‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارشگران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گزارشگران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه

فراخوان گزارشگران: لغو و توقف فوری مجازات وحشیانه اعدام, هم اکنون! - لیست جدید



قاصدان مرگ و نابودی همچنان و شتابان در راهند!

خطاب به مردم  آگاه و زحمتکش ایران

امروزه در شرایطی بسر میبریم که با تلاش مستمر مخالفان مجازات اعدام در اکثر کشورهای جهان این مجازات لغو شده است اما جمهوری اسلامی در اجرای  این حکم وحشیانه  زبانزد خاص و عام قرا گرفته است. هم اکنون دهها زندانی سیاسی عقیدتی محکوم به اعدام در شرایطی دهشتناک و در زندانهای کشورمان بسر می برند. جمهوری اسلامی افسارگسیخته بر زندانیان سیاسی و عقیدتی و همچنین قربانیان معضلات اجتماعی نظام ستمگر و ناعادلانه حاکم میتازد و هر روزه  اخبار کشتار انسانها در زندانها و ملاء عام در رسانه ها انعکاس می یابد. حاکمان امروزه سرمست از گشایش ارتباطات بین المللی در داخل کشورمان  مخالفان سیاسی  را سرکوب و اعدام می کنند. اینها همه  از ناتوانی ها و الزامات حکومتی است که معضلات اجتماعی را دستمایه تداوم حاکمیت خونین خود کرده است و مجازات اعدام را هر چه فزونتر بر زندانیان اعم از سیاسی عقیدتی و مجرمان عمومی روا داشته است.

ما ضمن ابراز نگرانی عمیق خود در مورد سرنوشت دهها زندانی سیاسی عقیدتی محکوم به اعدام, اعلام می کنیم که با هر گونه مجازات مرگ برای انسان ها به هر شکل آن مخالفیم و مراتب انزجار خود را از این جنایات دولتی ابراز میداریم.

اعدام قتل عمد سازمان يافته دولتی است و فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی مخالف هرگونه قتل با هر شكل و نام از جمله سنگسار و قصاص بوده و خواهان لغو فوری  مجازات اعدام در ایران هستیم

به پروسه پرشتاب و بالنده لغو مجازات اعدام در جهان بپیوندیم.



گزارشگران

30. 11. 2013



رونوشت بزبان انگلیسی به:

نهادهای مترقی و دمکراتیک بین المللی

نهادهای حقوق بشری ایرانی و خارجی

امنستی اینترناشنال

نویسندگان و هنرمندان مردمی



اسامی فعالین سیاسی احتماعی و فرهنگی







امیر میرزائی – فعال و زندانی سیاسی سابق

آزاده باقرزاده – فعال سیاسی

ابراهیم آوخ – فعال سیاسی و رسانه ای

ابراهیم شیری – منرجم و فعال سیاسی

ایرج حیدری – فعال سیاسی

آمادور نویدی – وبلاگنویس و فعال سیاسی

البرز دماوندی – فعال حقوق بشر

امین بیات – فعال سیاسی

احمد بخردطبع – فعال کارگری

اردشیر مهرداد – تحلیلگر سیاسی

احسان تیموری – فعال کارگری

آزاده دراه – فعال سیاسی

انوش رستگار – فعال سیاسی

آزیتا سیدی – کنشگر و فعال حقوق بشر

انور میرستاری - زیستگرا

بهرام چوبینه – نویسنده

بینا داراب زند – فعال کارگری

بصیر نصیبی – فعال سیاسی و منتقد سینما

بیژن سعیدپور – فعال سیاسی و رسانه ای

بهنام چنگائی – فعال سیاسی

باقر ابراهیم زاده – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

بهروز فراهانی – فعال کارگری

بهرام رحمانی – فعال سیاسی و نویسنده

بهروز سورن – فعال و زندانی سیاسی سابق

ح ریاحی – فعال و زندانی سیاسی سابق

پروین ریاحی – فعال حقوق زنان

پروانه قاسمی – فعال حقوق زنان

پروین اشرفی -  فعال سیاسی اجتماعی

پرویز میر مکری – شاعر

پویان انصاری – فعال سیاسی

بیژن فتحی – فعال اجتماعی و سیاسی ( پدر دو سربدار )

تقی روزبه – تحلیلگر سیاسی

ندا نوآور – فعال سیاسی

جمشید صقاپور – فعال کارگری

جعفر امیری -  زندانی سیاسی سابق و فعال سیاسی

حسین نقی پور – فعال سیاسی و رسانه ای

جابر کلیبی – فعال سیاسی

حسین مختار زیبایی – فعال و زندانی سیاسی سابق

حسن عزیزی – فعال سیاسی

حسن حسام – شاعر و تحلیلگر سیاسی

حسن بیاتلو – فعال سیاسی

سعید نوروز بیکی – فعال سیاسی

سیامک مویدزاده – فعال کارگری

سینا احمدی – فعال سیاسی

سیامک جانبخش – فعال سیاسی

نسیم صداقت – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

سیمین دبیری – فعال سیاسی

سوسن شهبازی فعال سیاسی

شاهین انزلی – فعال مدنی

شهرام حاجی حسینی – فعال سیاسی

شهلا عبقری – فعال حقوق بشر

صفار ساعد-  فعال سیاسی اجتماعی

صدیق جهانی – فعال کارگری

فرهنگ قاسمی – نویسنده و فعال سیاسی

فریبا ثابت – فعال سیاسی و فعال جنبش زنان

فرج آلیاری – فعال سیاسی

فرخ حیدری – زندانی سیاسی سابق

فریبا راد – فعال حقوق بشر

قاسم خاکسار -  زندانی سیاسی سابق

علی صدارت – فعال سیاسی

عاطفه اقبال – فعال و زندانی سیاسی سابق

علی اعتدالی – فعال سیاسی

عباس مظاهری – فعال و زندانی سیاسی سابق

علی دماوندی – فعال سیاسی و رسانه ای

علی رسولی – فعال سیاسی

علی صادقی – فعال سیاسی

غلام عسگری -  فعال کارگری درتبعید

کورش عرفانی – تحلیل گر سیاسی

رضا پورکریمی - زندانی سیاسی سابق

رضا بی شتاب – شاعر

رسول شوکتی – زندانی سیاسی دو نظام و فعال سیاسی

رضا بهبودی – فعال سیاسی

رامین شوکتی - استاد دانشگاه سن آنتونیو

رضا پرچی زاده – فعال سیاسی، پژوهشگر و روزنامه نگار

لیلا جدیدی – فعال سیاسی

میترا آریایی 

مینو همیلی -  زندانی سیاسی سابق فعال پناهندگی

مجید مشیدی – فعال سیاسی

محمود خادمی – فعال و زندانی سیاسی سابق

مژده نورزاد – فعال سیاسی و فعال جنبش زنان

مجید محتاری  - نویسنده و وبلاگنویس

مینا انتظاری – زندانی سیاسی سابق

مهدی شرفی – فعال سیاسی

مسعود فروزش راد – فعال سیاسی و زندانی سیاسی سابق

مهناز قزلو – زندانی سیاسی سابق

مهران سیرانی – فعال سیاسی اجتماعی

مریم افشاری – فعال کارگری

مجید بیدار – فعال سیاسی

مهوش علاسوندی – فعال اجتماعی و حقوق بشر ( مادر دو سربدار )

مینا زرین – زندانی سیاسی سابق و فعال حقوق زنان                      

نوشین قادری – فعال سیاسی کمونیست و فعال جنبش زنان

ناصر طاهری  -  فعال سیاسی

نظام جلالی – فعال سیاسی و وبلاگنویس

ندا فرخ – فعال حقوق بشر

نادر احمدی – فعال سیاسی

ناهید ناظمی – فعال سیاسی

نادر ثانی – فعال سیاسی

هدایت سلطانزاده – فعال سیاسی

یوسف عزیزی بنی طرف – فعال سیاسی و نویسنده

یوسف زرکار – فعال سیاسی

 بنان یحیی نیا - فعال سیاسی



نهادها:



انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ـپاریس

کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران – وین

اینفو ایران

رادیو آوا

کانون فرهنگی  بامداد - سوئد



رسانه ها:



سایت راه کارگر – کمیته مرکزی




سایت اتحاد کارگری




وبلاگ آهنگر




سایت راه کارگر خبری




"صدای بی صدایان "در دفاع از محکومان به اعدام و زندانیان غیر سیاسی  



وبلاگ انفرادی




سایت دگرگونی




وبلاگ خبری گزارشگران




سایت گزارشگران




سایت امروله



سایت علی صدارت




سایت کورش عرفانی




سایت علیه ستم جنسیتی




سایت لجور




وبلاگ اشتراک




سایت جابر کلیبی و پروانه قاسمی




وبلاگ رضا بی شتاب




وبلاگ شاهین شهر-اندیشه های(سیاسی) نوین و مترقی




وبلاگ سعید نوروز بیگی


سایت مجید مشیدی






سایت محمود خادمی




وبلاگ رگ به رگ



وبلاگ مینا انتظاری




وبلاگ فرخ حیدری




وبلاگ بازآفرینی واقعیت ها




وبلاگ البرز ما




وبلاگ مهناز قزلو




وبلاگ دیوار نوشته




وبلاگ تقی روزبه




وبلاگ مینا زرین




سایت ریشه ها




ایران آزاد - فریدوم






وبلاگ شبکه آنارشیستی 

۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

بهروز سورن: باز هم سلول انفرادی – نیمه شب نوشته ها – 72


سلول انفرادی محلی است برای فشار روحی و روانی بر زندانی سیاسی که اغلب در بدو دستگیری وی اعمال می کنند. این قائده است. استثنا زمانی است که مسئولین زندان اهداف تنبیهی و یا اجرائی در نظر دارند



