۱۳۸۹ تیر ۳, پنجشنبه

چند پرسش پیرامون عدم تحمل نقد و انتقاد در سطح جامعه


پس از عکس العمل ها و برخورد های صورت گرفته در مقابل کارتون نیک آهنگ کوثر در مورد موسوی و تجربیات شخصی و تا کنونی خودم در عرصه سیاست و در وبلاگ نویسی که با نگاهی انتقادی و نقد گونه نوشته می شود , سئوالاتی به ذهن من خطور کرده است , از جمله اینکه :
آیا عدم تحمل نقد و انتقاد می تواند به یک ناهنجاری گسترده اجتماعی تبدیل شود ? چه موقع می توان گفت که عدم تحمل نقد و انتقاد به یک ناهنجاری گسترده اجتماعی تبدیل شده است ? آیا عدم تحمل نقد و انتقاد می تواند تبدیل به یک فرهنگ شود ? چه موقع می توان گفت که عدم تحمل نقد و انتقاد تبدیل به یک فرهنگ شده است ? آیا عدم تحمل نقد و انتقاد و عدم اجازه به طرح آن , ربطی به افکار استبدادی دارد ? آیا پاشنه آشیل دیکتاتوری در ایران عدم تحمل نقد و انتقاد است ? اصلا نقد چیست ? انتقاد چیست ? آزادی بی قید و شرط چیست ? آزاد منش بودن چیست ? آزاد اندیش بودن چیست?


کاریکاتور چیست و به چه منظور کشیده می شود ? اصلا خصوصیت کاریکاتور چیست ? آیا اصلا کاریکاتور انتقادی است ? آیا کاریکاتور فقط برای خنده است ? آیا کاریکاتور فقط فکاهی تصویری است ? آیا کاریکاتور یعنی فقط نقد دشمن ? اصلا چه کسی برای کاریکاتوریست مرز مشخص می کند , خودش یا ما یا دیگری یا حکومت ? آیا برای حمایت از کاریکاتوریست و شکست تفکر نفد ناپذیری و اثبات تحمل و انتقاد پذیری و اعتقاد به آزادی بیان با ایجاد یک کمپین عمومی کاریکاتور من را نیز بکشید ، می توان تحمل پذیری منتقد را در جامعه بالا برد و یا چه راه حل دیگری وجود دارد؟


آیا یک وبلاگ انتقادی و نقد گونه , از زاویه افکار نویسنده آن است یا از زاویه خواننده های وبلاگ ? آیا می توان با توجه به افکار خاص نویسنده وبلاگ , نقد و انتقاد را با توجه به افکار خواننده های متنوع و گوناگون وبلاگ نوشت ? آیا مجبور کردن یک وبلاگ نویس به سکوت در هر موردی و به هر شکلی , اصلا درست است ? آیا نوشتن در یک وبلاگ و تبلیغ نوشته های آن سر هر موضوعی برای بیشتر خوانده شدن , اصلا حق وبلاگ نویس است ? آیا می توان به یک وبلاگ نویس گفت بس است و دیگر راجع به این موضوع یا آن موضوع ننویس , اصلا چه کسی باید تصمیم بگیرد ? آزادی بیان چیست و مرز آن تا کجا است و چه کسی تعیین می کند ?


آیا یک خبر نگار , کار و وظیفه اش خبر نگاری و انعکاس همه اخبارو وقایع است یا اینکه باید اخبار را به دستورو خواست دولت ها یا باید و نباید های فرهنگی , مذهبی یا اجتماعی یا سود سرمایه یا کلا قدرت حاکم یا رئیس خبرگزاری یا نیرو های نظامی یا گروه های فشار و... سانسور کند ? آیا گردش آزاد اطلاعات و خبر رسانی وظیفه یک خبرنگار هست یا نه ? آیا مردم هم در سانسور خبری نقش دارند ? آیا گردش آزاد اطلاعات و وقایع به نفع مردم است یا به ضرر آنان ? آیا عدم تحمل نقد و انتقاد در سانسور خبری و سرکوب خبرنگاران نقش دارد?


چرا یک نویسنده به خود سانسوری متوسل می شود ? آیا به غیر از نقش دولت ها در تحمیل خود سانسوری , ما مردم نیز نویسنده را به هر دلیل مجبور به خود سانسوری می کنیم ? با چگونه برخوردی می توانیم نویسنده را در شکست سانسور یا خود سانسوری یاری کنیم ? آیا عدم تحمل نقد و انتقاد موجود در جامعه یا توسط دولتها و....در مجبور کردن نویسنده به خود سانسوری و فشار های وارده بر او نقش دارند ?


آیا یک طنز نویس منتقد نیز با خود سانسوری مواجه است ? چه کسی یا کسانی خود سانسوری را به یک طنز نویس تحمیل می کند ?
آیا عدم تحمل نقد و انتقاد موجود در جامعه یا توسط دولتها و....در مجبور کردن طنز نویس منتقد سیاسی , اجتماعی و فرهنگی به خود سانسوری و فشار های وارده بر او نقش دارند ?

نظام جلالی 25.06.2010

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر