشیستها در سایر کشور ها شرکت کنیم، برای ایجاد یک جنبش ضد زندان تلاش کنیم، در مبارزات روزمره مردم شرکت کنیم، نشریات آنارشیستی منتشر کنیم، دیدگاه های آنارشیستی را تبلیغ کنیم، تمامی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی را با دیدگاه آنارشیستی نقد و بررسی کنیم، زمینها و خانه های اضافی را در اختیار بی خانمانان و کشاورزان بی زمین بگذاریم، به کودکان کار کمک کنیم، به معتادین کمک کنیم، صدای بی صدایان باشیم و از ضعیف ترین حلقه های اجتماعی دفاع کنیم، از جنبش زنان و جنبش کارگری و جنبش دانشجوئی دفاع کنیم، هر جا یک معترض هست که خواست انسانی دارد در کنارش باشیم، برای اضمحلال و نابودی ارگانهای سرکوب که دوباره خود را می خواهند باز سازی کنند بکوشیم، قبل از شکلگیری دولت جدید برای اضمحلال آن بکوشیم و در ایجاد شوراهای خود گردان محلی و ایجاد تشکلات داوطلبانه اجتماعی و تشکیل نهادها ی دموکراتیک داوطلبانه کنترل کننده مردمی در دفاع از حقوق حیوانات ،محیط زیست، کودکان و…ایجاد تعاونی ها،  دفاع از اعتصابات و تظاهراتها در حمایت از حقوق و خواستهای انسانی مردم خواهیم کوشید.دفاع از حقوق بیماران و آسیب دیدگان، تلاش برای ریشه کن کردن فقر و بی سوادی، دفاع از حقوق پناهندگان، تلاش برای جذب توریست به منطقه جغرافیایی ایران و کمک به ایجاد امکان مسافرت مردم به خارج از منطقه جغرافیایی ایرا ن، مبارزه با سنتهای عقب افتاده و خرافات، دفاع از حقوق همجنسگرایان و اقلیتها و….البته در این مورد در آخرین سئوال شما توضیحات بیشتری را دادیم که در اینجا تکرار نمی کنیم.

رامین ژوبین : همانطور که قبلا گفتم به نظر من آنارشیست‌ها میتوانند حامی‌ جایگزین‌های باشند با اینکه دولتی هستند، اگر آن جایگزین باعث نزدیکتر شدن به اهداف آنارشیستی میشود.


به نظر من هر جایگزینی در ایران بهتر از کنون است. اگر جایگزین خیلی‌ نیرومند نیست بهتر است. اگر نیرومند و اقتدار گرا باشد، آنارشیست‌ها فعالیت‌های ضدّ دولتی خود را تقویت میکنند.

تا زمانی کە قیام رخ ندادە است، چه فعالیتهایی در برنامە کاری خود قرار میدهید؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : مبارزه با جمهوری اسلامی به اشکال گوناگون با سیاست سرنگونی رژیم، دفاع از جنبش زنان، جنبش کارگری، جنبش دانشجوئی، دفاع از حقوق حیوانات و محیط زیست ،حمایت ازسکولارها و لائیکها، نقد مذهب،نقد قدرت، نقد اتوریته و اقتدار، نقد ساختار و کارکرد احزاب، مبارزه با فاشیسم،دفاع از پناهندگان،مبارزه با سرمایه داری، نقد دولتها ،حمایت از جنبش های مردمی در هر گوشه دنیا، تماس با آنارشیستهای دیگر کشورها و نیروهای مترقی و بازتاب فعالیت آنها ،خبر رسانی و بازتاب اخبار ایران ،تحلیل اوضاع سیاسی ایران و جهان،نقد خرافات،دفاع از حقوق همجنسگرایان و اقلیتها و…..

رامین ژوبین : همانانی که الان هست – سرنگونی، رسانه‌، گفتمان و پیشروی، آموزش، جمع آوری منابع، همکاری‌ها و تبلیغات خاص متفاوت

پرسشهایی کە همیشە در فیسبوک و رسانها از آنارشیستها میشود، جبهە و عمل مشترک با گروهایی تحت نام “سوسیالیست و کمونیستی” است، آیا امکان چنین عمل مشترکی وجود دارد؟ اگر آری بر چه مبنایی است و اگر نه، چرا؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : در بین آنارشیستها هر 2 نظر مخالف و موافق وجود دارد. گروهی مخالف هر گونه همکاری با احزاب هستند و گروهی دیگر به شکل مشروط و مشخص حاضر است با سوسیالیستها و کمونیستها به شکل مقطعی و موردی در کمپین ها همکاری کند و با سوسیالیستها و کمونیست های غیر حزبی که ضد اقتدار وضد اتوریته هستند بیشتر تمایل به همکاری دارد چراکه بسیاری از این رفقا گرایشات آنارشیستی دارند و آنارشیستها را دشمن نمی دانند


ارتباط شما با آنارشیستهای فارسی زبان در کشورهای همسایە ایران با کدام گروە ها و چه ا فرادی و تا چه حدی است؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : فارسی زبانها که عمدتا در افغانستان و تاجیکستان هستند و ما هنوز نتوانسته ایم با آنارشیستهای این 2 کشور ارتباط برقرار کنیم .در افغانستان که هنوز گروه آنارشیستی وجود ندارد و در خارج از افغانستان تا کنون به بیشتر از 2 تا آنارشیست در اینترنت یکی در سوئد و یکی در آلمان برنخورده ایم  که متاسفانه هنوزهمکاری مشخصی با هم نداریم ولی در همینجا باز ابراز امیدواری می کنیم که در آینده درکنار رفقای افغانستان و تاجیکستان قرار بگیریم.در تاجیکستان چون به خط روسی می نویسند هنوز نتوانستیم در صورت وجود افراد یا گروه ها با آنان ارتباط برقرار کنیم.ما فقط با یکی از رفقای آنارشیست در یکی از کشورهای همسایه ایران که کاملا به زبان فارسی تسلط دارد ارتباط داریم.

رامین ژوبین : فارسی زبان – ترکیه ، کردستان ، عراق، کمی‌ مستقیم -  ؛ بیشتر غیر مستقیم

از جنگ داخلی افغانستان تا امروز عدە زیادی مهاجر افغان در شهرستان‌های ایران، در بخش کشاورزی ، آجرسازی، سنگ بری و… مشغول کار هستند، اما هیچ وقت از حق برابر با کارگر ایرانی چه از لحاظ بیمە و چه از لحاظ حقوق فردی و اجتماعی را بهرەمند نبودەاند، کار و تبلیغ و علمکرد شما در این بارە چه بودەاست؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : متاسفانه ما چون در خارج از کشور هستیم نتوانسته ایم در این زمینه اقدامی انجام دهیم بجز مقالاتی که در این زمینه در وبلاگ رفقای ما منتشر شده یا مطالبی که توسط وبلاگنویسان افغان در این زمینه نوشته شده است را ما بازنشر دادیم یا در سایتهای اشتراک لینک گذاشته ایم و همچنین اگر رفقای آنارشیست ایران در این زمینه اقدامی صورت داده باشند ما از آن بی اطلاع هستیم ولی امیدواریم بعد از این مصاحبه رفقای آنارشیستی که در ایران هستند تلاشهایی را در این زمینه انجام دهند و کلا هر کمکی اگر از دست ما برآید دریغ نخواهیم کرد.


رامین ژوبین :

- محدودیت های سرمایداری : مهدودیتهای منابع

- آلترناتیو: جامعه بدون محدودیت دشمنی‌ها را کمتر می‌کند

- آگاهی‌ در رابطه با رفترگرأیی برای مبارزه با برداشت های راسیستی و اشتباه

- رسیدگی به حقوق به طور امن و با سیاست و توجیه قوی آن

- آموزش افغان‌ها در با سیاست بودن و فارسی زبانانی که راسیست نیستند برای نفوذ مثبت

- تاریخ و توریزم

- آزادی سازمان‌های غیر انتفاعی

در اثر جنگ الهی و مقدس جمهوری اسلامی با رژیم سابق عراق، عدە زیادی عراقی به ایران پناهنده شدند و در سالهای جنگ و بعد از جنگ تا امروز کە 23 سال میشود، آبادیهای کردنشین در مرز ایران هر روز در معرض بمباران جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتەاند و صدها نفر کشتە و زخمی و معلول شدەاند، افشای این جنایات تا چه حد در تبلیغ شما چه در غالب صدای آنارشیسم و چه به عنوان فرد، در بخشی از فعالیتهای شما قرار گرفتە است؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : هر زمانی که چنین اقدامات ضد انسانی از طرف رژیم سر زده است ما نیز به شکل فردی در کمپین های حمایتی که شکل گرفته است به شکلی حمایت و پشتیبانی کرده ایم و مقالاتی را در این زمینه نوشته ایم یا مقالاتی که در این زمینه وجود داشته است را بازنشر داده ایم و در آکسیونهای حمایتی از مردم کردستان به شکل فردی حمایت کرده ایم و چون ما در کشورهای مختلف پراکنده هستیم در نتیجه نمی توانسته ایم حرکتی را تنها از طرف صدای آنارشیسم انجام دهیم.

رامین ژوبین :

- تحریف نقش خمینی و تاکید زیادی بر آمریکا و صدام

- مساله ناسیونالیستی و راسیستی در دشمنی با عراقی‌ ها

شخصا اتفاقا در این عرصه فعالیت کرده ام. تله نظام این است که همه چیز را تقصیر دیگران بگذارد و خودش را بهتر از آمریکا، صدام و مجاهدین جلوه دهد. با وجود یک منطق قوی ظاهری این موجب چند تا غلط فکری میشود که به نفع حکومت و به ضرر مردم هستند. به فرض خمینی و نظام نقش‌های ایدئولوژیک، اساسی‌ و حتا لازم و بنیانگذار در آغاز و ادامه جنگ داشتند و من برای آگاهی‌ از این مسائل از زوایای مختلف خیلی‌ فعالیت کردم. در دانشگاه ها، در عرصه فیلم سازی ، و اینترنت مثلا.

لطفاً موضع گیری خود در مورد زندان، اعدام، سنگسار، تبعیض، ستم بر اقلیت‌های ملی، مذهبی، همجنسگرایان، معلولین، کودکان، خارجی‌ها و بی خدایان را بیان کنید؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : در مورد وجود زندان که ما نیز مثل هر آنارشیستی مخالف وجود هرگونه زندانی به هر دلیل هستیم و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی و غیر سیاسی هستیم و هر ساله در هر شهر و کشوری که زندگی می کنیم شب سال تحویل به مقابل زندانها می رویم و مخالفت خود را با وجود زندان ابراز می داریم. ما با اعدام ،سنگسار و تبعیض و ستم بر اقلیتهای ملی،مذهبی،همجنسگرایان ،معلولین ،کودکان،خارجی ها و بی خدایان مخالفیم و آن را غیر انسانی می دانیم و بخش مهمی از مبارزات ما در همین موارد است و از حقوق انسانی ها آنها دفاع می کنیم

رامین ژوبین : دولت‌ها باید همه اینها را منع سازند. تبعیض البته یک چیزی است که نیازمند به آموزش‌ها و مبارزات اجتماعی ویژه‌ای است ، چون با منع آن توسط دولت ادامه دارد.

اعدام همجنسگرایان ( زنان و مردان همجنسگرا) و ستم بر آنها، کمتر از ستم بر سر زنان نیست، در این مورد تبلیغ و کوشش آنارشیستها، دفاع از حقوقی فردی و اجتماعی و قانونی این بخش از جامعە ایران تا چه حد بودەاست؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : هرجا که همجنسگرایان مبارزه کردند و ما نیز بودیم طبیعتا ما را در کنار خود و در سنگر مبارزه مشترک دیده اند و نوشته هایی را در این زمینه منتشر کرده ایم وبخشی از مبارزه ما دفاع از حقوق همجنسگرایان بوده است

رامین ژوبین : دلیل زیادی داره که آنارشیست‌ها در این عرصه نقش بزرگتری داشته اند. اول که همجنسگرایی یک نوع بی‌ نظمی در سبک زندگی‌ و روابط اجتماعی ، خانواده، و فرهنگ است و آنارشیست‌ها در این رابطه تجربه و باور‌های نهادینه شده‌ای دارند. بعد آنارشیست‌ها فرد گرا هستند و حقوق فرد آسانتر اولویت پیدا می‌کند.

وقتی کە شما از آزادی جنسی و همجنسگرایی صحبت میکنید، در برابر کسانی کە به کودکان تجاوز میکنند چه قضاوتی دارید، چه راە حلی برای مرزبندی میان حقوق همجنسگرائی و تجاوز به کودکان و جوانان نابالغ دارید یا مطرح مینماید؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : طبیعتا ما با تجاوز و تجاوز به کودکان مخالفیم و ضد انسانی می دانیم همانطور که با کودک آزاری و با کار کودک مخالفیم.همجنسگرائی انتخاب آزاد و رابطه آزاد انسانهای بزرگسال با یکدیگر است و سکس یک بزرگ سال با کودک زیر 18 سال آزاد نیست و غیر انسانی است

رامین ژوبین : آنطور که خبر دارم این کار در یونان و چینِ قدیم بین معلم و شاگرد مرسوم بوده، و ریشه و دلیل ضدّ زن داشته. ممکنه تا حدودی برای بعضی‌ ها، و در محیط‌های خاص ، ژنتیکی‌ باشد ، ولی‌ مطمنا می‌توان از آن جلوگیری کرد. من صد در صد مخالف هستم و از دیدگاه آنارشیستی میتوان گفت به رشد فردگرأیی، استقلال، و سلامتی‌ و آزادی بچه‌ها بسیار لطمه میزند. اصلی‌ که کلا می‌توان به کار برد “اصل ضرر” است -  هر کاری که آسیبی می‌رساند اشتباس مگر اینکه جلو آسیب‌های بزرگتری را می‌گیرد. ضرر / آسیب یک مقوله علمی‌ است چون می‌توان آن را در جامع ، فرد، و محیط دید و اندازه گرفت یا در هر شرایطی تخمین زد. اولویت‌ها هم خیلی‌ اوقات واضح هستند ،خیلی‌ اوقات نیستند و فقط می‌توان نهایت سعی‌ را کرد.

می توانید در کل و به طور عام آلترناتیو آنارشیستی و سازمانیابی یا ادارە جامعە آنارشیستی را برای خوانندگان ترسیم کنید و اینکه اگر فردا در ایران قیام رادیکال رخ دهد، کە زمینە برای طرح‌های آنارشیستی در ادارە جامعە پیش بیاید، مثلاً در تهران کمون‌ها و تعاونیها و انجمنهای آزاد (آنارشیستی) بوجود بیایند و برعکس در خوزستان مردم در پی اسقلال منطقە خود باشند و جمهوری قومی (بورژوازی) بلوجستان را اعلام کنند، در خوزستان مردم رأی بە جداشدن از ایران و ملحق شدن بە عراق و در کردستان و آذربایجان، مردم تعاونی و انجمن و کمونهای کشاوزری خودرا در فدراسیون‌ها و بعد در کنفدراسیون کردستان-آذربایجان تشکیل بدهند، و در منطقەهایی کە سوسیالیزە شدەاند، هر اقلیت خواستار خواندن و نوشتن و بە کاربردن زبان مادری و نگهداری فرهنگ خود باشند، در آن وضعیت ، موضع گیری و عملکرد شما چه میباشد؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : طبیعتا مردم در هر منطقه ای خودشان تصمیم می گیرند و درست یا غلط ، آن را اجرائی می کنند و ما در هر مورد مشخصی که پیش بیاید نظر و نقد احتمالی خود را مطرح خواهیم کرد .

کلا در بین آنارشیستها در مورد چگونگی جامعه آنارشیستی 2 نظر وجود دارد . یک نظر به هیچ عنوان نه به چنین سئوالاتی پاسخ می دهد و نه به آن فکر می کند و هر گونه پاسخی را به آینده موکول می کند و می گوید که زمانی که بخواهد جامعه آنارشیستی شکل بگیرد مردم آن جامعه، راه ها و روش ها را خودشان پیدا خواهند کرد که به نظر ما با طفره رفتن از دادن پاسخ نمی توان دیگران را به شکل نوینی از روابط اجتماعی و سیاسی با ساختاری جدید و انسانی دعوت کنیم که خودمان از آن چیزی نمی دانیم و نمی توانیم زوایای چنین جامعه ای را ترسیم کنیم.سئوالاتی که آگاهانه شما  طرح کردید هدفتان این است که می خواهید بتوانیم زوایای چنین جامعه ای را روشن کرده و آن را تبدیل به یک آلترناتیو واقعی و جدی به جای دولتها کنیم آنهم از همین امروز که در واقع ما هم چنین نظری را داریم که چنین نظری همان نظر دوم است.


هنگامی که هنوز دولت وجود دارد نمی توان جامعه را آنارشیستی کرد اما به محض آنکه دولت قدیم سرنگون شد باید از تشکیل دولت جدید جلوگیری کرد و سریعا با مشارکت مردم شروع به ایجاد کمون‌ها ، تعاونیها و انجمنهای آزاد (آنارشیستی) کرد. اگر فردا به عنوان مثال در ایران قیام رادیکال رخ دهد، کە زمینە برای طرح‌های آنارشیستی در ادارە جامعە آماده باشد به عنوان نمونه و مثال : کارگران و کارکنان اداره جات با تشکیل شورا به امور جاری رسیدگی می کنند و خود تصمیم گیری می کنند و روال کار خود را مثل گذشته به پیش می برند و فقط ارگانهای سرکوب منحل می شوند و هر محلی خود تامین امنیت می کند.


البته در این باره در مقالات دیگری بیشتر توضیح دادیم که از جمله می توانید به این 3 لینک زیر مراجعه کنید: http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog- post_25.html
http://andishehnovin.blogspot.com/2010/02/blog- post_17.html

 http://andishehnovin.blogspot.de/2011/12/blog- post_30.html

 در جامعه آنارشیستی ، انسان و رعایت حقوق انسانی او و برخورد انسانی با حیوانات و آسیب نزدن به محیط زیست در راس امور قرار خواهد داشت و هر قانون یا قرداد اجتماعی بر اساس رعایت این 3 اصل باید باشد.