نقد را باید بجان خرید. روی چشم گذاشت و خطا ها را تصحیح کرد. بدون بازنگری و مرور اشتباهات بدام تقدس و کیش شخصیت و فرقه نگری خواهیم افتاد. معضلی که بخشا سازمانهای سیاسی موجود و محفل های مدافع زندانیان سیاسی هنوز با خود حمل می کنند. در نوشتار قبلی که لینک آنرا اینجا می بینید تلاش کردم که سلول انفرادی و اهداف حاکمان برای نگهداری زندانیان را بخشا به بحث بگذارم. نامه هائی در تمجید و نقدی چشم گشا دریافت کردم که انگیزه بخش تداوم این نوشتار شد. شخصیتی گرانقدر که تقریبا باندازه سن من سابقه مبارزاتی در دفاع از کارگران و زحمتکشان دارد برایم نوشت که:
رفیق عزیزوگرامی بهروزبرای شما و تمامی مبارزان مسئولیت پذیر و پرتلاش درراه رهایی ایران و ایرانی ازاسارت و شغال اخوندهای الت دست استعمارپیروقدرتهای بزرگ سرمایه داری ارزوی بهترینها را دارم قبل ازاینکه به مطلب پرمحتوایت دررابطه با شرایط رفتارشغالگران با ازاد زنان وازادمردان مبارزدراسارت اشاره ای داشته باشم اعتراف میکنم درمقابل دانش ودانستنیهای شما مبارزان با یک کلاس که درمدرسه عشق درس خوانده ام بسیارناچیزمیدانم و عمل کرده ام و طی پنجاه سال کارگری و بیش ازچهل سال افتخاردفاع ازحقوق همتبارانم دردونظام شاه و شیخ و انچه برمن گذشته هم دربندهای عمومی و انفرادی بازهم نیازبه اموختن دارم اما رفیق گرامی اکنون که سی وپنج سال ازاشغال کشورمان درراه اهداف سیاستبازان بزرگ میگذرد و همگان براسراردرونی سناریوی شوم امام درماه  اگاهی دارند هرچند یاداوری برعملکرد ضدانسانی جمع ماموران حاکم برکشورمان پسندیده است اما ایا میشود ازقومی وحشی با افکاری بیابانی و قرون وسطایی وغارتگروبی احساس انتظارداشت که مخالفین عملکرد وعقیده خودرا به بندکشیده اما با انها به مهربانی و برپایه معیارهای انسانی و حقوق بشری منطبق با روزعمل کند با وجوداینکه اگرازان دوران خارج شویم و به تدریج به ماهییت و هدف واقعی این قوم اگاه شده و میشوم وابعاد گسترده و دربرگیرنده جنایات بیشمارانها را درمقابل عامه مردم اعم ازسرکوب های روزانه اقوام و اقشاراسیب پذیر و پلیسی کردن جوجامعه و برخوردهای وحشیانه با جامعه کارگری و دانشجویی و زنان و اقلیت های قومی و مذهبی و اهالی اهل قلم و روزنامه نگاران و دگراندیشان و کشتارمخالفین خاصا دردهه شصت وبه تدریج که مطمعن شدند کاملا برثروت و قدرت دست یافته اند ترورهای داخل و خارج را دردستورکارقرارداده اند تصورنمی کنم نکته مبهمی وجود دارد که ما دراین برهه اززمان به زندانهای جمهوری اخوندی و نوع برخورد انها با مخالفین توجه و تمرکزکنیم منظورمن این است که کمی هم باید به عملکرد خودمان و علت طولانی شدن عمرچنین رژِیمی که بیش ازدوجنگ اول و دوم جهانی به جان ومال و شرف و تمدن و فرهنگ ما لطمه وارد کرده و همچنان میکند رفیق بهروزبرای اثبات سخنم یک فراخوان عمومی درکشورمحل اقامتتان برای همبستگی و اتحاد و همدلی بدهید و درپایان به درددل من فکرکنید البته من و شما که دراین راه همچون میلیونها هموطنمان بها داده ایم و سختی های بسیاری را متحمل شده ایم میدانیم که بدست اوردن ازادی می پذیرد که برایش باید بها داد و درغیراینصورت امکان پذیرنیست و اگربه مسیردوقرن اخیردرکشورهایی که درانها تحولاتی رخ داده نگاهی بیندازیم می بینیم یک واقعیت انکارناپذیراست. اما چراماباید بیشتربه پردازیم اول نبود امادگی کامل با اراده یک ملت برای تحولی مانند سال پنجاه و هفت که باعث شد حداکثران دوران فریب اخوندی بیسواد و بی احساسی چون خمینی را بخورند و نتوانند ازحاصل انقلاب خود دفاع کنند.دوم اختلاف نظرسازمانها و احزاب و گروهای سیاسی ان دوران و عدم همگرایی برای اگاهی بخشی توده ها.سوم عدم وجود یک رهبری سیاسی دمکراتیک و مورد اطمینان مردم که بتواند ازهمان ابتدا پرده ازترفندهای قدرتهای بزرگ و هدف انها درراستای طالبانیزه کردن منطقه برای مقابله با گسترش کمونیسم و سوسیالیسم بردارد.چهارم کوتاه بودن دوران جنبش های مردمی برای سرنگونی حکومت شاه و اگران دوران طولانی ترمیشد نیروهای مبارزواگاه به درون جامعه مردم می رفتند میتوانست درجهت اگاهی بخشی مفید واقع شود پس با توجه به خلاصه ای که ارائه شد درمی یابیم قراداد خمینی با ستعمارپیروشرکا میبایست چنان شود که شدکه متاسفانه ما هم دران کم بی تقصیرنیستیم چراکه همگان دریکی بودن دشمن اذهان داریم اما هرگزنتوانسته ایم به وزن لازم درمقابل ان برسیم.رفیق عزیز اگرچنین باشیم همچنان باید عمرسیاه رژیم اخوندی را بشماریم.

نقد این نازنین که از سرمایه های سیاسی در دفاع از کارگران است, موجد این نوشته است.
سلول انفرادی محلی است برای فشار روحی و روانی بر زندانی سیاسی که اغلب در بدو دستگیری وی اعمال می کنند. این قائده است. استثنا زمانی است که مسئولین زندان اهداف تنبیهی و یا اجرائی در نظر دارند. اهداف اجرائی را میتوان در زمینه های انتقال زندانیان سیاسی به محلی دیگر و یا اعدام آنان برشمرد. اهداف تنبیهی مجازات و یا فشار مضاعف بر زندانی را در حین تحمل زندان در بر می گیرد. در زندانهایی که بناچار قرار داده شدم بکرات شاهد انتقال زندانیان با دلائل متنوع به انفرادی بودم. در زندان دستگرد اصفهان سلولهای بند 5 که نوساز بودند محلی برای انتقال زندانیان محکوم به اعدام و همچنین مجازات و فشار بر زندانیانی بود که از سوی زندانبان رفتار مشکوک داشتند.
رفتار مشکوک از سوی زندانبان بمعنی تلاش برای ایجاد تشکیلات در زندان بود. هراس و وحشتی بی مثال از ایجاد تشکیلات در زندان داشتند. این مقوله بخصوص در میان وابستگان به سازمان مجاهدین و سازمانهای چپ رادیکال جستجو می شد. هر نوع نزدیکی و صمیمیت میان زندانیان مشکوک تلقی میشد. تجربه شخصی ام اتهام به ایجاد تشکیلات در زندان در زندان سپاه اصفهان و سپس دستگرد ( بند یک ) بند سرموضعی ها بود. اولی تماس با زندانی سلول همسایه و دومی تشویق دیگران به ورزش جمعی ( والیبال ) دو روز بازجوئی و روبرو شدن با دادستان شهر اصفهان را در پی داشت. مسئولین زندان دستگرد اصفهان و سپاه اصفهان از سایه خود نیز می ترسیدند.
کار دستی مشترک نیز از مواردی بودن که حساسیت های زیادی بر می انگیختند و زندانیان سیاسی را با فشارهای مضاعف همانند انتقال به انفرادی مواجه می کردند. در زندان اوین سلولهای بند 209 با هر دو هدف مورد استفاده جانیان حاکم قرار می گرفت. زندانی محکوم به اعدام ساکن آن بود و یا می شد و در موارد بسیاری بعنوان ابزار فشار بهره برداری می شد. سلولی را که در عکس ملاحظه می کنید و میتوان ابعاد آنرا در نظر گرفت تنها برای مدت دو ماه هفت زندانی در آن بسر برده اند. از میان هفت زندانی سیاسی ساکن این سلول, پنج اعدامی ( حرمتی پور و اتحادیه کمونیست ها ) یکنفر آزادی ( سازمان اقلیت ) و بنده نیز این سطور را مینویسم.
یک دستشوئی حقیر و توالت فرنگی وسط آن, پنجره ای بشدت کثیف و زیر سقف سلول, بدون امکان استفاده از هواخوری و هفته ای یکبار حمام. امکان استفاده از رادیو تنها صدای دلخراش اذان و خطبه های همین آقای رفسنجانی که امروزه ناجی اصلاح طلبان و سردار سازندگی سازشکاران است. سلول انفرادی در این مقطع بعنوان ابزار فشار به زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار می گرفت.  نوبتی نشستن و خوابیدن و ورزش کردن, ماهها بلاتکلیفی و بی خبری, محرومیت از امکان ملاقات با خانواده, نارسائی های بزرگ تغذیه ای و محرومیت از امکانات پزشکی و درمانی را چنانچه بدان اضافه کنیم, میزان جنایات پوشیده و خاموش جمهوری اسلامی در زندانها را نیز میتوان قیاس کرد.
زنان وکودکان بسیاری نیز از تجربه سلولهای انفرادی! بند 209 در امان نماندند و خاطرات تلخ بسیاری را امروزه با خود حمل می کنند. صدای گریه های شبانه و بی تابی های آنان و زجه آن کودکان که من گرسنه ام هنوز در فضای سیاسی کشورمان می پیچد.
بهروز سورن
21.10.2013