۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

خوردن گیاهان جاندار یا گوشتخواری یا هیچکدام ?


اینکه بشر خام گیاهخواری کند یا گیاه خواری یا گوشت خواری اصلا مبحث جدیدی در تاریخ و حیات جامعه بشری نیست و در زمینه تاکید به گیاهخواری و اجتناب از گوشتخواری مذاهب نیزنقش پر رنگی در اینگونه مباحث دارند . قبل از  پرداختن به آلترناتیو غذایی به منظور بررسی امکان نخوردن یا کمتر خوردن موجودات زنده مانند گیاهان و حیوانات ابتدا نگاهی به معانی خام گیاهخواری و گیاه خواری خواهیم داشت و پس از پرداختن به  موضوعات مورد بحث از زوایای گوناگون , سپس به بحث آلترناتیو غذایی با توجه به اینکه گیاهان نیز مانند حیوانات جان دارند و باید به آن نیز توجه کرد , خواهیم پرداخت.


تاریخچۀ گیاه خواری 
انسان اولیه میوه​خوار بوده است. انسان از نظر فیزیولوژیکی یک گیاه​خوار میوه​خوار است مانند گوریل​ها، شامپانزه​ها و برخی دیگر از انواع میمون​ها. تغییرات آب و هوا و شرایط سخت زندگی در برخی از دوره​های زندگی بشر بر کرۀ خاکی باعث شد انسان گاهی حیواناتی را که برای دفاع از خود می​کشت بخورد. کشف آتش باعث تداوم پدیدۀ گوشت​خواری در انسان شد. بعد از شکل گرفتن تمدن​ها برخی از اقوام و ملل یا پیروان برخی مذاهب برای خودداری از خشونت گوشت را از غذای خود حذف کردند. رویۀ رو آوردن به گیاه​خواری در نقاط مختلف دنیا متفاوت بوده است.

تاریخچۀ گیاه​خواری در شرق
گیاه​خواری در شرق سابقۀ دیرینه​تری نسبت به غرب دارد. تاریخ گیاه​خواری در آسیا به ۲۵۰۰ سال پیش باز می​گردد، هنگامی که ادیان شرقی مانند برخی از شاخه​های هندویسم و بوداییسم شکل گرفتند. اولین قانون بودا این بود:
"نکشید... بامحبت باشید و سیر دایرۀ تکامل جانوران را خراب نکنید."

هندی​ها قدیمی​ترین قوم شرقی بودند که برای خودداری از خشونت در مقابل حیوانات رسماً از خوردن گوشت چشم پوشی کردند. در کتاب مانو که یکی از قدیمی​ترین کتب هندی است چنین آمده است:

-         کسی که اجازه می​دهد، کسی که حیوان را می​کشد، کسی که حیوان ذبح شده را می​فروشد، کسی که حیوان را می​پزد و کسی که گوشت را تقسیم می​کند، همه قاتل هستند و طبق قانون کارما مجازات می​شوند (کفاره پس می​دهند) (۵:۵۱)

-          گوشت نمی​تواند بدون آسیب به موجودات زنده به دست آید و آسیب به موجودات صاحب احساسات، مانع نیل به خوشی بهشت است؛ پس بگذار که او از خوردن گوشت چشم پوشد. (۵:۴۸)

نژاد آرین نیز در ابتدا گیاه​خوار بوده است.

تاریخچۀ گیاه​خواری در غرب
در غرب، یونانی​ها پیش​گامان گیاه​خواری بودند. اقوام یونانی در یونان و جنوب ایتالیا از ۶ قرن قبل از میلاد مسیح گیاه​خوار بوده​اند. فیلسوفان یونانی طرفداران سفت و سخت گیاه​خواری بوده​اند. فیثاغورث، فیلسوف و ریاضیدان معروف یونانی جزء اولین کسانی بود که پیروان خود را از گوشت​خواری منع کرد. او می​گوید:
"بترسید ای میرندگان که خودتان را به چنین خوراک چرکینی آلوده نکنید."
تا سال​های ۱۸۰۰ مردم غرب کسانی را که از گوشت پرهیز می​کردند، فیثاغورثی​ها می​نامیدند. از دیگر فیلسوفان نامدار یونانی که از گوشت پرهیز کرده​اند می​توان هومر، سقراط، افلاطون، ارسطو، پلوتارک، اپیکور، سنک، پلین، مارکورل، ویرژیل و زنن را نام برد.
در عهد عتیق و بعد از گرویدن امپراطوری رم به مسیحیت، گیاه​خواری از اروپا رخت بربست. در قرون وسطی، برخی از اقوام مونک (
Monk) تنها گوشت ماهی می​خوردند و از خوردن گوشت​های دیگر پرهیز می​کردند. در دورۀ رنسانس گیاه​خواری بار دیگر به اروپا برگشت و در قرن نوزدهم و بیستم طرفداران زیادی پیدا کرد.

در سال ۱۸۴۷، اولین انجمن گیاه​خواری در انگلستان، آلمان، هلند و برخی کشورهای دیگر شروع به کار کرد. در سال ۱۹۰۷، اتحادیۀ بین المللی گیاه​خواران پایه​ریزی شد. در قرن بیستم، رو آوردن به گیاه​خواری در غرب شتاب بیشتری گرفت. مردم زیادی برای حفظ سلامتی جسمی و ارزش​های اخلاقی به گیاه​خواری رو آوردند. در قرن بیست و یکم گیاه​خواری ابعاد تازه​ای پیدا کرد. در سال​های اخیر، مسائل محیط زیستی و اقتصادی نیز به  مسائل اخلاقی و سلامتی روحی و جسمی اضافه شده​اند.

تاریخچۀ گیاه​خواری در دانشمندان شرق و غرب
گیاه​خواری در میان دانشمندان غربی و شرقی نیز طرفداران بیشماری داشته است. لئوناردو داوینچی، توماس ادیسون و آلبرت اینشتین از معروف​ترین پیروان فیثاغورت بوده​اند. بلندنامان علم و فلسفۀ ایران همچون ابوعلی سینا، ناصرخسرو، شیخ نجم الدین رازی، شیخ عطار و مولوی نیز گیاه​خوار بوده​اند و مردم را از خوردن گوشت منع کرده​اند. ابوعلی سینا می​گوید:
"حذر کنید از خوردن گوشت جانوران."

نجم الدین رازی در مرصادالعباد می​نویسد:
"از گوشت بسیار احتراز کنید."

پیشینه گیاه‌خواری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
تمامی شواهد تاریخی موجود در طبیعت به گیاه خوار بودن ساختمان بدن انسان از آغاز پیدایش او دلالت دارند.(۱) طبق شواهد، طی میلیونها سال که از دوران آفرینش اولین موجود پستاندار گیاه خوار میگذرد فقط دوران کوتاهی است که او از طبیعت خود دور افتاده و از خوردن خوراکی که بدنش برای آن ساخته شده سر پیچی نموده‌است. (۲) تاریخ گیاهخواری در واقع به تاریخ پیدایش بشر بر روی زمین بر می‌گردد.
از شواهد تاریخی گذشته معلوم شده‌است که انسان‌های اولیه همانند حیوانات تنها خوراکشان میوه درختان بوده‌است.برخی دانشمندان عنوان کرده‌اند که انسان‌ها بواسطه پیش آمدهای گوناگونی مانند زمین لرزه ناگزیر به کوچ به نواحی مختلف شده که بعضا در آنها میوه کمیاب بوده و بنابراین انسان‌ها ناچار به استفاده از گوشت حیوانات شدند.
پروفسور«هئر» آلمانی دربارهِ خوراک انسان‌های اولیه عنوان کرده‌است که بشر اولیه تنها از میوه‌های جنگلی تغذیه می‌کرده‌اند.(۳)
طبق شواهد تاریخی مصریان باستان حیوانات را مقدس می‌دانستند و بنابراین از خوردن گوشت آنها خودداری می‌کردند. (۴)هندوهای برهمایی یا بودایی نیز گوشت حیوانات را استعمال نمی‌کردند و دلیل این بود که اینکار به کل در مذهب آنها قدغن بوده‌است.در دین اوستا کشاورزی کار مقدسی به شکار می‌آمده و کشتن حیوانات کاری اهریمنی در نظر گرفته می‌شده‌است. (۵) پیروان این مذهب در گذشته حیوانات را محترم شمرده و هرگز از گوشت آنها تغذیه نمی‌کردند.(۶) در روایات پارسیان آمده‌است که زردشت با شیر و گیاه تغذیه می‌کرده‌است.(۷)
مزدک و مانی نیز که پس از زردشت آمدند خوردن گوشت حیوانات را غدغن کردند. (۸) در میان فیلسوفان یونان و روم باستان اعتقاد به گیاهخواری قوی تر بود. اولین چهره برجسته در میان آنان که به گیاهخواری معتقد بود فیثاغورث است که در انتهای قرن ششم قبل از میلاد می‌زیست. رژیم غذایی فیثاغورثی شامل اجتناب از خوردن گوشت حیوانات سلاخی شده بود. اخلاق فیثاغورثی کم کم به صورت یک آئین فلسفی درآمد که به برپا کردن قانونی جهانشمول و مطلق گرایش داشت که از جمله با حکم به عدم کشتن مخلوقات زنده برای اجتناب از خونریزی بی رحمانه به خصوص قربانی کردن حیوانات و تغذیه از گوشت همراه بود.(۹)
فیثاغورثیان با توجه به این گرایش، به وجود یکسان روح در انسان و حیوان قائل بودند و لذا کشتن حیوانات را منع می‌کردند. البته آنها رژیم غذایی گیاهی را سالمتر هم می‌دانستند. افلاطون هم در نوشته‌هایش نظرات تقریباً مشابهی را با فیثاغورثیان ابراز می‌کند.پیروان فیثاغورث از انجیر و سبزیها و میوه‌ها تغذیه می‌کردند. خود فیثاغورث که به سن صدسالگی مرد در باب گوشتخواری کفته‌است: «خودتان را به خوراک چرکینی همچون گوشت آلوده نکنید» (۱۰) پزشک نامدار بوعلی سینا نیز از جمله طرفداران گیاهخواری بوده‌است.
در دوران رنسانس در اروپا خوردن گوشت با هاله‌ای از ثروت و قدرت احاطه شد و تنها راهبان مسیحی با امید تقرب به خدا از خوردن آن پرهیز می‌کردند.در انگلستان از قرن هفدهم، زمانی که عقاید رادیکال در زمینه‌های مختلف رواج یافت، اعتقاد به گیاهخواری به تدریج شروع به رشد کرد. فرقه‌های مذهبی با اعتقاد به پرهیز از خوردن غذاهای حیوانی شروع به ظهور کردند و اعتراض‌های اخلاقی بر مبنای بیزاری از بهره کشی از حیوانات آغاز شد. (۱۱)
طبق بررسی‌های انجام شده قدمت انسان به بیش از چهار میلیون سال می‌رسد که قسمت عمده آن را بطور اساسی گیاه خوار بوده‌است و فقط حدود پنجاه هزار سال است که با کشف آتش پخته خواری به تغذیه انسان راه پیدا کرده‌است و بیش از هفت هزار سال نیست که انسان با یادگیری کشاورزی و ساکن شدن در کنار کشتزار‌های خود، با اهلی کردن حیوانات به پرورش آنان جهت استفاده از گوشت و شیرشان پرداخت.(۱۲)

گفتنی است که طرفداری از گیاهخواری در طول قرن بیستم ادامه یافت اما به خصوص در دهه ۱۹۷۰ بود که این اندیشه به دوران شکوفایی خود رسید.

خام‌گیاه‌خواری


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
خام گیاهخواری ترکیبی از گیاهخواری و خام خواری است. در این رژیم غذایی همه غذاها با منشاء حیوانی، و همه غذاهای طبخ شده در دمای بالاتر از 48 درجه سانتی‌گراد ( 118 فارنهایت) حذف شده اند. خام گیاهخواری شامل سبزیجات خام و میوه ها، آجیل ها و پوره آنها، حبوبات و جوانه های گیاهی، دانه های گیاهی، روغنهای گیاهی، گیاهان دریایی، رستنی ها و میوهای تازه است. مدلهای مختلف خام گیاهخواری وجود دارد، که شامل خام میوه خواری، آبمیوه خواری، جوانه خواری می شود. گاهی اوقات تعریف خام گیاهخواری به رژیم غذایی با 75 درصد غذاهای خام اطلاق می شود.
خام خواری(خام گیاهخواری) تغذیه با مواد خام گیاهی است که طبیعت آن را در برابر اشعه خورشید ساخته و پرداخته و در اختیار بشر قرار داده‌است، بدون این که دخالتی از نظر پختن، حرارت دادن، بو دادن و کنسرو کردن در آن بشود و یا فعل و انفعالات شیمایی در آن انجام گردد تا در نتیجه موجب تغییر حالات فیزیکی یا شیمیایی آن بشود.[۱] 

خوراکیهای مصرفی

در این روش تغذیه گوشت و لبنیات و فرآورده‌های آن و تخم مرغ به هیچ نوع و صورتی مصرف نمی‌شود.خام گیاهخواران از مواد محرکه مانند قهوه، چای، الکل، یا سیگار خوداری می‌کنند و آنها را به کار نمی‌برند، غذاهای آن‌ها شامل انواع میوه جات، سبزیجات و یا سالادها، آجیل و خشکبار مانند گردو، پسته، فندق، بادام، کنجد و انواع جوانه‌ها از قبیل جوانه گندم، عدس، ماش، نخود، سویا و مواد قندی نظیر عسل، کشمش، خرما، انجیر و شکر قهوه‌ای و غیره‌است که به صورت خام و طبیعی مصرف می‌نمایند که می‌توان آن‌ها را به صورت غذاهای ترکیبی در آورد و مورد مصرف قرار داد.[۱]

دلایل


دلایل سلامتی

بعضی خام گیاهخواران بر این باورند که پختن غذاها توازن ترکیبی ریز مغذی ها را از بین می برد. همچنین بر این باورند که در فرآیند پختن غذا، در اثر بر هم کنش حرارت با چربی، پروتئین و کربوهیدراتها ترکیبات شیمیایی خطرناکی ایجاد می شود. اغلب، گیاهخواران بر اساس سطح انرژی و چگونگی احساس شان بر این باورند که این رژیم غذایی سالمتر است . اگرچه شواهد بسیاری مبنی بر فواید سلامتی مصرف سبزیجات خام وجود دارد، شواهد مربوط به فواید سلامتی خام گیاه خواری کاملا روایتی هستند. همچنین هیچ یک از شواهد علمی، سالمتر بودن غذاهای خام را نسبت به غذاهای پخته تایید نمی کنند. پختن غذا فرآیند هضم غذا در دستگاه گوارش را بسیار آسانتر می کند و شواهدی وجود دارد که کربوهیدراتهای ساده ای که از این طریق بدست می آیند در توسعه پیچیدگی مغز انسان نقش داشته اند.[۲] 

دلایل زیست محیطی 

بسیاری از مردم به این دلیل خام گیاهخوارند که نگران اثرات زیست محیطی رژیم غذایی شان هستند. استفاده ازچوب یا سوخت های فسیلی برای پختن غذا برای محیط زیست مضر است چون گازهای گلخانه ای و آلودگی های دیگری تولید می¬شوند. به هر حال غذاهای پخته نشده نیز پیامدهای زیست محیطی خاص خود را دارد زیرا مواد غذایی خام بسیار آسانتر از غذاهای پخته فاسد می¬شوند. اگر غذایی فاسد شود، ریزاندامگانی که غذا را تجزیه می کنند، گاز گلخانه ای متان تولید می کنند، که از دی اکسید و مونو اکسید کربن حاصل از سوختن چوب یا سوختهای فسیلی، برای محیط زیست بسیار مضرتر است. یک خام گیاهخوار برای دوری از اثرات زیست محیطی منفی باید در مصرف مواد غذایی و هدر ندادن آنها بسیار دقت نماید. آسانترین راه برای حل این مشکل استفاده از پخت و پز خورشیدی است، که در آن گز گلخانه ای یا آلودگی های دیگر تولید نمی شود، البته نتیجه آن غذای پخته شده ست که از نظر خام گیاهخواران مناسب و راضی کننده نیست. بعضی از دانشمندان استفاده از یخچالهای خورشیدی را پیشنهاد کرده اند که اثرات زیست محیطی آنها قابل چشمپوشی است و از نظر خام گیاهخواران مطلوب است اما به این نکته نیز اشاره می کند که ترکیبات کلروفلوروکربن موجود در فرآیند سرد کردن این یخچالها به لایه اوزون زمین آسیب می رساند.

دلایل معنوی و / یا فلسفی

بسیاری از پیروان رژیم خام گیاهخواری به بهره معنوی آن بسیار اهمیت می دهند[۳]. روتان روسو Ruthann Russo می گوید " جنبش خام خواری به دنبال راهی است که غذا، زندگی، رفتار با زمین، رفتارمان با یکدیگر، و تلاش ما برای سلامتی روحی، ذهنی و بدنی را همساز نماید." 

پژوهش

پژوهش‌های پزشکی در رژیم‌های غذایی خام‌گیاه‌خواری نشان داده‌اند که نتایج مثبت و منفی در این کار وجود دارند.[۴]
براساس پژوهشی پزشکی: «مصرف طولانی مدت رژیم غذایی شامل ۷۰٪ گیاهان خام با میزان مطلوبی کلسترول LDL سرم و تری گلی‌سریدها همبسته است. ولی با نتایج ناخوشایند بالارفتن هوموسیستئین پلاسما (plasma homocysteine) و کلسترول HDL سرم پایین نیز همبسته است» و همینطور در مورد ویتامین ب۱۲. [۵] یافته‌های پژوهش دیگری در آلمان عبارتند از «رژیم غذایی بلند مدت کاملا خام، با سطح مطلوب بتاکاروتن پلاسما، سطح پایین تجمع لیکوپن پلاسما (plasma lycopene) همبسته است.[۶] یک پژوهش دیگر هم فواید یک رژیم خام‌گیاه‌خواری را برای کاهش چاقی مفرط و کاهش فشار خون بالا بیان کرده است.[۷]
پژوهش دیگری نیز نشان‌دهنده‌ی کاهش کوتاه مدت نشانه‌های فیبرومیالژیا (fibromyalgia) برای چند بیمار است که در یک رژیم وگان شرکت کرده‌اند.[۸]
پژوهش دیگری نشان می‌دهد که چند بیمار آرتریت روماتئید که رژیم غذایی خام‌گیاهخوار داشتند، گزارش التیام نشانه‌های ذهنی را دادند، ولی هیچ تغییر قابل اندازه‌گیری‌ای در نشانه‌های عینی نشان ندادند. این پژوهش پیش‌تر اشاره دارد که نیمی از افراد را باید از نتایج پژوهش حذف کرد، چون مدت زمانی کوتاه پس از شروع رژیم خام، دچار اسهال و حالت تهوع شدند.[۹]
یک پژوهش آلمانی در سال ۲۰۰۳ نشان داد: هنگامی که مقادیر زیادی سبزیجات خام در رژیم غذایی گنجانده شده باشد، مزایای قابل توجهی در کاهش خطر سرطان پستان دیده می‌شود. دست‌اندرکاران این پژوهش، این اثر را به heat-labile phytonutrients ها نسبت می‌دهند.[۱۰]

موارد مورد توجه برای تغذیه

خام‌گیاه‌خواران باید توجه داشته باشند که به اندازه‌ی کافی ویتامین ب۱۲ در رژیم خود دریافت کنند، از آن‌جا که این ویتامین توسط باکتری‌ها ساخته می‌شود و در غذاهای گیاهی با اطمینان یافت نمی‌شود.[۱۱][۱۲][۱۳] کمبود ویتامین ب۱۲ می‌تواند باعث نتایج جدی مانند کم خونی و بیماری زوال عصبی (neurodegenerative) شود.[۱۴] اجتماع وگان‌ Vegan_Society و وگان اوت‌ریچ vegan outreach مانند دیگران،‌پیشنهاد می‌کنند که وگان‌ها یکسره غذاهای غنی شده با ب۱۲ بخورند و یا مکل‌های ب۱۲ مصرف کنند.[۱۵][۱۶][۱۷]
تمپه(tempeh)، جلبک دریایی(seaweed)، اسپیرولینا(spirulina)، محصولات ارگانیک، خاک و باکتری‌های روده‌ای نشان داده نشده‌است که منابع قابل اعتمادی برای ب۱۲ برای نیاز رژیمی وگان‌ها باشند. [۱۱][۱۸][۱۹] ویتامین ب۱۲ را می‌توان در مخمر خوردنی که با ب۱۲ غنی شده است، یافت. بیشتر شیرهای سویای تجاری در بازار هم با ب۱۲ غنی می‌شوند.

گیاه‌خواری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

برای مفهوم گیاه‌خواری در موجودات زنده گیاه‌خواران را ببینید.
گیاهخواری به معنای پرهیز از خوردن گوشت جانداران است که ممکن است شامل پرهیز از غذاهایی مانند مواد شیری که خاستگاه جانوری دارند نیز بشود. چندین نوع گیاهخواری وجود دارد که بسته به نوع آن، جهت گیری گیاهخواران در برابر دام‌ها و فراورده‌های دامی متفاوت است. گیاهخواران در کنار نخوردن و یا کمتر خوردن فراورده‌های جانوری با آزار و کشتار آن‌ها نیز مخالف‌اند. برخی از گیاهخواران از پوشیدن لباس‌هایی مانند چرم، ابریشم، و خز که از کشتن جانوران به دست آمده نیز پرهیز می‌کنند. در وگنیسم (veganism) که گاهی «گیاهخواری سختگیرانه» هم نامیده می‌شود از همهٔ فراورده‌های جانوری، چه از کشتن جانداران به دست آمده باشند و چه با بهره‌گیری از آن‌ها (مانند لبنیات، تخم مرغ، عسل، و . . . )، پرهیز می‌شود. امروزه در همهٔ کشورهای جهان گیاهخواران وجود دارند و در بعضی کشورها همانند هند، گیاهخواری دارای ریشه‌های تاریخی و مذهبی است.[۱]
با اینکه در پیش گرفتن رژیم گیاهخواری به شیوه‌های گوناگونی امکان پذیر است اما وجه مشترک تمام این شیوه‌ها پرهیز از خوردن گوشت حیوانات خونگرم است.

دسته بندی گیاهخواران

گیاهخوارن بر اساس نوع طرز فکر و هدفشان از گیاهخواری به دستهای مختلفی تقسیم می‌شوند.

  • وگن (vegan): یک روش تغذیه و زندگی است که هدف آن حذف هر نوع محصول حیوانی چه در غذا و چه در مواد مصرفی است. مهمترین دلایل وگان (وگن) شدن افراد (کسانی که به وگنیسم اعتقاد دارند) مسائل اخلاقی یا رعایت حقوق حیوانات، حفاظت از محیط زیست، حفظ سلامتی، مسائل معنوی یا مذهبی است. بسیاری از افراد وگان با پرورش صنعتی حیوانات و آزمایش روی حیوانات مخالفت می‌کنند.از مهمترین محصولات حیوانی که پاک گیاه خواران (وگن‌ها) از مصرفشان خودداری می‌کنند می‌توان انواع گوشت (گوشت قرمز، مرغ، آبزیان، ماکیان و...)، لبنیات، تخم‌مرغ، عسل، ابریشم، چرم، خز، و... را نام برد و نیز محصولاتی که در آنها از فرآورده‌های حیوانی (مانند ژلاتین) استفاده شده‌است.
  •  
  • خام‌گیاه‌خوار (Raw veganism): 

  • شیر گیاه‌خوار (lacto-vegetarian): گیاه خوارانی که انوع گوشت (گوشت قرمز، مرغ، آبزیان، ماکیان و...) و تخم مرغ مصرف نمی‌کنند اما لبنیات مصرف می‌کنند.
  • زرده گیاه‌خوار (Ovo vegetarian): گیاه خوارانی که انوع گوشت (گوشت قرمز، مرغ، آبزیان، ماکیان و...) و لبنیات مصرف نمی‌کنند اما تخم مرغ مصرف می‌کنند.
  • شیر زرده گیاه‌خوار (Ovo-lacto vegetarian): گیاه خوارانی که انوع گوشت (گوشت قرمز، مرغ، آبزیان، ماکیان و...) مصرف نمی‌کنند اما تخم مرغ و لبنیات مصرف می‌کنند.
  • نیمه گیاه‌خوار (semi-vegetarian): گیاه خوارانی که گوشت قرمز مصرف 
  •  نمی‌کنند اما از گوشت مرغ و ماهی استفاده می‌کنند.[۲]   

سلامتی و نگرانی‌ها 

طول عمر 

دلایل دیگر برای گیاه‌خواری


گیاه‌خواری زیست‌بوم محور


  • گیاه‌خواری زیست‌بوم محور واکنشی ست به این دغدغه که تولید گوشت و فرآورده‌های حیوانی برای مصرف گسترده، به ویژه از طریق مزرعه‌های صنعتی از نظر زیست محیطی ناپایدار است. طبق پژوهش‌های سازمان ملل متحد در سال 2006، صنعت دامداری یکی از بیشترین نقش‌ها را در زوال زیست محیطی در سطح جهانی ایفا می‌کند و فعالیت‌های نوین پرورش حیوانات برای مصارف غذایی آن هم در مقیاس عظیم به آلودگی هوا و آب‌ها، فرسایش زمین‌ها، تغییرات آب و هوایی، و از دست رفتن تنوع زیستی منجر می‌شود. این پژوهش‌های نشان داد که بخش دامداری یکی از دو یا سه بخشی ست که بیشترین سهم را در ایجاد مشکلات زیست محیطی جدی-چه در مقیاس منطقه‌ای و چه در مقیاس جهانی – ایفا می‌کند. [۱۱]

  • در سال 2009 شرکت نایک و تیمبرلند خرید چرم از بخش‌های جنگل‌زدایی شده ی جنگل‌های آمازون را متوقف کردند[۱۲]. این عمل تنها چند هفته پس از گزارش سازمان صلح سبز صورت گرفت که نشان می‌داد گله‌های دام‌داری‌های منطقه ی آمازون باعث تخریب جنگل‌های آمازون می‌شوند. طبق پژوهش آرنولد نیومن هر همبرگری که می‌خریم باعث از بین رفتن 6.25 متر مربع از جنگل‌های بارانی می‌شود. [۱۳]

  • علاوه بر این، دامداری یک منبع عظیم تولید گازهای گلخانه‌ای ست و مسئول 18% از انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان است. اگر بخواهیم مقایسه‌ای انجام دهیم می‌توان گفت، تمامی نظام حمل و نقل در سطح جهان ( شامل تمامی ماشین‌ها، ماشین‌های سنگین، اتوبوسها، قطارها، کشتی‌ها و هواپیماها ) تنها مسئول 13.5 % از انتشار دی‌اکسیدکربن هستند. به عبارت دقیق تر، 65% نیترواکسید و 37% متانی که توسط فعالیت‌های انسان تولید می‌شود ناشی از فعالیت‌های مربوط به دامداری هستند. برای روند گرمایش زمین (GWP)، انتشار متان 21 بار و انتشار نیتروکسید 296 بار خطرناک تر از انتشار دی اکسید کربن است. [۱۴]

  • حیوانات توسط غله تغذیه می‌شوند و علاوه بر این، آن دسته از حیواناتی که وابسته به گله‌چرانی هستند مقدار بسیار بیشتری آب در مقایسه با مقدار آب مورد نیاز برای کاشت غلات نیاز دارند. [۱۵] طبق پژوهش‌های USDA، تولید غله ی مورد نیاز برای تغذیه دام‌ها نیاز به چیزی در حدود نیمی از ذخایر آب آمریکا و 80 % زمین‌های کشاورزی آن دارد. علاوه بر این، در آمریکا،90% دانه‌های سویا، 80 % ذرت و به طور کلی 70% غله ی آمریکا را حیواناتی که برای غذا پرورش داده می‌شوند مصرف می‌کنند. [۱۶]

  • وقتی میزان غذای مصرف شده برای تولید حیوانات از علوفه تا مصرف آن، مورد بررسی قرار می‌گیرد حاکی از آن است که ناکارآمدی گوشت، شیر و تخم مرغ از نسبت 4 به 1 تا 54 به 1 (نسبت انرژی صرف شده به پروتئین تولید شده ) متغیر است: [۱۷]

  1. علوفه پیش از آنکه توسط دام خورده شود بایستی رشد کند.
  2. مهره داران خون‌گرم نیاز به مصرف مقدار بسیاری زیادی کالری دارند تا بتوانند بدن خود را گرم نگه دارند ( برخلاف گیاهان یا حشرات).

  • مقیاسی که می‌تواند به عنوان یک معیار سنجش مورد استفاده قرار گیرد عبارت است از "کارایی تبدیل" غذای وارد شده به توده ی بدن که نشان می‌دهد به عنوان مقال، که تنها 10% غذای وارد شده به بدن دام گوشتی به توده بدن تبدیل می‌شود، در مقابل 19 تا 31% در بدن کرم ابریشم و 44% در بدن سوسک آلمانی ..[۱۷]
پروفسور بوم‌شناسی دیوید پیمنتال عنوان کرده‌است، " اگر تمام غله‌ای که در حال حاضر در آمریکا به مصرف دام‌ها می‌رسد به طور مستقیم توسط انسان‌ها به مصرف می‌رسید، این مقدار برای تغذیه ی نزدیک به 800 میلیون نفر کافی بود.[۱۸]

  • آنطور که این پژوهش‌ها نشان می‌دهند، تولید غذای دام نوعاً در مقایسه با کشت غلات، شبزیجات، بذرها و میوه‌ها کارایی بسیاری پایین تری دارد. با این وجود، ذکر سه نکته لازم به نظر می‌رسد:

  1. این مساله برای حیواناتی که بیشتر از آنکه به آنها غذا داده شود می‌چرند صادق نیست، به ویژه حیواناتی که در زمین‌هایی می‌چرند که برای مصارف دیگر مناسب نیستند.[۱۷]
  2. این مساله همچنین در مورد حشراتی که به عنوان غذا پرورش داده می‌شوند صادق نیست. چرا که این روش می‌تواند از نظر زیست محیطی از خوردن غذایی که از دامداری‌ها می‌آید پایدارتر باشد.[۱۷]
  3. گوشتی که در آزمایشگاه تولید شده (in vitro meat) نیز می‌تواند از نظر زیست محیطی از گوشتی که به صورت معمول تولید می‌شود پایدارتر باشد.[۱۹]

  • بر اساس نظریه ی پویایی غذایی (trophic dynamics)، از نظر میزان مصرف غلات، برای تغذیه ی حیواناتی که برای گوشت شان پرورش داده می‌شوند در مقایسه با تغذیه ی همان تعداد انسان که گیاهخوار هستند 10 برابر غله ی بیشتری مورد نیاز است. در حال حاضر، 70% تمامی، گندم، ذرت و سایر غلات تولید شده صرف تغذیه ی دام‌ها می‌شود.[۲۰] این مساله باعث شده‌است که بسیاری از طرفداران گیاخواری به این نتیجه برسند که از نظر بوم شناختی مصرف گوشت یک بی مسئولیتی ست.[۲۱] با این وجود، ذکر این نکته نیز لازم است که پرورش تعداد نسبتاً کمی از حیوانات چرنده می‌تواند سودمند باشد. همانطور که شبکه پژوهش‌های غذایی و آب و هوایی در دانشگاه سوری (Surrey) گزارش می‌دهد که: " بخش کوچکی از تولید دام احتمالاً برای محیط زیست سودمند است." [۲۲]

سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد (FAO) برآورد کرده‌است که میزان انتشار مستقیم گازهای گلخانه‌ای در روند تولید گوشت حدود 18% کل انتشار گازهای گلخانه‌ای جهان است.از این رو من می‌خواهم این حقیقت را مورد تاکید قرار دهم که در میان گزینه‌هایی که برای تغییرات آب و هوایی داریم، تغییر رژیم‌های غذایی یکی از چیزهایی ست که باید در نظر گرفته‌است. [۲۳]
راجاندرا پاچاوری رئیس هیات بین دولتی در زمینه ی تغییرات آب و هوایی

  • در می2009، شهر قنت (Ghent) در بلژیک گزارش کرد که "اولین شهری در جهان است که می‌رود تا یک روز در هفته گیاه‌خوار شود" . و این زمانی بود که مسئولان محلی به دلایل زیست محیطی، تصمیم گرفتند تا یک روز بدون گوشت را در هفته به اجرا بگذارند . مسئولان دولتی با به رسمیت شناختن گزارش سازمان ملل متحد، یک روز در هفته وعده‌های غذایی گیاهی می‌خورند. در این راستا، پوسترهایی برای تشویق مردم به شرکت در روزهای گیاهخواری توسط مسئولان محلی در شهر نصب شد. و "نقشه خیابان‌های گیاهی" برای معرفی رستوران‌های گیاهی به چاپ رسید. در سپتامبر 2009، مدارس در شهر قنت نیز یک روز در هفته غذای گیاهی دارند.[۲۴]

گیاه‌خواری اقتصادمحور

گیاه‌خواری اقتصادمحور مفهومی شبیه به گیاه‌خواری زیست‌بوم محور ست. یک گیاه‌خوار اقتصادمحور، فردی است که:

  • یا به دلیل دغدغه‌های فلسفی نظیر بهداشت عمومی و مهار گرسنگی در سطح جهان( دیدگاهی که بر این باور است که مصرف گوشت از نظر اقتصادی غیر معقول است و کنار گذاشتن گوشت را بخشی از حرکت به سوی ساده‌زیستی می‌داند.
  • و یا به طور کلی مصرف گوشت را غیرلازم می‌بیند.
طبق پژوهش‌های موسسه‌ی وردواچ (Worldwatch Institue)، "کاهش عظیم در مصرف گوشت در جوامع صنعتی[۲۵]:

  1. باعث تسهیل مراقبت‌های بهداشتی و همینطور تقویت بهداشت عمومی می‌گردد.
  2. کم شدن تعداد دام‌ها و دامداری‌ها باعث برداشته شدن فشار از روی زمین‌های زراعی و زمین‌های کشت غلات خواهد شد.
  3. به منابع کشاورزی پایه امکان خواهد داد تا احیا شوند.
  4. امکان استفاده کارآمد از زمین‌های زراعی و منابع آبی را فراهم می‌آید. درست در زمانی که جمعیت جهان در حال رشد است. علاوه بر این از این طریق می‌توان این بخش عظیمی از غله را که تاکنون صرف تولید گوشت می‌شده‌است را صرف بهبود وضعیت گرسنگی مزمن جهانی کرد. "

وضعیت کارگران 




جنسیت

یک پژوهش در سال 1992 که توسط بنیاد پژوهش‌های یانکلوویچ صورت گرفت حاکی از آن بود که " از 12.4 میلیون نفری که در آمریکا خودشان را گیاه‌خوار معرفی می‌کنندو 68% مونث و 32 درصد مذکر هستند. [۳۴]

دین


آیین هندو

سالاد میوه هندی
دلیل گیاهخواری در هندوییسم به منظور رعایت آهیمسا (عدم خشونت) است. بنابر اصل آهیمسا، لطف انسان‌ها می‌بایست تمام مخلوقات خداوند را در بر گرفته و تنها محدود به همنوع نباشد و بنابر این کشتن جانوران برای رفع گرسنگی هیمسا (خشونت) محسوب می‌شود.

اسلام

در آیین اسلام خوردن گوشت بعضی جانوران در صورتی که جانور مردار نباشد و از راه مشروع کشته شود مجاز است ولی از علی ابن ابیطالب نقل است که "شکم خود را گورستان جانداران نکنید". در میان عارفان اسلامی نیز کسانی همچون رابعه از کشتن و خوردن جانداران سر باز می‌زده‌اند .[۳۵]
مسلمانان از دیدگاه دین و شریعت آزاد هستند تا گوشتخوار و یا گیاهخوار باشند و نیز دارای سازمان جهانی گیاهخواران مسلمان اند.[۳۶] عده‌ای از مسلمانان نیز ترجیح می‌دهند برای پرهیز از خوردن گوشتی که به حلال بودن آن اطمینان ندارند، در رستوران‌های کشورهای نا مسلمان گیاهخواری کنند.

یهودیت

تعدادی از دانشمندان دین یهودی (به عنوان مثال یوسف آلبو) گیاه خواری را به عنوان یک ایده آل از نظر اخلاقی، نه فقط به دلیل نگرانی برای رفاه حیوانات، به دلیل اینکه بر شخصیت کسی که حیوانات را ذبح می‌کند تاثیر منفی می‌گذارد معرفی کرده‌اند.

برخی از گیاه خواران نامدار


آلبرت اینشتین
آدولف هیتلر
ارسطو
اریک جانسون(گیتاریست معروف امریکایی برنده گرمی)
استیو وای(گیتاریست ایتالیایی- امریکایی برنده 3 جایزه گرمی)
اشلی جود
افلاطون
الیا وود(بازیگر نقش فرودو در ارباب حلفه ها)
الیور استون
اورلاندو بلوم
ایان مک‌کلان(بازیگر نقش گندلف در ارباب حلقه ها)
ایزاک نیوتن
برایان آدامز*
برایان فیر (خواننده شدوز فال)
برایان می (گیتاریست کویین)
برد پیت
برندن بوید(خواننده اینکیوباس)
بری وایت(خواننده نامدار امریکایی، برنده 5 جایزه گرمی)
بریجیت باردو
بودا
بی بی کینگ (گیتاریست و خواننده مشهور بلوز)
بیل والتن(بازیکن بزرگ بازنشسته NBA)
بیلی جو آرمسترانگ(خواننده گرین دی)-عاشقق این خواننده امم
پاملا اندرسون
پرینس
پیرس برازنان
پینک
تام یورک(خواننده ریدیو هد)
تامی لی
جان کلیز(نویسنده، کارگردان و بازیگر سری کمدی مانتی پایتون)
جان لنون
جانت جکسون*
جرج هریسون(نوازنده و خواننده بیتلز)
جف بک(گیتاریست انگیسی، برنده 5 جایزه گرمی)
چارلز داروین
چارلی واتس(درامر رولینگ استونز)
داستین هافمن
دوریس دی(بازیگر فیلمهایی مثل پیلو تاک[1959] و مردی که زیاد می‌دانست[1956])
دیوژن(فیلسوف یونانی قبل از میلاد)
راب زامبی
رابرت ردفورد
رابین گیب
ساموئل ال جکسون
سرژ تانکیان(خواننده SOAD)
شارلوت برونته
شنون الیزابت
عیسی
فرانتس کافکا
فورست ویتاکر
فیلیپ کالن(گیتاریست دف لپرد)
کرک هَمِت
کری آن ماس(هنرپیشه نقش اول زن ماتریکس)
کریس اِوِرت(اسطوره امریکایی تنیس)
کریس ایوانز(بازیگر نقش جان در فنتستیک فور)
کریس مارتین(خواننده کلد پلی)
کریستین آموت (گیتاریست آرچ انمی)
کریستین بل
کلی کلارکسون
کیت وینسلت
گلوریا سوانسون(1983-1899)(بازیگر امریکایی دارای دو ستاره در واک آو فیم هالیوود)
لئو تولستوی
لئونارد کوهن
لئوناردو داوینچی
لری مولن(درامر U2)
لیو تایلر*
ماهاتما گاندی
مایکل جکسون
ناتالی پورتمن
ولیام بلیک
هواکین فینیکس(بازیگر نقش کومودوس در گلادیاتور)*
یوکو لنون(همسر جان لنون)


 آموزه های اسلام و ایرانیان باستان مدافع حقوق حیوانات 

 دیده بان حقوق حیوانات ایران 


خوردن گیاهان جاندار یا گوشتخواری یا هیچکدام ?

اولین شعارعملی و تاثیر گذارکه از مدافعان حق حیات و زندگی حیوانات بر روی دیوار دیدم نوشته شده بود :
گوشت کمتر خوردن یعنی شانس بیشتری دادن به یک حیوان برای زندگی است.


همانطور که از نوشته های اکثرگیاهخواران مشهود است اشاره ای به جاندار بودن گیاهان و حق زندگی گیاهان نمی کنند و خود را گیاه خوار می دانند ولی به هر حال گیاه خواران به درستی بر حق حیات حیوانات و جاندار بودن آنها نیزتاکید می کنند ولی امیدوارم که به جاندار بودن گیاهان نیزبه همان اندازه توجه کنند.


اشکال اساسی بحث آلترناتیو غذایی ,امکان انتخاب محدود ما در تهیه غذای جایگزین است با توجه به اینکه گیاهان نیز جان دارند باعث می شود که ما امکان انتخاب محدودی در تهیه غذا هایی داشته باشیم که زندگی یک گیاه یا زندگی حیوانات را به خطر نیندازد و باعث مرگ آنان نگردد پس بنابراین تهیه یک لیست غذایی کامل برای انسانها با توجه به چنین واقعیتی بسیار دشوار است .هدف این نوشته صرفا در حال حاضر تشویق به باز کردن چنین مبحثی در بین علاقه مندان است.

نگاهی به لیست افراد سرشناس گیاهخوار نشان می دهد که بر اساس آنکه فردی گیاهخوار است یا گوشتخوار یا خام گیاهخواراست  لزوما نمی توان گفت که انسان خوب یا بدی نیست همانطور که به عنوان مثال هیتلر هم گیاهخوار بود ولی تصور نمی کنم که هیتلر به خاطر دفاع از حق زندگی حیوانات گیاهخوار بوده است چراکه انسانهای بیشماری را به شکل وحشیانه ای کشت و به کشتن داد , بنابراین بر اساس نوع تغذیه نمی توان ارزش گذاری , تقدس مآبی و تقدس گرایی کرد ویا حق ویژه ای برای خود قائل شد.

 

۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه

بررسی تاکتیکهای مبارزاتی در شرایط انفعال کنونی جنبش سبز


اگر بپذیریم که در شرایط کنونی , جنبش سبز به نوعی دچار انفعال مبارزاتی شده است و امکان حضور گسترده  خیابانی را در شرایط حاضر ندارد واگر بتوانیم به دیگر سئوالات مطروحه در این عرصه پاسخ دهیم آنگاه خواهیم توانست با توجه به امکانات موجود جنبش به بررسی تاکتیکهای ممکن و عملی بپردازیم. از جمله سئوالاتی که در مقابل ما قرار دارد :

1- راهکارهای ممکن جهت خروج جنبش از انفعال کنونی چیست ?


2- چگونه می توان با استفاده از تمامی امکانات و ظرفیت های موجود خودمان و افراد پیرامونی برای برداشتن گام های مشترک و عملی به منظور هماهنگی در راه مبارزه مشترک در رابطه با طرح هایی مشخص اقدام نمود ?


3- تبادل نظر و همفکری جمعی چگونه ممکن است و راه های آن چیست ?



4- اگر قبول داشته باشیم که روحیه نا امیدی و بی افقی تا حدی و به شکل موقت بر جنبش غلبه کرده است بنابراین راه برون رفت از این وضعیت کدام است و چگونه می توانیم روحیه جمعی را بالا ببریم و عوامل این ناامیدی چیست ?


5- توان و نیروهای موجود جنبش کدام است و چگونه می توانیم با توجه به توان و نیروهای موجود جنبش حداکثر استفاده و بازدهی مبارزاتی را داشته باشیم ?


6- با توجه به اینکه اینگونه مباحث مدتی است که در بعضی از وبلاگ ها و در بین جمعی ازوبلاگ نویسان و در فریند فید و در فیس بوک در جریان است بنابراین تحت چه نام مشترکی می توان فعالیت کرد که منطبق با واقعیت کنونی ما و به درستی بیان کننده اجزای تشکیل دهنده آن می تواند باشد ? 

7- تاکتیکهای عملی مبارزاتی در شرایط  انفعال کنونی جنبش سبز چیست ?

۱۳۹۰ مهر ۲, شنبه

چگونه به مبارزات خود در ایران ادامه دهیم ?


شرایط سیاسی در ایران امروز بهترین فرصت برای مبارزات هدفمند است و در این 33 سال گذشته هیچ زمانی مانند شرایط سیاسی امروز برای مبارزات تاثیر گذار توسط جمع های کوچک به شکل مبارزات نامنظم وغیرمتمرکزفراهم نبوده است چراکه اکنون می دانیم که نقاط ضعف رژیم کجاست  و چگونه می توانیم با ابتکار و خلاقیت فردی هر چه بیشتر رژیم را دچار سردرگمی و آسیب پذیری بیشتر کنیم و تا مرز استیصال بکشانیم و با توجه به اصل غافلگیری در امر مبارزه  و با گسترده کردن سطح مبارزات خواهیم توانست رژیم را تا حد زیادی زمین گیر کنیم و با وارد شدن به عرصه های گوناگون مبارزه و با کشاندن سطح آن به همه جغرافیای ایران آنگاه می توانیم مبارزات امروزین خود را به بهترین نحو به پیش ببریم.
  مبارزات منظم خیابانی جنبش سبز در طی 2 سال نشان داد که هزینه آن برای فعالین جنبش زیاد بود و رژیم با آگاهی از نقاط دقیق تجمع می توانست با بسیج نیروهای خود از اطراف تهران و تمرکز آنها در مراکز درگیری موفق به سرکوب مردم معترض شود
که بنابراین باید مبارزات نامنظم خیابانی را تداراک ببینیم و علاوه بر آن به جای فعالیتهای علنی باید وارد فاز فعالیت های غیر علنی و نیمه علنی شویم و هسته های مقاومت خود سازمانده و مستقل را ایجاد کنیم.

اضافه ها, باقی مانده ها, تصحیحات و واکنش ها به سلسله گردآوری های گزارشگران


با انتشار سلسله متون تحت نام - یادها و کلامها ....تعداد زیادی از بازدید کنندگان این نوشتارها لطف خود را از ما دریغ نکردند و نامه های انگیزه افرین و گرم و دوستانه ای برای ما فرستادند. تعداد زیادی از مطالب جدید نیز بدست ما رسید که بخشی از آنها را در این نوشتار می بینید این سلسله نوشتارها در ابعادی بسیار وسیع و با همکاری رسانه های مستقل و آزاد دیگر توزیع شد. رسانه های وزین بسیاری در انتشار این سلسله نوشتارها همراه نگاه سپاسگزار ما بودند. از آنجمله اند: پیک ایران – آزادی بیان - آزادگی – راه کارگر هیات اجرائی – راه کارگر کمیته مرکزی – پژواک ایران – آذربایجان – گفتگوهای زندان - اندیشه نوین ( شاهین شهر ) – اشتراک وورد پرس – ریشه ها – خبرنامه ملی ایرانیان – وبلاگ نگاهی – بالاترین – لجور – ایران آزاد -  دنباله – وبلاگ نی لبک هائی که انسان را سرودند – آینه روز -  ایرانسکوپ – وبلاگ خبری گزارشگران – دنباله – مبارزان کمونیست – سایت خبری راه کارگر( راه کارگر وورد پرس ) – بازآفرینی های واقعیت ها – زنده باد انقلاب -  ایران تریبون – احترام آزادی – کمون – وبلاگ اندیشه گوتنبرگ - انقلاب اینفو - شورای کار – سایت انتگراسیون - پارس دیلی نیوز –  اتحاد کارگری - کوچکسرا -  گلبانگ یگانگی – البرز ما – دلنواز – ناژانسی ده نگوباسی کوردستان – یادداشتهای زری اصفهانی – و ..........
قابل پیش بینی بود که رسانه های معطوف به اصلاح طلبان و هواداران تز ( فراموش کنیم و ببخشیم ) از انتشار این متون خودداری می کنند. عدم واکننش در خور از سوی سایتهائی از جمله بیداران, دیدگاه, رسانه های سازمان مجاهدین رنگین کمان و بخشا روشنگری که تمایلی برای روشنگری در این زمینه نشان نداد, بنیاد برومند و ... ناامید کننده بود امابر ما واضح بود که صفحاتی همچون اخبار روز, پیک نت, صدای مردم, کار آنلاین در کنار گویا و بی بی سی ( کارچاق کن امپریالیسم ) و رادیو های فردا و پس فردا !! ( ساخته و پرداخته سازمان سیا ) و... ظرفیت مناسب حتی برای ثبت خاطرات شهدای خود را نیز در کنار سایر جانباختگان نیز ندارند.
انحطاط سیاسی و اخلاقی مرزی نمی شناسد.
از کلیه همکاران و رسانه های مستقل و مبارز درخواست میشود تا این مجموعه را برای پاسداشت یاد و خاطره این عزیزان در قسمتی و یا آرشیو رسانه خود منعکس نمایند.
این مجموعه گردآوری ها تا کنون بلحاظ آماری بیش از صد هزار بازدید شده است و این خود پاداشی برای دست اندرکاران گزارشگران میباشد
با سپاس
گزارشگران
بهروز سورن



۱۳۹۰ شهریور ۲۸, دوشنبه

ستم جنسیتی و مبارزه‌ای هر روزه


این روزها نه نزدیک به هشت مارس است و نه در پرونده‌ی جنایات جمهوری اسلامی رنگی بالاتر از سیاهی پدید آمده است. اما از آنجا که ستم جنسیتی موضوعی هرروزه است، چپ ها بعنوان پيگيرترين نيروى اجتماعى کنشگر علیه نابرابرى، مى بايستى در مبارزات سیاسی و اجتماعی با رژیم جمهوری اسلامی بیشتر و عمیق ‌تر نسبت به نيروهاى ناپيگير، زدوبند باز و سازشکار، به ستم هاى جنسيتى، حقوقی، سياسى، اجتماعى و فرهنگى بر زنان بپردازند. جمهوری اسلامی سرکوب ها را با تهاجم به زنان شروع کرد و از آن زمان تا به امروز به خطری که از جانب جنبش زنان موجودیت اش را تهدید می کند واقف است. از این رو زن‌ستیزان برای دفاع از خود بهترین راه را حمله هرروزه به زنان یافتند. آخرین نمونه‌ی این حمله، طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌هاست. جنبش زنان ایران اما تنها از جانب رژیم حاکم نیست که مورد حمله قرار دارد، گرایش‌های اصلاح‌طلبی و لیبرالی نیز همواره سعی کرده‌اند تا با استفاده ابزاری از اعتراضات زنان ایران به محدود کردن افق‌های سیاسی و اجتماعی آن بپردازند. از این‌رو نقد و بررسی جنبش زنان ایران و دیدگاههای متفاوت موجود و همچنین شفاف ساختن گرایش سوسیالیستی درون جنبش زنان، از وظایفی است که «چپ‌های شهر کلن» به سهم خود با برگزاری سخنرانی، گفت و گوی آزاد و مقاله سعی در انجام آن دارند.
سخنرانی خانم شهین نوایی در روز 25 سپتامبر در شهر کلن از جمله این تلاش‌هاست. برای اطلاع بیشتر از برنامه و کار جمعی می‌توانید به وبلاگ چپ کلن مراجعه کنید:      
  وبلاگ چپ کلن:  http://chapkoeln.blogspot.com/ 


آدرس تماس:             

 چپ‌های کلن 

15سپتامبر2011

۱۳۹۰ شهریور ۲۷, یکشنبه

مطالبات دانش آموزان



با نزدیک شدن به اول مهر ماه و آغاز سال تحصیلی و باز شدن مدارس دانش آموزان مطالباتی دارند که فکر می کنیم حق هر دانش آموزی ست که باید داشته باشد.
1-دانش آموزان خواهان عدم دخالت در محتوای دروس خود هستند برای مثال در دروسی همانند علوم اجتماعی یا جامعه شناسی فقط سیستم حکومتی خود را تدریس می کند نه شناخت فردی و جمعی از اجتماع , بدین معنا که دولت جمهوری اسلامی حق ندارد عقاید سیاسی و مذهبی  و سیستم حکومتی خود را به دانش آموزانی که برای کسب علم به مدرسه می آیند آموزش دهد .
2-دانش آموزان خواهان برگذاری کلاس های رایگان هنری اعم از موسیقی ,  نقاشی ,  شعر و رشته های مختلف دیگر و ورزشی به صورت اختیاری می باشند و این مطالبه ای طبیعی و اجتماعی ست و ما امروز در بسیاری از کشورها شاهد اجرا ی  آن هستیم.
3-دانش آموزان خواهان تامین مایحتاج زندگی دوران تحصیل خود می باشند بدین معنا که یک نوجوان یا جوانی که می خواهد به تحصیل و فراگیری علم بپردازد باید بتواند مخارج خود را بدون کارکردن و نیاز به خانواده با آسایش و اطمینان خاطر تامین کند و برای مخارج دوران تخصیل دغدغه ای نداشته باشد.
4-دانش آموزان از آن جهت که انسان واقعی در زمان و مکان واقعی خود هستند  می توانند نیازهای واقعی خود را تشخیص بدهند و مطالبه نمایند بدین جهت که نیازی به صلاحدید و یا تصمیم دولتی در امور مدارس ندارند و خود می توانند با آرا خود , شرایط محیط تحصیل را مدیریت کنند.
5-دانش آموزانی که برای کسب علم به مدرسه می آیند نباید  به ابزار  و بازیچه  نظامی دولت ها برای سرکوب ( خود و خانواده هایشان ) تبدیل شوند .  جنگ ها را دولت ها فقط برای حقظ فدرت و منافع اقتصادی , سیاسی  خود انجام می دهند . برای مثال,  چرا باید دانش آموزان دروسی را مانند تعلیم دفاعی یا هشت سال دفاع مقدس و استفاده از سلاح های نظامی را یاد بگیرند در صورتی که برای کسب علم به مدرسه می آیند و یا اینکه با تحت تاثیر قرار دادن آنها و تشویق فرهنگ ارتجاعی شهید پروری , از آنها استفاده ابزاری می نمایند.
6-دانش آموزان خواهان برگزاری اردوهای علمی و فرهنگی هستند به این منظور که بتوانند فارغ از محیط آموزشی نیز , ماحصل یادگیری های تئوری خود را در محیط واقعی لمس کنند.
7-دانش آموزان خواهان برگزاری اردوهای تفریحی و پیک نیک هایی هستند که تا بتوانند در محیطی فارغ از باید و نباید های تحصیلی , ارتباط نزدیک  تر و دوستانه تری با یکدیگر و معلمان خود برقرار کنند و بتوانند محیطی دوستانه برای خود فراهم کنند.
8-دانش آموزان خواهان کاهش و تغییر ساعات تحصیل در مدارس هستند با این دلیل که چرا باید طبق سنتی که پشتوانه و توجیه منطقی و علمی ندارد شروع کلاس ها حتما باید از ساعت 8 صبح تا ساعت 13 بعد از ظهر باشد و دانش آموز باید با چشمانی خواب آلود در فصل سرد زمستان در کلاس حظور پیدا کند.
9-دانش آموزان با این تفکر که هنوز وارد جامعه اقتصادی نشده اند و در شکل دهی طبقات نقشی ندارند و هر نوع طبقه اقتصادی و اجتماعی را زائیده سیستم سرمایه داری می دانند خواهان یک سیستم آموزش و پرورش انسانی  و مستقل از طبقات و اشتراکی هستند که در آن دانش آموزان  طبقه کارگر با دانش آموزان  طبقه سرمایه داری تقاوتی در کیفیت تحصیلی  و تدریس نداشته باشند.
10-دانش اموزان خواهان این هستند که همبازی های  کوچه و خیابان خود را فارغ از چگونگی جنسیت  در کنار  و در کلاس درس خود به همراه داشته باشند همانطور که در خانواده و جامعه مکمل یکدیگر هستند.

                                                      منبع: زویا

۱۳۹۰ شهریور ۸, سه‌شنبه

آنارشی


در زمانی که بسیاری از طالبان قدرت در سر سودای رهبری و حکومت کردن بر مردم را دارند و شب و روز رویای به قدرت رسیدن را در اندیشه خود و در خواب می بینند اما ما آنارشیستها در آرزوی آزاد زیستن هر فردی برای رهائی خودش با خلاقیت و ابتکار فردی در جامعه ای بدون دولت هستیم و تن به هیچ نوع حکومتی نمی دهیم. تفکرات آنارشیستی موج جدیدی است که در بخشی از خاورمیانه مانند ترکیه , ایران , اسرائیل ,اردن , مراکش , تونس,  لیبی ,سوریه ,مصر تا یونان ,ایتالیا, فرانسه ,اسپانیا امید و افق جدیدی را در مقابل بخشی ازمردم گشوده است. هر فردی برای رهائی خودش با اتکا به خلاقیت و ابتکار فردی خواهان تن دادن به هیچ نوع حکومتی نیست و با مبارزه بی امان با هر دولتی ادامه می دهند.
 
 

۱۳۹۰ شهریور ۲, چهارشنبه

آنارشیسم , دولت , سرمایه داری و وضعیت جنبش آنارشیستی در ایران


ما در ایران هنوز با یک جنبش آنارشیستی روبرو نیستیم یعنی آنارشیسم در ایران  به یک جنبش گسترده و عمومی در همه عرصه های سیاسی  , اجتماعی و فرهنگی تبدیل نشده است چراکه تازه شاهد رشد نهال اندیشه آنارشیسم در ایران هستیم و اکنون آنارشیسم در ایران محدود به ده ها آنارشیست فعال در خارج و داخل کشور است وبا اینکه مرتب بر تعداد آنها در حال افزوده شدن است ولی با این حال این تعداد نمی توانند ایجاد جنبش کنند ولی از آنجا که گرایشات نادانسته آنارشیستی در بخش زیادی از زنان و جوانان وجود دارد چنانچه آنان با مفهوم آنارشیسم آشنا شوند و خود را آگاهانه آنارشیست بدانند آنگاه جنبش آنارشیستی شکل خواهد گرفت. در واقع پتانسیل و زمینه آنارشیست شدن افراد در جامعه ایران وجود دارد و این نیروی بالقوه آنارشیستی می تواند به سرعت در یک مقطع تاریخی بالفعل شود. در واقع ما لازم نیست که برای آنارشیست شدن افراد تلاش کنیم بلکه فقط باید بدانند که رفتارشان آنارشیستی است و یا اینکه گرایشاتی از آنارشیسم در رفتار و کنشهای طبیعی آنها وجود دارد.
از آنجائی که دولتها در مواقع ضروری دست به سرکوب گسترده و وحشیانه مردم می زنند و در این زمینه نیز استثنائی وجود ندارد در نتیجه در عمل و به طور طبیعی بسیاری از انسانها خودشان به این حقیقت رسیده اند و توهمی به هیچ دولتی ندارند و می دانند که هر دولتی در صورت لزوم با ابزار سرکوبش جنبشهای سیاسی و اجتماعی را تحت نام شورش و قانون شکنی سرکوب خواهند کرد . در واقع کارکرد اصلی پلیس ,ارتش, قوه قضائیه, قانون و زندان دولتها حفظ قدرت حاکمیت و در صورت لزوم سرکوب شهروندان است. اگر فردی به دولتها توهم نداشته باشد و مخالف تمامی دولتها باشد و به نقد تمامی احزاب رسیده باشد چراکه احزاب هدفشان کسب قدرت سیاسی و نشکیل دولت و حکومت کردن بر مردم است و به نفی هر گونه اقتدار اتوریته و سلطه از خانواده گرفته تا حزب و دولت رسیده باشند در نتیجه آنها نیز آنارشیست هستند البته در بسیاری از مردم تمایلاتی و رگه هائی از آنارشیسم در رفتار و عملکرد اجتماعی شان وجود دارد. به هر حال آنارشیسم رسیدن به خود آگاهی و باورتوانمندی فردی و جمعی در اداره جامعه و اعتقاد به اختیار فرد و اهمیت دادن به فردیت اوست که به طور ذاتی با هر گونه سلطه ,اجحاف و جبر مخالف است و مدافع صد در صد آزادی فردی و اجتماعی است و هیچ قید و بند و محدودیتی برای آزادی گفتار و رفتار حتی یک فرد قائل نیست. آنارشیستها هدفشان وعده و وعید دادن و ایجاد مدینه فاضله برای عموم مردم و به جای آنان نیست بلکه هر فردی برای حقوق و آزادی خودش مبارزه می کند و زمانی یک جامعه آنارشیستی می شود که مردم آگاهانه به ضرورت خود سازماندهی و اداره جامعه بدون واسطه و بدون نماینده و بدون دولت و بدون حزب رسیده باشند. آنارشیستها با هر گونه تمرکز قدرت و انباشت ثروت و سرمایه مخالفند چراکه ثروت و سرمایه انباشت شده در قالب کنسرنها و کارتلهای بزرگ مالی و اقتصادی سیاستهای سیاستمداران و دولتمندان را تعیین می کنند و بسیاری از سیاستمداران صاحب یا سرمایه گذار مراکز بزرگ مالی و اقتصادی و تسلیحاتی هستند و بسیاری از صاحبان شرکتهای فراملیتی به شکل مستقیم یا غیر مستقیم با توجه به منافع سرمایه جهانی به عنوان یک سیاستمدار یا مشاور, سیاست دولتها را تعیین می کنند و در واقع رابطه جدا ناپذیری بین سلطه در شکل قدرت متمرکز دولتی و سرمایه متمرکز وجود دارد و فقر جهانی نتیجه مستقیم عملکرد سیاستمداران, دولتمندان و سرمایه داران است .
دولتها با در اختیار داشتن ارتش,  پلیس , بمب, سلاح اتمی, سلاح شیمیایی, سازمان های امنیتی مخوف, سلاح های کشتار جمعی , مین , موشک , راکت , هواپیما ها و کشتی های  جنگی و ایجاد جنگ و اعدام شهروندان خود به عناوین مختلف,  بزرگترین تروریستهایی هستند که به تروریست دولتی معروفند ولی آی دزد,  آی دزدشان هوا است تا ذهن افکار عمومی را منحرف کنند و به مردم آدرس اشتباه می دهند. در بسیاری از ترور ها مستقیم یا غیر مستقیم دست دولتها یا نهادهای امنیتی آنها در کار است و بعد از هر حادثه تروریستی دولتها دست به کنترل بیشتر شهروندان بی گناه می زنند و آزادیهای آنها را با صرف بودجه های عظیم امنیتی هر چه  بیشتر محدود وسلب می کنند. جالب اینجاست که تمامی سلاح های جنگی سبک و سنگین توسط خود دولتها تولید و فروخته می شود.
16 درصد مین‌های جهان در ایران :(البته این آمار مربوط به 4 سال پیش است)

16میلیون مین خنثی نشده در ایران وجود دارد که بنا بر اعلام دبیر ستاد پاکسازی اراضی آلوده به مین بیش از دو میلیون هکتار از مساحت کشور را غیرقابل استفاده و خطرناک‌ کرده‌اند. بر اثر انفجار گاه و بی‌گاه این مین‌ها در طول هر شبانه‌روز 2/2 نفر دچار مرگ یا معلولیت‌های دائمی می‌شوند. بنا بر یک پژوهش دانشگاهی در طول 6 سال گذشته به صورت میانگین هر ساله 7 هزار حادثه انفجار مین در نقاط مختلف مرزی ایران رخ داده که 95 درصد قربانیان آن غیرنظامی و بین 13 تا 25 درصد کودک بوده‌اند.«در پایتخت ایران، 14 میلیون انسان، فارغ‌ از معضلات مردم مرزنشین زندگی می‌کنند که از یاد برده‌اند روزی سه نفر بر اثر مین کشته یا مجروح می‌شوند. در کل دنیا 192 کشور وجود دارد که بر اثر انفجار مین 15 الی 20 هزار نفر در سال کشته می‌شوند.این در حالی است که از این تعدد تنها سالی هزار نفر در ایران کشته می‌شوند.»مین ها سالا‌نه ۲۵ هزار غیرنظامی را یا می کشند یا مجروح می کنند.
بر اساس آمارها برای هر ۱۷ کودک در جهان یک مین در زمین کاشته شده است. جمع آوری مین یکی از خطرناک ترین شغل ها در دنیاست. به ازای هر پنج هزار مینی که جمع آوری می شود، یک نفر از مین جمع کن ها کشته می شوند و دو نفر هم زخمی می شوند. هر سال هم حدود ۱۰۰ هزار مین جمع آوری می شود و با این روند به شرط این که مین جدیدی در زمین کاشته نشود، حدود هزار و صد سال طول می کشد تا کره زمین از مین پاک شود. 
 هر روزه 96 نفر از مردم دنیا که اغلب از مردمان کشور های فقیر هستند در اثر
انفجار مین کشته میشوند.در حال حاضر 110 میلیون مین خنثى نشده در سراسر جهان وجود دارد و بیش از 70 كشور جهان با این مسأله مواجه هستند. در این میان سهم كودكان بى گناه نیز3 الى ۴ هزار نفر در سال است كه آمار كشته شدگان این بى دفاعان در آنگولا، كامبوج، افغانستان، بوسنى و هرزگوین بیش از دیگر كشورها است. همچنین براساس آمارهاى اعلام شده از سوى مجامع بین المللى، در كشور آلبانى سالانه ۱۳۶ نفر، در بوسنى و هرزگوین ۹۴ نفر، كرواسى ۵۱ نفر، اریتره ۵۴ نفر و اتیوپى ۱۰۰ نفر در اثر این سلاح جهان خود را از دست مى دهند. عراق، افغانستان، كامبوج، ویتنام، كلمبیا، مصر و ایران از جمله آلوده ترین كشورها به مین هستند كه مى توان نام برد. وجود مین ها علاوه بر اینكه سالانه جان هزاران نفر را مى گیرد، مانع پیشرفت و توسعه بسیارى از كشورها نیز مى شود. اما از سوى دیگر تجارت همین سلاح در دنیا سالانه ۳ میلیارد دلار را عاید كشورهاى تولیدكننده مى كند كه از جمله این سازندگان مى توان به كشورهایى چون ایالات متحده آمریكا، چین، روسیه و هندوستان اشاره كرد.

تولید یك مین ضدنفر هزینه اى معادل ۴ دلار دارد، اما هزینه هاى یافتن و انهدام آن، براى هر مین بین ۳۰۰ تا یك هزار دلار دربردارد. به عبارتى هزینه پاكسازى ۳۰ برابر تولید است.
براساس گزارش صندوق حمایت از كودكان سازمان ملل (یونیسف)، هنوز ۸۰۰ هزار تن مواد منفجره و ۳ / ۵ میلیون مین زمینى از جنگ ویتنام وجود دارد كه این مین ها از سال ۱۹۷۵ میلادى تاكنون باعث مرگ و مجروح شدن یك صد هزار نفر در این كشور شده است.
هزینه هاى ناشى از زخمى شدن قربانیان این سلاح نیز بسیار گران است. بطورى كه اگر محاسبه كنیم كه ۸۰۰ تا یك هزار دلار هزینه یك پاى مصنوعى باشد و هر بار در فاصله هر شش ماه تعویض شود، مى توان گفت ۲۰ الى ۱۰۰هزار دلار هزینه پاى هر كودك در طول عمر اوست و صرفنظر از تأثیرات روحى ، روانى و اجتماعى و اقتصادى این حوادث براى هر فرد، اگر نان آور و والدین دچار ضایعه شوند، یك خانواده با مشكل فراوانى روبرو خواهد بود.

تعطیلی کارخانه های مین سازی و پرداخت غرامت و خسارت به باز ماندگان یا معلولین انفجار مین  و محاکمه دولتهایی که مین کار گذاشته اند وصاحبین کارخانه های مین سازی و فروشندگان و خریداران آن باید خواست هر انسانی باشد . وظیفه جمع آوری و پاک سازی میادین مین و پرداخت هزینه جمع آوری مین ها با سرمایه داران کارخانه های مین سازی و دولتهائی است که اجازه تولید و فروش مین را داده اند و دولتهائی هم که مین ها را خریده اند و آن را جمع آوری نمی کنند و یا مین ها را در جنگ استفاده کرده اند نیز مانند فروشندگان مین مقصر و شریک جرم هستند.مسئولیت به کارگیری تمامی مین ها توسط دولتها و نیروهای نظامی و شبه نظامی خود دولتها و سرمایه داران و تولید کنندگان این بخش هستند که می بایست به عنوان جنایت علیه بشریت محاکمه شوند.
 حتی در جنگها , کنسرنها و کارتلهای بزرگ مالی غیر تسلیحاتی , سرمایه خود را در اختیار جنگها می گذارند.به هر حال پای هر انسان بی گناهی که بر روی مین ها می رود , مسئولیت آن با سرمایه داران و دولتها است.
تروریسم دولتی و غیر دولتی سلاحشان توسط کنسرنهای بزرگ تسلیحاتی و دولتها ساخته و فروخته می شود علاوه بر نقش دولتها در تروریسم می توان به نقش دولتها در ریشه کن نکردن فقر که باعث مرگ انسانها می شود نیز اشاره کرد.

نزدیک به یک میلیارد نفر از مردم جهان گرسنه‌اند. کارشناسان در روز جهانی غذا نه تنها از نابودی گسترده ‌زمین‌های مردم کشورهای فقیر توسط شرکت‌های بزرگ انتقاد کرده‌اند بلکه می‌گویند، چشم‌انداز آینده نیز چندان روشن نیست.

 انسانهایی که در عبور از مرزهای جغرافیایی دولتها به هر دلیل کشته و مجروح می شوند , باید به آنها و خانواده آنها خسارت پرداخت شود.

تمامی کسانی که از وجود مرز های کشیده شده توسط دولتها دفاع می کنند عملا شریک جرم دولتهایی هستند که باعث مرگ انسانها می شوند و همانطور که قتل عمد دولتی ( اعدام ) مسئولیتش فقط با اعدام کنندگان نیست بلکه کسانی هم که برای آن مشروعیت قائلند شریک جرم محسوب می شوند.
در زمینه زندان نیز اینگونه است و فقط زندانبانان, قانون گذاران, دادگا ه ها و دولتها مقصر نیستند بلکه هر انسانی که از وجود زندان دفاع می کند شریک جرم جنایاتی هستند که در زندان صورت می گیرد و تمامی اجحافاتی که به فرد زندانی و خانواده او می شود مقصر هستند.از آنجائی که حیوانات را نباید در قفس نگه داشت و زندگی آزاد آنها را از بین برد در رابطه با زندان نیز نباید زندگی آزاد فرد را از بین برد.آزادی انسان و حیوان را تحت هیچ شرایطی نباید سلب کرد. زندان اعدام مرز بین انسانها مذاهب دست پخت دولتها و سرمایه داری است. پرونده سازی در مراکز امنیتی قضائی مدارس محیط کار و بیمارستانها برای انسانها سنت غلط دولتها و سرمایه داری است. بورکراسی در دولت و حزب و ادارات ساخته و پرداخته دولتها است. غارت و خشونت دزدی در جوامع محصول عملکرد مستقیم دولتها است. در واقع وجود ناهنجاریهای اجتماعی به طور مستقیم به عملکرد دولتها مربوط می شود و مردم در هر جامعه ای عملکرد خودشان را بر اساس عملکرد دولت به پیش می برند. فقر بی سوادی نیز مربوط به عملکرد دولتها است. آموزش و پرورش معیوب و ناقص و ترویج مذهب توسط دولتها صورت می گیرد.مخدودیت های سیاسی اجتماعی و فرهنگی توسط دولتها اعمال می شود. مرد سالاری و اختلافات در عدم تساوی حقوقی زنان و مردان توسط دولتها صورت می گیرد. مردم در هر جامعه ای اسیر و زندانی دولتها و تحت کنترل آنها هستند و هر لحظه دولت اداره کند می تواند زندگی فرد را تباه سازد. قوه قضائیه قوه مجریه و قوه مقننه و تمامی ابزارسرکوب در دست دولتهاست. کسانی که حاکمیت دولتها را می پذیرند در واقع بندگی و بردگی خود را رسمیت بخشیده اند و پذیرفته اند و به آن مشروعیت داده اند. آلترناتیو حاکمیت دولتها که در جوامع اقلیت هستند خود مدیریتی و خود مشارکتی جمعی شهروندان در اداره جامعه است. به باور آنارشیستها و عقل سلیم توانائی جمعی بشری در اداره جامعه بیشتر از اقلیتی است که تحت نام دولت همه اختیارات و امکانات جانعه را به دست گرفته است و تصور می کند هر امکاناتی که دراختیار جامعه می گذارد صدقه است در حالی که حق جامعه است چراکه همه امکانات جامعه بشری به همه انسانها تعلق دارد و نه صرفا به دولتها و در واقع نهاد دولت و ارگانهای سرکوب آن اضافی و غیر ضروری هستند و شرشان بیشتر از خیرشان است. به هر حال امیدوارم مردم تمامی جوامع,  قدرت و توانائی خود را باور کنند و به پذیرند که دولت یک نهاد اضافی است که هم ثروت جامعه را به باد می دهد وهم با اعمال سلطه و آغاز جنگها, دنیای موجودات زنده را به سوی نیستی سوق می دهد