رامین ژوبین : به پاسخ من به سوال در رابطه با خود مختاری مناطق ایران رجوع فرمائید. پاسخ من دقیقا همان است.

 پایان مصاحبه

*************

 

مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت اول

 

مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت دوم

 فیسبوک صدای آنارشیسم 

فروم آنارشیستهای کردستان (KAF)

صدای آنارشیسم

www.facebook.com/anarkistan

۱۳۹۱ آذر ۱۴, سه‌شنبه

مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت دوم


همە گروهای ادعاکنندە سوسیالیسم و کمونیسم، جامعەای مابعد سرمایه داری را آرمان خود معرفی میکنند، خوب عموما اختلاف کجا است؟ آیا سوسیالیسم یا کمونیسم یکی نیست؟ اگر جواب آری است، این همە گروەهای سکتاریستی به چه دلیل وجود دارند؟ اگر جواب “نە” است، پس اختلاف و تفاوت سوسیالیسم آنارشیستی و سوسیالیسمی که دیگران ادعا میکنند، کجا است؟ اختلاف در عمل یا در نظراست ؟ چه دلایلی برای اثبات ادعاهای خود دارید؟

 


نظام جلالی و آرش دوست حسین : همە گروهای ادعاکنندە سوسیالیسم و کمونیسم، جامعەای مابعد سرمایه داری را آرمان خود معرفی میکنند اما تجربه تاکنونی اینگونه بوده که سرمایه داری از بین نرفته بلکه سرمایه داری خصوصی تبدیل به سرمایه داری دولتی شده است که در واقع کل سرمایه به اختیار و تملک حزب درآمده است و حزب کمونیست با تشکیل دولت کمونیستی تمامی امکانات جامعه را در اختیار خود گرفته است که درواقع سیاستمداران جامعه بورژوازی یا خود مستقیما سرمایه دار بخش خصوصی هستند یا اینکه سیاستهای سرمایه داری را با توجه به منافع آنها به پیش می برند حال آنکه سیاستمداران دولتهای کمونیستی مستقیما ثروت جامعه را در دستان خود دارند و بر اساس تشخیص خود تصمیم می گیرند که چگونه از آن در جامعه استفاده کنند.

بر اساس تعریف مارکسیستها سوسیالیسم با کمونیسم یکی نیست و در سوسیالیسم دولت کارگری به جای دولت سرمایه داری شکل می گیرد و در جامعه کمونیستی دیگر دولت وجود ندارد و در واقع دولت در دوره سوسیالیسم اضمحلال پیدا می کند و سوسیالیسم را دوران گذر می دانند که به کمونیسم ارتقا پیدا می کند.با تعریفی که سوسیالیستهای دولت محور از سوسیالیسم و کمونیسم دارند از آنجائیکه بر طبق تعریف آنها در جامعه کمونیستی دولت وجود ندارد بنابراین تفکر ما به جامعه کمونیستی نزدیکتر است و از آنجا که سوسیالیسم را دوران گذر می دانند که باید همچنان دولت وجود داشته باشد و دولتی سوسیالیستی شکل بگیرد پس آنارشیستها در واقع به دوران گذر و تشکیل دولت اعتقادی ندارند و از طرفی دیگر خود حفظ دولت یا تشکیل دولتی جدید ضد سوسیالیستی است و اولین قدم برای آغاز جامعه سوسیالیستی باید دولت را برچید. در واقع به نظر ما اولین قدم برای ساختن جامعه سوسیالیستی باید دولت را حذف کرد و زمانی که جامعه سوسیالیستی به طور کامل ایجاد شود آنموقع آن را جامعه ای کمونیستی خواهیم نامید

اختلاف و تفاوت سوسیالیسم آنارشیستی و سوسیالیسم دولتگرا  را در دو نکته اساسی می توان خلاصه کرد:


١-  در سوسیالیسم آنها دولت وجود دارد که در واقع منجر به سوسیالیسم دولتی می شود ولی در سوسیالیسم آنارشیستی دولتی وجود ندارد و خود وجود دولت اولین و مهمترین مانع تحقق سوسیالیسم است و ما به جای مردم جامعه را نمی توانیم سوسیالیستی کنیم بلکه خود مردم جامعه چنین توانائی را دارند.

٢-  سوسیالیسم را از دیدگاه آنها، دولت ،آنهم از بالا ایجاد خواهد کرد ولی از دیدگاه آنارشیستها خود مردم جامعه آگاهانه می توانند به جای جامعه ای با روابط سرمایه داری ،جامعه ای سوسیالیستی را بنا نهند

رامین ژوبین : همه کمونیست‌ها خود را برابر با سوسیالیسم نمی‌دانند. هم می‌گویند که کمونیسم پس از رسیدن به سوسولیزم میتواند تحقق یابد، مثلا به عنوان نوع ” عالی‌ شده ” و ایده‌آل سوسیالیسم، هم می‌گویند که نقش تفکر آنها وسیله رسیدن به سوسیالیسم است و در نتیجه پدیده‌ای پیش از رسیدن به سسویلیزم است.


مخالفت با آنارشیست‌ها سر راهبرد است بیشتر، مخصوصاً که بدون حزب از نظر آنها به طور واقع بینانه نمی‌توان سرمایداری را وسیعا سرنگون کرد. ریشه همه اختلافات بین آنارشیست‌ها و کمونیست‌ها مساله حزب است -  بدون حزب نمیشه دولت تشکیل داد. بعد آنارشیست‌ها با اقتدار گرایی و بی‌ نتیجگی تشکیل حزب هم مشکل دارند.

آخر همانطور که گفتم کمی‌ هم در هدف و محتوای مبارزه (میانگین توجه بیشتر آنارشیست‌ها به محیط زیست مثلا) متفاوتند.

آنارشیسم، در طول تاریخ یک جریان فکری و اجتماعی در حرکت‌های آزادیخواهی و برابری طلب جامعە طبقاتی بودەاست و از شاخەهای گوناگون اجتماعی و فکری تشکیل شدەاست،  شما بە کدام یک از شاخه های آنارشیسم تعلق دارید؟


نظام جلالی و آرش دوست حسین : درصدای آنارشیسم گرایشات فکری و گوناگون آنارکو فمینیستی، آنارکو سندیکالیستی،آنارکو کمونیستی،آنارکو اندیویدوالیستی و آنارکو پاسیویستی وجود دارد.


رامین ژوبین : به نظر من صدای آنارشیسم سعی‌ کرده همه نوع آنارشیسم را حمایت کند. در یک بحث درونی بین من و یکی‌ از گرداننده‌های صدای آنارشیسم ، نوشته بسیار کوتاه “آنارشیست‌های ایران و مساله انقلاب” و پاسخ‌ها می‌توان اشاره کرد:

http://fafz.wordpress.com/2011/04/12/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C- %D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C- %D9%88- %D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87- %D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8/

پاسخ‌ها

http://andishehnovin.blogspot.ca/2011/04/blog- post_14.html

از نظر من آنارشیسم تنها شرط مطلقش عدم عضویت در حزب است نه لزوما و در هر شرایط عدم همکاری و مخالفت اصولی با تحزب.

یکی‌ که اهداف مارکسیست‌ها را دارد و حتا در شرایطی با آنها همکاری می‌کند، ولی‌ عمداً سازمان تشکیل نمیدهد، و فعالیت بدون سازمان را مهمتر و نتیجه دار تر می‌داند، یک مارکسیست که نیست. بلکه یک نوع آنارشیسم سودمندگرا و بسیار پرگماتیک است. اکثر فعالین صدای آنارشیسم ولی‌، و کّل آنارشیست ها، البته، ممکن است بیشتر از نوع اصولی تر و سنتی‌ تر آنارشیسم باشند چون بطور اصولی و مطلق، در هیچ شرایطی با مارکسیست‌ها همکاری نخواهند کرد، و ممکن است در همه لحظات در حال مبارزه با احزاب باشند.

البته خط کشی‌ بین این دو مطلق و کامل نیست. هر آنارشیستی که بنظر اصولی تر فکر می‌کند تا حدودی هم سودمندگرا بوده و یا آن را به طور مطلق رد نکرده است. منطق پشت نوع سودمندگرا این است که اگر در شرایطی همکاری با یک حزب، یا عدم مخالفت با آن، باعث میشود اهداف آنارشیستی پیشرفت کنند می‌توان استثنا گذاشت. مثلا اگر قدرت گیری حزب خاصی‌ فرصتی را برای غیر متمرکز سازی و خودگردانی بیشتر جامعه فراهم می‌کند (چه به خاطر نزدیکی‌ ایدئولوژیک چه به خاطر کمبود نیرو و ناتوانی‌ آن دولت نسبت به شورش‌های مردم)، یک آنارشیست از نظر من باید در مخالفت خود مواظب باشد. مهم تر است که نتیجه پیشبرد یک زندگی‌ و دنیا و آنارشیستی باشد.


آنارشیستها همیشە ادعا کردەاند، کە تئوری آنارشیستی درانجام عمل انقلابی و مبارزە روزمرە طبقاتی است، طبق این اصل، رسیدن فردی شما بە ایدەهای آنارشیستی برانجام عمل انقلابی یا مبارزە روزمرە در کدام میدان یا درون کدام شاخە از آنارشیسم پدیدار شدە و بروز پیدا کردەاست؟

 


نظام جلالی و آرش دوست حسین:  این جواب را هر کدام از رفقا میبایست شخصا و جدا جواب دهند زیرا از مسیرهای تجربی‌ متفاوتی  به این نقطه رسیده اند. تعدادی از جمع ما ابتدا به وسیله آشنائی با تئوری آنارشیستی به عمل و پراتیک آنارشیستی نرسیدم بلکه درست برعکس در مبارزات روزمره متوجه شدیم که نقطه نظرات ما آنارشیستی است و وقتی ابتدا در عمل به نقد احزاب و دولتها رسیدیم و سپس به نفی آنها متوجه شدیم که دقیقا نقطه نظرات آنارشیستی داریم.

رامین ژوبین : صدای آنارشیسم یک منبع اطلاعات، آگاهی‌، و گفتمان است، سازمانده بین‌المللی و اینترنتی در رابطه با آزادی‌ها و مسائل مختلف مطرح آنارشیست ها، مثل روابط جنسی‌ و مبارزه ضدّ سانسور، و یک اتاق فکر است.

وجود داشتن تعداد قابل توجهی وبلاگ و سایت هایی کە ادعای آنارشیست بودن میکنند و بر اساس گزارش‌هایی از جلسەهای گوناگون در کشورهای اروپایی، بە آن نتیجە میرسیم کە گروهای آنارشیستی، اینجا و آنجا موجود هستند، آیا تا حالا یا حد اقل چرا بە فکر تشکیل یک فدراسیون آنارشیستی نبودەاید؟

 

نظام جلالی و آرش دوست حسین : بله وبلاگهایی هستند که به قول شما ادعای آنارشیست بودن می کنند همانطور که ما ادعا می کنیم  ولی خیلی با هم متفاوت هستند و هر چند که تعدادی ازآنها اخبارآنارشیستی را هم منعکس می کنند ولی برداشت های متفاوتی از آنارشیسم در زندگی واقعی خود در عمل اجتماعی دارند و ادبیاتی که در نوشته های خود بکار می برند با یکدیگر در مواردی بسیار متفاوت است . به هر حال ما هر کسی را که خود را آنارشیست بداند و در نوشته های خود برخوردهای انسانی با دیگران داشته باشد مایل به همکاری مشترک هستیم.

برای تشکیل یک فدراسیون نیاز به داشتن فروم‌های آنارشیستی است مثل فروم خود شما ، اما آنارشیستهای فارسی زبان دیگر در خارج از کشورشامل آنارشیست‌هایی به شکل منفرد و بدون آنکه به هم متصل باشند و تعدادی  وبلاگ نویس که خود را آنارشیست می نامند.

بخش دیگری از آنارشیستها در داخل کشور هستند که ما اطلاعاتی در باره آنها نداریم و فاقد ارتباط با آنها هستیم.

بنابراین چون ظاهرا اکنون فروم های آنارشیستی متعدد در ایران نداریم که بتوانیم فدراسیون آنارشیستی را در ایران تشکیل دهیم ولی شاید بتوانیم یک فدراسیون خاورمیانه ای ایجاد کنیم.

 

رامین ژوبین : از اهداف دراز مدت است. از نظر من گفتمان تئوریک و درونی بسیار جدی تر و گسترده‌ لازم است تا این ایده عملی‌ شود.


ارتباط شما با گروهای اجتماعی ناراضی و تشکل‌های مستقل کارگری و اجتماعی یا تأثیر تبلیغ شما در مورد آنارشیسم در خیزش‌های چند سال اخیر چقدر بودە است و تا چه حدی توانستە است در وجود شعار و مطالبات آنارشیستی تأثیر گذار باشد؟

 

نظام جلالی و آرش دوست حسین : مطالبات آنارشیستی چیزی خاص یا منحصر به ما نیست.آزادی و برابری ، بی‌ هیچ اما و اگری آرمانیست که در سر هر مخالفی وجود دارد. تنها به دلیل ندانستن چگونگی‌ دستیابی به آن و عدم آگاهی‌ طبقاتی است که جنبش‌های اجتماعی به سمت این یا آن کشیده میشوند. در صورتی‌ که وقتی‌ این آگاهی‌ به وجود آید که کسی‌ نخاراند پشت من جز ناخن انگشت من، توهم اینکه فلان دولت لیبرال یا دمکرات یا بهمان دولت کمونیست ، آینده من را بهتر میکنند از بین میرود و وقتی‌ این امر اپیدمی شد که آینده خود را خودمان کنار هم با تشکیل شوراهایمان و تعاونی‌هایمان به صورت عمل خود خواسته و داوطلبانه و از روی نیروی جبر تکامل تاریخ مجبوریم بسازیم نه جبر قدرت دولتی  نه اینکه وظیفه داریم یا لطف می‌کنیم، آنگاه مطالبات آنارشیستی در میان جنبش و گروه‌های اجتماعی است، ما تنها میتوانیم برای اپیدمی کردن این آگاهی به عمل تبلیغی مبادرت کنیم. تاثیر ما چقدر بوده را نمیتوانیم بدانیم آیا اصلا به حساب میاییم یا نه؟اما این را میدانیم ما صدای مخالفی هستیم که خودش هنوز به این نقطه نرسیده که ما حرف دلش را می‌زنیم.

از لحاظ دکترین سیاسی ناراضی را میشود راضی‌ کرد ولی‌ مخالف مجبور به پیروزی است زیرا در غیر این صورت محکوم به شکست است. و گروه‌های اجتماعی مردم در ایران از اکثریت مخالف تشکیل شده اند تا ناراضی.

 

رامین ژوبین : فعالیت‌های مذکور در سوال‌های اول کمی‌ به طور مستقیم در تفکر و مبارزه جامعه و اقشار و طبقات اعتراضی تاثیر گذار و هدایتگر بوده. ولی‌ به طور گسترده تر و عمیقتر، قابل توجه کنشگران و تصمیم گیرندگان پر نفوذ دایره‌های مختلف قرار گرفتیم که به طور غیر مستقیم در خطوط و تفکر اقشار ناراضی تاثیر گذاشته.


در سالهای اخیر در شهرها و شهرستانهای کردستان چند بار اعتصاب عمومی رخ دادەاست، مثل اینکە همە میدانیم اعتصاب عمومی، شیوه مبارزەای آنارشیستی است و در طول تاریخ آنارشیستها تبلیغ کنندە و جانبدار آن بودەاند، تا چه حد آنارشیست‌های ایران پای این مبارزە بودەاند و تأثیر داشتەاند؟

 


نظام جلالی و آرش دوست حسین : در مورد مقدار تاثیر آنارشیستهای ایران در ایجاد اعتصابات عمومی که تا کنون رخ داده است باید گفت کسانی که خود را مشخصا آنارشیست می دانند آنقدر تعدادشان زیاد نیست و آنچنان امکانات و ارتباطاتی ندارند و آنقدر در ایران شناخته شده نیستند که بتوانند اعتصابات عمومی را سازماندهی کرده باشند یا بتوانند سازماندهی کنند ولی مهم است که سیاستها و مبارزاتی را که ما قبول داریم در جامعه به پیش برود حال چه بر اثر تاثیر ما بوده باشد یا نبوده باشد. به هر حال ما در عمل از حرکتهای همسو به هر شکل ممکن دفاع می کنیم و در کمپین های مختلف حضور پیدا می کنیم.

 

رامین ژوبین : به نظر میاید که یک جریان بسیار پرنفوز آنارشیسم طبیعی سندیکأیی بین کارگران در ایران است. گرچه بیشتر طبیعی است تا رسما آنارشیست ، تا جائی‌ که می‌دانم بسیار پر نفوذ و فعال است.

جامعە ایران تحت حکومت خدا یا دقیقتر بگویم حکومت مطلقە مذهب و دیکتاتوری ملاها، در سی و سه سال گذشتە همە آزادیهای فردی و اجتماعی را از مردم گرفتە است و هر جور مخالفت با شریعت اسلام و قانونگذاری آخوندها با مرگ و زندان و شکنجه روبرو بودەاست، در اینجنین فضایی آنارشیستها چگونه توانستەاند بە مبارزە اجتماعی برای آزادی فرد و جامعە، برای برابری همە جانبە افراد و گروها و عدالت اجتماعی ادامه بدهند؟

 


نظام جلالی و آرش دوست حسین : ما خود را جز کوچکی از یک حرکت بزرگتر و وسیعتر می دانیم که بە مبارزە اجتماعی برای آزادی فرد و جامعە، برای برابری همە جانبە افراد و گروها و عدالت اجتماعی ادامه می دهد و در واقع با آنها همراه هستیم و یک بخش کوچک چنین اهدافی را ما نیز دنبال می کنیم

 

ژوبین رامین : آنارشیسم زیر جمهوری اسلامی بیشتر با ایجاد بی‌نظمی ها، فضا‌ها و فشار‌های اجتماعی و فرهنگی‌ تداوم و تاثیر مثبت داشته تا سیاسی. برای رشد یک جنبش سیاسی آنارشیست نیاز به رشد گفتمان درونی و آگاهی‌ میان آنارشیست‌ها و عموم است

زیر سرکوب جمهوری اسلامی، یکی از ارتجاعی ترین حکومتهای طبقاتی، زنان بیشتر از همە مورد ستم و بی حقوقی و شکنجە و آزار و بیشتر از همە مورد سنگسار و شلاق و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند که در این زمینه دولت‌ها و احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران بر آن سرمایەگذاری سیاسی کردەاند و بە شکلی زنان آزادیخواە و برابری طلب را بە فمینیسم‌های قدرت‌طلب متوهم کردەاند. آنارشیسم کە همیشە در رادیکالترین موضوع گیری در برابر تبعیض انسان‌ها مخصوصا تبعیض جنسی بوده است تا چه حد آنارکوفمینیسم در مبارزە زنان آزادیخواە ایران و آگاهی مردم بە شیوە عمومی و مخصوصاً زنان ،جا گرفتە است؟

 

نظام جلالی و آرش دوست حسین : متاسفانه به دلیل اینکه کلا آنارشیسم در ایران زیاد شناخته شده نیست و مخصوصا آنارکو فمینیستهای فعال در جنبش زنان ایران نداریم و ما هنوز دارای یک جنبش آنارشیستی در ایران نیستیم، طبیعتا آنارکو فمینیسم هم در مبارزە زنان آزادیخواە ایران تاثیری نداشته است ولی تا حدی در جنبش کارگری آنارکوسندیکالیست ها تاثیراتی را داشته اند چراکه در بین فعالین کارگری، آنارکو سندیکالیستهای فعالی را داریم.

 

رامین ژوبین : از طرف چپ اتفاقا بر عکس، جنبش زنان ایران به خاطر دوری و مخالفت زیادی با قدرت طلبی مورد انتقاد قرار می‌گیرد. این یک دست آورد انارکافمنیسم است ولی‌ با ایدئولوژی مبارزه مدنی و لیبرال و سوسیو دموکرات آمیخته و منحرف شده. یک انارکافمینیست لزوما مدافع مبارزه مدنی نیست و در هر شرایط فرق می‌کند (اما گلدمان الگو یا نمونه خوبی در این رابطه است). راه مقابله آنارشیستی بستگی به شدت خشونت دولتی ، تاثیر و دستاورد عمل مورد برسی‌، و گزینه‌های موجود بستگی دارد.


در زمانهای مختلف و در برابر اعمال رژیم و طرح و سیناریوهای ابر قدرت‌ها، بحث‌های گوناگون بر سر مسئلە ستم بر اقلیت‌های ملی و حق تعیین سرنوشت یا خودمختاری مناطق ایران مطرح شده است، پاسخ و جواب شما یا آلترناتیو و راە حل‌های آنارشیستی در مقابل آنها و در این مورد مشخص چیست؟

 

نظام جلالی و آرش دوست حسین : از آنجائی که آنارشیستها با مرزهای مصنوعی که دولتها بین انسانها کشیدن و نام آن را کشور گذاشته اند کلا مخالفند و از طرفی دیگر هم با وجود خود دولتها مخالفند و هم با وجود مرزها مخالفند در نتیجه نه از دولتهای موجود و مرزهای کنونی دفاع می کنیم و نه از تشکیل دولتهای جدید و افزایش مرزها حمایت می کنیم و سیاست ما در مقابل ناسیونالیستهای غالب و مغلوب تاکید بر برداشتن تمامی مرزها و انحلال دولتها است و تاکید می کنیم که جامعه بشری نیازی به دولتها و مرزهای آنها ندارد و کره زمین متعلق به همه انسانهاست. ما حق تعیین سرنوشت و جامعه ای بدون دولت را قبول داریم و دولتها وجودشان مانع آن است که مردم هر منطقه بتوانند خودشان برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند و در واقع همه انسانها آلت دست دولتمندان ، سیاستمداران و سرمایه داران شده اند.

 

رامین ژوبین : به نظر من در قدم اول باید حق خود مختاری و خود گردانی هر کس‌ باشه. دو مورد اینجا پیچیده بنظر می‌آیند. اول که مّلیت‌ها مانند کرد، بلوچ و آذری میتوانند هم کشور خودشان را داشته باشند هم تجزیه نشوند. استان کردستان ایران به فرض هم استان کشور کردستان هم کشور ایران خواهد بود. دلیل اینکه با تجزیه ایران مخالف هستم ایدئولوژیک نیست، چون هدف من مثل هر آنارشیست دنیایی بدون مرز است. ولی‌ آیا تجزیه ایران به دنیای بدون مرز می‌انجامد ؟ ولی‌ چرا ایران تجزیه شود و دیگران نشوند؟ باید به برابری طبیعی همه احترام نمود و با تأسیس کشور کردستان همین میشود که همه حقوق برابراستقلال تصمیم گیری دارند. به نظر من دنیای بدون مرز یعنی تاثیر مرز‌ها همه جای دنیا در زندگی‌ روزمرهً از بین میرود و بی‌ معنی‌ تر میشوند. مثلا در رفت و آمد‌های مردم دنیا (از بین بردن پاسپورت و شرایط رفت و آمد از یک کشور به کشور دیگر)، و تصمیمات اقتصادی ، انسانی‌ ، و محیط زیستی‌ (که جهان باید با هم تصمیم بگیره. مثلا اگر سیلی در راه است مردم آنجا باید بتوانند در کشور‌های دیگر پناه و حقوق شهروندی و جهانی‌ خود را بلافاصله داشته باشند).

مساله بعدی این است که خودمختاری از نظر آنارشیست‌ها نه فقط باید ساختاری باشد بلکه ایدئولوژیک هم باید باشد. آیا آنارشیست اجازه میدهد یک محله مرد سالار خدمختار باشد ؟ دخالت و ایجادِ تغییر در رفتار‌های ظالمانه روزمره -  در خانواده‌ها مثلا ، همیشه در برنامه آنارشیست‌ها بوده ، و باید مواظب بود که ساختار آنارشیستی را مساوی با آنارشیسم نکنیم. راه‌های دخالت در امور روزمرهً همه هم باید باشد، فقط این روش‌ها دولتی نباید باشند. در رابطه با روش‌های دخالت می‌توان کلی‌ جداگانه صحبت کرد.

 

ادامە دارد ….

*************

 

مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت اول

 فیسبوک صدای آنارشیسم 

فروم آنارشیستهای کردستان (KAF)

صدای آنارشیسم

www.facebook.com/anarkistan

۱۳۹۱ آذر ۱۳, دوشنبه

فراخوانی با همبستگی به اعتراض پناهندگان، هیچ انسانی غیرقانونی نیست.

http://www5.kmii-koeln.de/

فراخوانی با
همبستگی به اعتراض پناهندگان، هیچ انسانی غیرقانونی نیست.
تازه با افزایش درصد ناچیزی از پناهجویان از مناطق محروم به آلمان در پاییز امسال زمانی نگذشته که صدای قدیم ضد پناهندگی و ضد خارجی بلندتر و جو جامعه برعلیه پناهندگان تقویت میشود. تعداد اخراجیها افزایش می یابد و زندگی پناهندگان در هایم پناهندگی دشوارتر.

ما حاضر به سکوت و قبول این شرایط نیستیم.

پیش از هفت ماه از اعتصاب خودجوش پناهندگان برعلیه انزواو نداشتن حقوق اجتماعی در آلمان و اروپا میگذرد.
اعتصاب غذای پناهجویان از ماه مارس پس از آنکه پناهجویی ایرانی به دلیل انزوا و شرایط سخت پناهندگی خودکشی کرد در شهر وورتسبورگ آلمان شروع شد. 
پناهندگان در ماه سپتامبر دست به یک راه پیمایی ۶۰۰ کیلومتری از وورتسبورگ به برلین زدند.
باوجود حمایت فراوان از شهرهای مختلف با گزارشات وسیع در رسانه ها؛ و با مکاتبات تنگاتنگ مسئولین با اعتصاب کنندگان پناهندگان بناچار هنوز در چادور زندگی می کنند.
سرمای شدید و مشکلات اداری و واکنش منفی سیاسیون به اعتصاب پناهندگان مشکلات پناهندگان دوچندان کرده.
ما حمایت کامل خود را از این پناهجویان اعلام کرده و خواستار حمایت شما از حرکت آنها هستیم.

تظاهرا ت به حمایت از پناهندگان:

 am Sonntag, 16.Dezember 2012
14 Uhr, Friesenplatz Köln

روز یکشنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۱۲
شهر کلن، فریزن پلاتز

ما خواستار 
آزادی گذر از مرزها به جای کشتار در مرزها.

پایان دادن به قانون منع رفت و آمد از منطقه.

پایان دادن به اخراج اجباری پناهندگان.

اقامت دائم به جای اقامت موقت.

انحلال هایم پناهندگان و دادن محل سکونت بهتر به پناهجویان.


 Kein Mensch ist illegal - Köln
منبع خبر

مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران - قسمت اول



مصاحبە فروم آنارشیستهای کردستان (KAF) با تعدادی از رفقای آنارشیست از ایران / ١

قسمت اول

رفیقی گرامی، برای آشنایی بیشتر خوانندگان فوروم (KAF) با آنارشیسم و مبانی و آلترناتیوھای آنارشیستی و برپاكردن بحث میان رفقای آنارشیست بر سر مسائل درگیر و موجود در جامعە و حركتھای اجتماعی، یك سال پیش این پرشھا را برای عدەای افراد آنارشیست در ایران و خارج ایران فرستادیم، اما متاسفانە تا حالا تنھا از سە رفیق جواب را دریافت كردەایم، كە بە امید شركت رفقای دیگر در بحث و گفتوگوھای آیندە، اینجا در سایت و بلاگ و صفحەی فیسبوك فوروم آنارشیستھای كردستان،  جوابھا را منتشر مینمایم.

ابتدا اگر بشود، خلاصە دربارە سایت، بلاگ یا فعالیتھای خود توضیح دهید، که از چه زمانی شروع کردید و اصلاً جزوی یک گروە، فرومی اینترنتی ھستید یا كارھا و نوشتەھایت كار و بلاگ شخصی محسوب می شود؟ اگر جزوی یك گروه ھستید در چه عرصه هایی اعضای گروھتان (یا سایت و گروھی خود) فعال هستند و اگر صرفاً کار نوشتاری انجام می‌دهید و یک فروم اینترنتی هستید نویسندگان آن چگونه با شما همکاری می‌کنند و آیا نویسندگان یا مترجمان مشخصی دارید یا هر کسی می‌تواند با شما همکاری کند؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : قبل از اینکه شروع کنیم به سئوالات پاسخ دهیم باید یادآوری کنیم که در پاسخ به تعداد زیادی از سئوالات شما ،نظرات مختلفی در بین رفقای صدای آنارشیسم وجود داشت بنابراین پاسخ های داده شده به این مصاحبه توسط تعدادی از رفقای صدای آنارشیسم صورت گرفته است و سایر رفقا نیز می توانند در فرصتهای بعدی با توجه به نقطه نظرات خودشان به سئوالات شما پاسخ دهند.

ما جمعی آنارشیست هستیم در خارج از کشورکه پیشینیه های متفاوتی داریم ولی گذشته فعالیتهای سیاسی تعدای ازرفقای ما به فعالین و اعضای سابق سازمان‌ها و احزاب چپ برمی گردد که به دوره ها و سالهای مختلفی مربوط می شود که با نقد و خروج از ساختار هرمی‌ ، سانترالیستی و غیر دموکراتیک نهفته در این گونه تشکیلاتها و نقد اتوریته و اقتدار در هر شکلی ،ابتدا تصمیم به فعالیت موازی و خطی‌ از پایین به صورت خود خواسته و داوطلبانه در کنار دیگر فعالین مستقل چپ و کسانی که به فعالیتهای غیر متمرکز و سانترالیستی احزاب و سازمانها توهمی نداشتند گرفتیم که با یک سری جلسات اینترنتی و پس از یکسری بحث‌ به این نتیجه رسیدیم که از لحاظ دکترین سیاسی آنارشیست هستیم و تصمیم به جمع شدن کنار هم در اواخر سال ۲۰۰۹ گرفتیم که  با نام “صدای آنارشیسم” شروع کردیم و بخشی دیگر از رفقای بسیار جوان ما هستند که گرایشات چپ و یا آنارشیستی داشتند و اینک خود را آنارشیست می دانند .

در ضمن علت انتخاب نام صدای آنارشیسم آن است که ما در حد یک صدا هستیم و نه در حد یک جنبش آنارشیستی وهدفمان آن بوده که صدای آنارشیستها را در حد توانمان منعکس کنیم و در جمع ما همه گرایشات ضد سرمایه داری آنارشیستی وجود دارد.

خورشید شاە : بنده در سطحی از فعالیت نیستم که به پاسخ پرسشهای فراوان شما بنشینم. معذور کنید اما چند نکتۀ عمومی:

فعلیت جنبشهای آنارشیستی بجز در ممالکی که سابقۀ فرهنگی آن را دارند معمولا در حد فعالیتهای انفرادی باقی مانده. در مملکت ایران هم بر همین روال. من وظیفۀ اصلی انسانهایی که به انحاء این نحله گرایش دارند رو روشنگری در سطح جامعه میدونم و گمان ندارم در پی جابه جایی احتمالی سیستم فعلی به جز قدمهایی ابتدایی در جهت برخی از کارهای عملی که خود شما در سوالات اسم بردید کاری از آنارشیستهای ایران بر بیاد. در عین حال همگرایی با چپ نو و سوسیالیستهایی که به سازماندهی از پائین معتقدند رو قنیمت میشمرم هر چند لزوم سازماندهی نیروهای آنارشیست به قوۀ خود باقیست.

در نهایت به نظر بنده فهرست بلندبالا و همه جانبۀ سوالات شما که شبیه به ورقه های کنکوری شده مسبب عدم دریافت پاسخ از سوی رفقا بوده.

رامین ژوبین : گرچه ریشه‌های دیگری در تجربیات کودکی من ممکنه دیده بشه به نظر میاد موقع‌ای که در کانادا ۱۷ سال داشتم و با پدر ناتنی و کمی سنتی‌‌ام مشکل پیدا کردم، و به کمک مادرم ترک خانه کردم و زندگی‌ تنها را شروع کردم. تفکرات و یا علاقه‌های آنارشیستی من خودشان را واضح تر نشان دادند و این زمینه‌ای برای ایجاد بی‌ نظمیهای بزرگتر و هدفدارتر در عرصه‌های آموزشی، اجتماعی و سیاسی، و پیوستن به آنارشیسم شد خیلی‌ مختصر به عمده‌ترین فعالیت‌ها اشاره می‌کنم:

- بنیانگزاری یک انجمن روانشناسی‌ آلترناتیو، مخالف روانشناسی‌ موجود در دانشگاهم که بر ارزشگذاری‌های ژنتیکی‌ و غیر محیطی‌ تاکید آسیب آور و غیر علمی‌‌ای داشت

- نزدیک به ۱۰ سال تجربه مبارزه و بحث اینترنتی

- در ۳ سال اخیر کار‌های بسیار زیادی انجام داده ام. عضو گروه رسمی‌‌ای نیستم ولی‌ نزدیکان همکار و شریک پر نفوذ زیاد روزمره و مستقیم داخل و خارج کشور زیاد دارم؛ سایت‌های زیادی این فعالیت‌ها را ثبت کرده اند ولی‌ سایت‌های زیر شخصی‌ تر هستند و در واقع تولیدِ خودم هستند:

http://www.radiopayam.ca/parvaz.html

http://soundcloud.com/radioparvaz
http://www.facebook.com/pages/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4- %D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86/177505310824


هر کسی‌ همیشه توانسته با ما شرکت کند و در جذب اشخاص از طیف‌های مختلف معروفیم. رسمیت، مهر و لقب نداریم، ولی‌ گروه تاثیرگذار و بسیار فعالی‌ هستیم. از ده‌ها شخص داخل و خارج کشور تشکیل شده ایم که بدون هیچ اجبار و فشار با ما فعالیت میکنند. خیلی‌‌ها هم دارند در این رابطه فکر میکنند و هنوز دارند با ما آشنا میشوند. بدون هیچ اشاره یا پرسش از ما، هر موقع میخواهند فعالیت‌هایشان را حاشیه‌ای تر یا کاملا متوقف میکنند. آخر -  هر موضوع و عرصه‌ای میتوانند انتخاب کنند.

عرصه‌های فعالیت:

- هنر و فیلم سازی سیاسی و مبارزاتی

- سبک‌های جدید و رادیکال در برنامه‌های محلی/حضوری و کار رسانه‌‌ای ؛ در ایجاد بحث و گفتمان سر مسائل عملی‌ و تئوری مربوط به مبارزه و زندگی‌ روزمره در ایران

- برنامه‌های یادمان‌ جانباختگان و گفتمان عدالت

- جمع آوری کمک مالی‌

- سازماندهی تظاهرات و کمپین‌های فشار

- هماهنگی‌ تبادل نظر بین طیف‌ها و گروه‌های مختلف سرنگونی طلب داخل و خارج ایران

- کافه فلسفه و روانشناسی‌

- مشاوره

- تبلیغات

- ارائه و توجیه راهبرد‌های مبارزاتی دراز مدت و روزمره و عینی

- گسترش تفکر آنارشیستی و طبیعت گرا

- گسترش تفکر سرنگونی طلب سیاسی

آیا قبل از شما، در دورەهای گذشتە نسل‌های آنارشیست در ایران بودەاند مثلاً در دوران قیام (1357 ش / 1979م) یا تنها در میان تبعیدیهای خارج از ایران موجود بودەاند؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : بله قطعا بوده اند که در این زمینه رفقای قدیمی تر ما که اطلاعات بیشتری دارند در مصاحبه خود در آینده به آن خواهند پرداخت . تا آنجا که  می دانیم نشریات نخدار ، نافرمان ، انسان آزاد ، ماهانه ،آبگون و… نشریاتی آنارشیستی بوده اند که در  سالها ی پیشین چاپ میشدند و باز هم  قاعدتاً در میان فعالین چپ و رفقایی که مطالعه بیشتر و تحقیق جامع تر در زمینه تاریخ چپ و متون کلاسیک چپ داشتند هم به آنارشیسم آشنائی داشتند و هم خود گرایش آنارشیستی داشته اند.

به هر حال ما می توانیم از تعدای از این جمع صدای آنارشیسم  به عنوان نسل جدید آنارشیستها نام ببریم که در کنار رفقای آنارشیست قدیمی فعالیت می کنند.

رامین ژوبین : آنارشیست طبیعی همیشه زیاد بوده -  یعنی درصد اشخاصی‌ که منطق آنارشیستی را آگاهانه یا ناخودآگاه به کار میبرند ولی‌ واژه آنارشیسم را به کار نمیبرند زیاد است. آنارشیست‌های علنی و رسمی‌ هم زمان انقلاب بوده، فقط کمتر

آیا آزادی و برابری کە آنارشیستها ادعا میکنند، همان است کە سوسیالیستها ادعا و مطرح میکنند؟ اگر همان است، این بە آن معنا است کە آنارشیسم برای خود سوسیالیسم است، اگر نه پس چه موضعی در برابر سوسیالیسم دارد و اساساً چه تفاوتی دارد؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : بحث سر آزادی و برابری فراتر از صرفا ادعا است چراکه ما و آنها در شعار از آزادی و برابری دفاع می کنیم اما اختلاف از آنجائی شروع می شود که احزاب کمونیستی به مردم وعده می دهند که با به قدرت رسیدن حزب آنها و تشکیل دولت بدست حزب ، سپس آنها به مردم آزادی خواهند داد و در جامعه برابری و عدالت اجتماعی ایجاد خواهند کرد ولی ما آنارشیستها قرار نیست به مردم با وعده دادن آزادی و برابری زمینه حکومت خود را فراهم کنیم. ما تاکید می کنیم که دولتها آزادی مشخص و محدودی به شما خواهند داد و حیطه و حوزه آزادی را خودشان مشخص می کنند و هر وقت که منافع آنها به خطر بیفتد محدوده آزادی را تنگتر خواهند کرد. ما به کسی وعده نمی دهیم که برایتان آزادی به ارمغان خواهیم آورد بلکه تاکید می کنیم که برای رسیدن به آزادی مطلوب خود باید برای آن مبارزه و تلاش کنید و با ارگانهای مخالف و محدود کننده آزادی به ستیز و مبارزه برخیزید. ما تاکید می کنیم که حق برخورداری از آزادی صدقه نیست که از دولتها و ارگانهای سرکوب آن خواهش کنیم که به حقوق و آزادی ما احترام بگذارند بلکه آزادی از حقوق اولیه و جدائی ناپذیر زندگی انسانها و حیوانها است که باید برای آن مبارزه کنیم.

ما بر ضرورت آزادی های فردی تاکید می کنیم و دولت را عامل اصلی و محدودکننده آزادی فردی می دانیم .ما معتقدیم که اگر دولت و ارگانهای سرکوب آن نباشند تا حد زیادی آزادی فرد خدشه پیدا نمی کند چراکه دولتها با تصویب قوانین محدود کننده آزادی فرد به یکباره آزادی همه را محدود یا سلب خواهند کرد ولی یک خانواده فقط برای اعضای آن خانواده می تواند محدودیت ایجاد کند و نه برای کل جامعه و از طرفی دیگر اگر ارگان سرکوب دولتها نباشد سایر مردم جامعه می توانند جلوی سلب آزادی فرد درون خانواده را با اتخاذ سیاستهای درست بگیرند و برای تامین و تثبیت آزادی فرد در جامعه بکوشند.

اما در مورد واژه‌ سوسیالیسم باید گفت که برای مخاطب غربی ناشناخته نیست.اگر سوسیالیسم را به فارسی ترجمه کنیم جامعه باوری میشود. فکر نکنم آنارشیتی باشد که خود را سوسیالیست نداند زیرا لغو مالکیت خصوصی و مبارزه با استثمار انسان از انسان و تلاش برای دستیابی به جامعه آزاد و برابر اومانیستی (انسان باور)هدف هر سوسیالیستی است. تنها در جایی‌ که بعضی‌ سوسیالیستها برای رسیدن به این هدف کمونیسم لنینیستی و دولتی را انتخاب میکنند تفاوت و تمایز همچنین موضع گیری بعضی‌ دیگر از سوسیالیستها که خود را آنارشیست می‌دانند با آنها به وجود میاد. در واقع ما سوسیالیستها خانواده ایی هستیم با اختلافات داخلی‌ بر سر چگونگی‌ دستیابی به جامعه آزاد و برابر برای انسانها هستیم هر چند این را پنهان نمیکنم که این اختلافات چه بسا خونین بوده و آنارشیستها همیشه نه تنها از سوی دولتهای سرمایه داری بلکه از سوی دولتهای کمونیستی نیز سرکوب شده اند هر چند که همیشه در صف اول و خط مقدم انقلابات ۲ قرن گذشته بر علیه سرمایه داری بوده اند.

سوسیالیستهای دولت محور معتقدا که با به قدرت رسیدن حزب آنها جامعه را سوسیالیستی خواهند کرد ولی ما معتقدیم که با تشکیل دولت بر فراز سر مردم جامعه سوسیالیستی نخواهد شد و سوسیالیسم از بالا در بهترین حالت منتهی به سوسیالیسم دولتی خواهد شد.ما معتقدیم که سوسیالیسم در جامعه ای بدون دولت و حزب توسط خود مردم می تواند متحقق شود و دولت مانع اصلی سوسیالیسم است.در سوسیالیسم مشارکت برابر و آزاد همگانی وجود دارد اما دولت و حزب مانع سوسیالیسم هستند و آنها با مردم منافع یکسانی ندارند و از امکانات همگانی در جهت منافع ویژه افراد وابسته به دولت و حزب استفاده می کنند.در سوسیالیسم نابرابری ها و حق ویژه از بین می رود و بنابراین از آنجائیکه افراد وابسته به حزب که دردولت هستند از حقوق ویژه ای برخوردار می شوند و خود دولت به نابرابری ها و بی عدالتی ها دامن می زند پس تشکیل هر گونه دولتی به معنی عدم تحقق سوسیالیسم است و یکی از شروط اولیه برای ایجاد سوسیالیسم نابودی دولت و سپس ایجاد جامعه سوسیالیستی توسط مردم در یک مشارکت برابر و همگانی تحقق پیدا می کند.بنابراین سوسیالیسم را تنها ما آنارشیستها نمی سازیم بلکه مردم می سازند که ما نیز بخش کوچکی از همین مردم هستیم.

رامین ژوبین : سوسیالیسم آنارشیست‌ها بیشتر از لحاظ راهبرد تفاوت دارد (مثلا در مخالفت پایه‌ای با حزب و دولت و عدم تشکیل آنها)، ولی‌ در مجموع از لحاظ اولویت اهداف هم کمی‌ متفاوتند، مثلا با میانگین اهمیت بیشتر به محیط زیست بین آنارشیست‌ها

آیا میتوان از آنارشیسم ایرانی صحبت کرد؟ بە معنای دیگر در تاریخ منطقە یا ایران حرکت‌های اجتماعی یا فکری یافت میشوند، کە آرمانی آنارشیستی داشتە باشند؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : آنارشیسم ایرانی به این معنی‌ که این فلسفه و دکترین سیاسی را تولدش را در آنجا بدانیم خیر .ولی‌  احتمالا باشند آنارشیستهایی که مثل کمونیستهای دهه ۳۰ ایران که می‌خواستند آنرا بومی کنند و مزدکیسم بدانند یا مثل کمونیستهای دهه ۴۰ که خواستند آنرا اسلامی کنند تا با جامعه به مشکل نخورند و از علی‌ و حسین به عنوان سوسیالیست نام بردند، بخواهند چنین میکس هایی به وجود آورند اما واقعیت این است که این مکتب فکری،فلسفی‌ و سیاسی زادگاهی غربی دارد و ایرانیان آنارشیست نیز به صورت علمی‌ و واقعی‌ پیرو مکتبی غربی هستند.البته اگر این درک دیالکتیک و علمی‌ را داشته باشند. تمام حرکت‌های اجتماعی و انقلابی‌ منطقه خاستگاهی آنارشیستی داشته هر چند خود جامعه به آن واقف نباشد.تلاش برای رسیدن به آزادی و برابری تنها به دلیل عدم آگاهی‌ طبقاتی در هر دوره توسط سرمایه داری جهانی‌ و بورژوازی ملی‌ منطقه به یغما رفت.

رامین ژوبین : از نظر من همه جنبش‌ها در شعار و اهدافِ علنی هم نباشند ذاتأ و عملا آنارشیستی هستند و میتوانند آنارشیسم طبیعی محسوب شوند. مثلا انقلاب فرانسه به یک جنبش آنارشیستی شناخته نمی‌شود ولی‌ موتور مرحله نهایی پیروزی آن محکومیتِ دولت انتقالی با عنوان “ تروریست ” بود. این اولین بکارگیری لقب تروریست در تاریخ است و بر عکس مفهوم امروزی اشاره آن به خشونت دولتی است نه خشونت ضّد دولتی شهروندان یا گروه‌های غیر دولتی.

غیر از آنارشیسم طبیعی زمان شاه هم زیر جمهوری اسلامی ، در ایران کمی آنارشیسم رسمی‌ و علنی هم وجود دارد، ولی‌ بیشتر در عرصه فرهنگسازی تا سیاسی مطرح شده.

یک چیزی هم بین آنارشیسم رسمی‌ و غیر رسمی‌ دیده میشود و آن جنبش تحریم انتخابات است که اخیرا هم در ایران دیده شد، هم منطقه (مثلا در مصر)، و کلا در درجات و شرایط متفاوتی در همه کشور‌ها و چهار گوش دنیا دیده میشود.

نتیجه گیری مهم اینجا، در تائید یکی‌ از مصاحبه‌های قبلی‌ که با بچه‌های صدای آنارشیست شد، این است که آنارشیسم باید از دل این جنبش‌ها رسمیت و علنیت خیلی‌ بیشتری پیدا کند. اگر کنشگران، مردم، هنرمندان و غیره این کشور‌ها ندانند، یا علنا نگویند که تفکر آنها و اهداف آنها آنارشیستی هستند، به اهدافشان نخواهند رسید. دلیل این بنظرام اینه که در غیر این صورت ایدئولوژی‌ها و لقب‌های دیگری خودشان را صاحب جنبش‌ها خواهند کرد و نفوذ آنها باعث انحراف و تغییر مسیر و تفکر جنبش‌ها میشود.

در زبان فارسی بحث‌های بە اسم جغرافیای آنارشی پدیدار شدەاند، آیا این‌ شکلی از آنارشیسم ایرانی نیست؟ لطفاً جنبەهای این بحث را برای ما و خوانندگانمان روشن نماید؟

نظام جلالی و آرش دوست حسین : شاید آنارشیسم در هر مقطع تاریخی‌ و هر زمان واقعی‌ در مکان جغرافیایی به شکلی‌ خاص بسته به شرایط و ساختار اجتماعی و فرهنگی‌ آنجا هم چنین آگاهی‌ طبقاتی و سیاسی مردم آن جغرافیا به اشکال گوناگون آغاز شود تا به هدفی‌ واحد برسد که در جای دیگر نیز همان خواهد بود ، اما نسبت به جغرافیای آنارشیسم با این نگاه که آنارشیسم در هر جا شکلی‌ متفاوت خواهد داشت نیست زیرا نمیتوانیم بگویم که آنارشیسم را مثلا به اعتقادات ناسیونالیستی و مذهبی‌ یا قبیله ایی آن مردم پیوند بزنیم تا نه سیخ بسوزد نه کباب این مثل توهم جمهوری اسلامی از جمهوریت و اسلام در کنار هم یا مثل اسلام آریایی یا ایرانی است

**************

ادامە دارد ….

*************

 فیسبوک صدای آنارشیسم

  www.facebook.com/anarkistan

۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

بعد از احمدی نژاد شانس بیشتر برای صالحی است تا مشایی


غفوری​فرد: "مشایی کارهای انتخاباتی​اش را شروع کرده و امکان تایید صلاحیتش هم هست


احزاب و شخصیت‌ها - عضو حزب موتلفه اسلامی از

غلامحسین الهام

عبدالرضا شيخ الاسلامي

علی‌اکبر صالحی

علی نیکزاد

اسفندیار رحیم‌مشایی

محمدرضا رحیمی

ابراهیم عزیزی

حمیدرضا حاجی‌بابایی

به عنوان نامزدهای احتمالی مورد حمایت دولت در انتخابات ریاست جمهوری آینده یاد کرد.

وي با بيان اينکه «ممکن است برخی بگویند که مشايي ایرادهایی دارد»، ادامه داد: آقای مشایی هم می تواند بگوید هر کسی هر ایراد و پرونده ای از من در قوه قضاییه دارد بیاید و اعلام کند. ظاهرا هیچ پرونده ای هم وجود ندارد.
بنابراین احتمال مطرح شدن نامزدی مشایی و تایید صلاحیتش هم هست. آقای احمدی نژاد هم که با همه وجود از آقای مشایی حمایت می کند و حتی اعلام کرده بود که افتخار می کند معاون اول مشایی در دولت او باشد.
به گفته وي اگر مشایی تایید صلاحیت نشود، او پشت سر نیروی دومی قرار می گیرد که از سوی دولت برای انتخابات مطرح خواهد شد. یعنی از الهام، صالحی، نیکزاد یا شیخ الاسلام حمایت خواهد کرد و آقای رئیس جمهور و مشایی می کوشند تا به هر نحو ممکن (البته از طرق قانوني) تاثير مثبت در آراي اين فرد دوم داشته باشد.
غفوري فرد معتقد است: مشایی اگر کاندیدا بشود، در انتخابات ریاست جمهوری تاثیر گذار خواهد بود. چه تایید صلاحیت بشود و چه نشود."

عسگراولادی در جمع خبرنگاران:

40 کاندیدای ریاست جمهوری داریم  

"وی با بیان اینکه در انتخابات آینده 40 کاندیدا داریم گفت: جبهه تلاش می‌کند از میان کاندیداهای مطرح شده از 10 تا 11نفر از آنان را دعوت کرده و پیرامون انتخابات با آنها رایزنی خواهد کرد."

به باور من شانس وزیر امور خارجه از مشائی بیشتر است و یکی از مشکلاتشان در زمینه روابط خارجی و دیگری مسائل هسته ای است که صالحی در هر دو زمینه کار کرده است.به باور من هدف احمدی نژاد مشایی نیست بلکه صالحی است.اصلا هدف احمدی نژاد از آوردن صالحی به وزارت خارجه شناساندن بیشتر اون در مجامع بین المللی بوده است.

احمدی نژاد و رژیم با طرح مشایی فقط می خواهند موج انتخاباتی ایجاد کنند.

فراخوان همبستگی و تجمع و راهپیمایی سراسری سوم دسامبر۲۰۱۲


برای حمایت و همبستگی با جنبش پناهجویی و غیر قانونی ها و خیزش سراسری این پایینترین و بی حقوقترین لایه اجتماعی، که بیش از ۸ ماه است برای دستیابی به حقوق اولیه خود در اعتصاب هستند و خیابانها را اشغال کرده اند، در روز ۳ دسامبر ۲۰۱۲ در هر شهری که هستیم به خیابانها میآییم و شانه به شانه ی آنها این روز را در خیابان ها به سر خواهیم برد. ما آمدن به
خیابان را از آن رو برمی گزینیم که باور داریم حمایت واقعی، همبستگی در عمل است و نیز برای آنکه ما نیز به سهم خود تاکید کنیم که برای فرودستان، «خیابان» تنها مکان واقعی مبارزه است.
در آلمان ،هلند، فنلاند، بلژیک، انگلیس، فرانسه و نیز در استرالیا، پناهجویان و غیر قانونیها در حال مبارزه با این سیستم خارجی ستیز اند، نظامی که خود عامل اصلی این آوارگی ها و بازتولید کننده انسان های «غیر قانونی» است؛ پناهجویان و «غیرقانونی»ها در خیابان های سرد و در شرایطی دشوار در حالی مبارزات خود را پی می گیرند که در سایه تهدید دایمی خشونت های پلیس و یا در معرض حمله گروههای نژاد پرست قرار دارند، همچنانکه به طور مداوم از سوی مقامات رسمی
موردتهدید قرار می گیرند. با همه اینها، آنان به رغم طاقت فرسا بودن شرایط، مبارزه خیابانی خود رابرای ادامه رویارویی مستقیم با این سیستم معیوب و قوانین ضد انسانی آن اماده کرده اند.
جنبش جدید پناهجویان و غیرقانونی ها در اروپا تجربیات بیش ۸ ماه را پشت سر گذاشته است و دراین مدت رشد کرده است و به پناهجویان برخی شهرها و کشورها دیگر نیز الهام بخشیده است. اکنون این جنبش به قدری بزرگ شده است که بتواند وارد فاز جدیدی گردد: به طوری که درمحدوده مرزهای چند کشور جدا از هم محصور نماند. متحد کردن این مبارزات به شکل یک جنبش بین المللی علیه قوانین ضد انسانی ونژادپرستانه ، نیازمند مشارکت و همراهی همه فعالین چپ و وجدان های آگاه است. این جنبش در بنیان خود نبردی است علیه مکانیزم هایی که به طور نظام مند نابرابری، خشونت و تبعیض را بازتولید می کند و لذا پناهجویان و غیر قانونی ها را می آفریند. پس بیایید جزئی از این جنبش باشیم!
وعده ما سوم  دسامبر۲۰۱۲ در خیابان ها