ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه

با برخورد با اراذل و اوباش و تحقیرشان جلوی مردم موافقید یا مخالفید ?


با برخورد با اراذل و اوباش و تحقیرشان جلوی مردم موافقید یا مخالفید ?

زمانی که این تیتر هدفمند و جهت دار را در فیسبوک دیدم بیشتر از اون از پاسخ ها تعجب کردم و پاسخ ها هرانسانی را برای هرگونه تغییرات دموکراتیک در ایران آینده ناامید می کند و از طرفی ریشه جنایت و خشونت رژیم  درون همین تفکر مردم خوابیده است و پشتوانه مردمی آن محسوب می شود.از 437 نفری که نظر خود را نوشته اند 290 نفر موافق خشونت و تحقیر متهمین دستگیر شده هستند و فقط 147 نفر مخالف هستند. نمی توان تغییرات و تحولات دموکراتیک را از جامعه ای انتظار داشت که با آن بیگانه است و دچار پیش قضاوتی است نسبت به کسانی که توسط اراذل و اوباش حکومتی متهم هستند. ظاهرا جامعه توجه نمی کند که متهمین احتمالا چه جنایاتی صورت داده اند که خود اراذل و اوباش حکومتی در این 35 سال در حق مردم بی پناه انجام نداده اند?! در واقع اراذل و اوباش حکومتی به دلیل اینکه در ساختار قدرت هستند در نظر و دیدگاه مردم عملکردشان مشروعیت پیدا می کند و اصلا دیده نمی شود.مردم در قضاوتشان نسبت به اراذل و اوباش خطاب کردن متهمین توسط حاکمان اصل را بر برائت نمی گذارند و به حاکمیت اعتماد می کنند و چشمان خود را بر اراذل و اوباشان حکومتی و عملکرد آنها می بندند.در واقع مسخ شدگان قدرت و اتوریته حاکم از هر گونه تفکر و قضاوت مستقل ناتوان هستند.
مسبب اصلی هرگونه ناهنجاری اجتماعی و اعمال غیرانسانی در جامعه ایران حکومتی است که رهبر آن خود را نماینده خدا بر روی زمین می داند و خود را رهبر شیعیان جهان می نامد و به قول خود جامعه را اسلامی کرده اند و تمامی ها آنها در همین حکومت اسلامی تربیت شده اند و نتیجه و بازخورد عملکرد آموزشی و فرهنگی همین حاکمیت هستند.
باید توجه داشت که در تعریف جرم در قوانین ارتجاعی و ضد انسانی ج.ا آمده است : هر فعل یا ترک فعلی که توسط قانون برای آن مجازات تعیین شده جرم محسوب می شود. در واقع با چنین تعریفی از جرم دست خودشان را باز می گذارند برای سرکوب بیشتر مردم.
در تعریف زندان در قوانین ج.ا اینگونه آمده است : زندان محلی است که در آن متهمان و محکومان با قرار یا حکم کتبی مقام قضائی موقتاً برای مدتی معین و یا به طور دائم به منظور اصلاح و تربیت و درمان نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی و تحمل کیفر نگهداری می شوند.
اتفاقاً این تعریف زندان در قوانین ج.ا با واقعییات اصلاً هم خوانی ندارد ( و فقط در جهت مشروعیت بخشیدن به زندان در قوانین آمده است) چراکه 1- بسیاری از کسانی که توسط نیروهای امنیتی دستگیر و بازداشت شده اند بدون قرار یا حکم کتبی مقام قضائی و در بسیاری از موارد با ضرب و شتم یا همراه با خبر مرگ و یا تجاوز جنسی به فرد دستگیر شده بوده است . 2- در طرح امنیت اجتماعی که با ضرب و شتم و سلب امنیت توسط پلیس همراه بود ما هیج نشانی از اصلاح و تربیت و درمان نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی نمی بینیم بلکه خود پلیس و مقام قضائی عامل نارسائی ها و بیماریهای اجتماعی بوده اند و خود مانند بزهکاران عمل کرده اند.
پس زندان ج.ا را در واقعیت امردر شرایط کنونی می توان اینگونه تعریف کرد : زندان محلی است که فرد مظنون معمولاً بدون حکم وشبانه با هجوم به خانه و خانواده اش با شلاق و ساطور و اسلحه با ضرب و شتم زخمی شده و توسط پلیس مامور امنیت ، سلب امنیت شده و در خیابان با آفتابه در گردن یا با اشکال گوناگون دیگرتحقیر کننده، به شکل وحشیانه ای در شهر گردانده می شود و سپس بعد از ایجاد ترس در جامعه فرد مظنون به نقطه نا معلومی برده می شود و پس از آزار, اذیت و شکنجه ، اگر اعدام نشود ، در یک مکان به نام زندان که مکانی غیر انسانی ، محصور که مثل قفس است ، فرد برای مدتی معلوم یا نامعلوم ، موقتی یا دائم ( تا هر وقت که دلشان بخواهد ) تا زمان پایان دوران زندان ( تا دستگیری مجدد ) یا اعدام ، به منظور تنبیه و ارعاب جامعه نگهداری می شوند تا فرد علاوه بر مجازات ، توان و سلامتی اش گرفته شده و با سلب آزادیهای فردی و اجتماعی او به خاطر رعایت نکردن قوانین رژیم حاکم یا به علت تعرض به حقوق دیگران (خارج از باند های مافیایی رژیم ، جراکه تعرض کردن به حقوق دیگران نیز در انحصار رژیم است و فقط باید در خدمت رژیم باشد) معمولاً به مدت طولانی محبوس می شود به طوری که دیگر زندانی مالک جان ، سلامتی و اراده خودش نخواهد بود.

با  تغییر قوانین و محدود کردن تعریف جرم ، فقر زدائی از جامعه به لحاظ فکری ،فرهنگی، اقتصادی و نیاز جنسی ، استفاده از آموزش و بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگی جامعه و اطلاع رسانی از طریق وسایل ارتباط جمعی و آزادی گردش اطلاعات ، استفاده از دارو درمانی و گفتار درمانی و خدمات پزشکی رایگان در رابطه با بزهکاری ، آزاد بودن در حق انتخاب برای زندگی یا عدم زندگی مشترک و عدم سختگیری قوانین ، ایجاد انواع انجمنهای دموکراتیک و کانونهای حمایتی و مددکاری مردمی در مقابله با مشکلات و معضلات اجتماعی ، مبارزه همگانی با فرهنگها و سنن عقب افتاده و خشونت های اجتماعی ، تعمیق آزادی بی قیدوشرط سیاسی و اجتماعی ، وجود آزادی گفتار و رفتار فردی و جمعی ، افزایش امکان تفریح و شادی مردم ، افزایش مسافرت طولانی به خارج از کشور و افزایش مسافر و توریست به ایران به منظور تبادل فرهنگی ، حمایت دولتی و مردمی از کسانی که خود را در جامعه و یا خانواده بی پناه حس می کنند. آموزش حرفه ، ایجاد اشتغال و انواع تخصصها و... می توان مشکلات ، معضلات و خشونتهای اجتماعی را کاهش داد.و اختیارات نامحدود مجازات را از قوانین سلب کرد و شکنجه و زندان را به گور تاریخ بسپاریم. ما با برخورد با علتها و نه معلولها و ریشه یابی مشکلات و معضلات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی می توانیم جامعه ای انسانی را بنا نهیم.


نظام جلالی
27.6.2013


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر