۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

نامه ای به وبلاگنویس گمنام زندانی در 16 نوامبر


آری , امروز 16نوامبر 2011 مصادف با 25 آبان 1390 است که توسط جمعی از وبلاگنویسان ایران به عنوان روز جهانی وبلاگنویسان زندانی پیشنهاد شده است.
آری , روز جهانی توی وبلاگ نویس گمنامی است که در گوشه زندان خدایگان قدرت و ثروت دولت بسر می بری  . 
روز یادبود توئی که جرمت نوشتن است. نوشتن , یعنی اندیشه خود را یاد داشت کردن و  تفکر شفاهی یک انسان را کتبی کردن است.
همکار دربند وبلاگ نویسم,  دولتهایی که وبلاگنویسان را به بند می کشند از تفکر انسان آگاه و اندیشمند می هراسند چراکه ارکان قدرت خود را بر جامعه ای بنا نهاده اند که می دانند انسانی که به حقوق خود آشنا شود هرگز به حاکمیت هیچ دولتی گردن نخواهد گذاشت. کشور های دیکتاتور زده به خوبی می دانند که رشد آگاهی و عبور اخبار از سد سانسور حکومت ها می تواند باعث از بین رفتن توهم آن بخشی از جامعه شود که همیشه زیر بمب باران خبری و تبلیغاتی حکومت ها بوده اند و با گردش آزاد اطلاعات توسط شهروندان وب نویس و خبرنگار, منجر به آن خواهد شد که توده های مردم دیگر نسبت به دولت متوهم نخواهند بود و بالا رفتن سطح آگاهی مردم  باعث خواهد شد که برای احقاق حق خود به مبارزه برخیزند و تن به حاکمیت سرکوبگر ندهند.
همکار وبلاگ نویسم این را بدان که اگر حق نوشتن را از تو سلب کرده اند و جسمت را به بند کشیده اند اما نمی توانند اندیشه تو را به بند بکشند.
آری , تو را به جرم اندیشه آزادیخواهانه ات به بند کشیدن که به همین خاطر, ذلت و خواری نام دژخیم بودن و سرکوبگر بودن را برای خود در تاریخ ثبت کرده اند که بابت زندانی کردن تو هزینه سنگینی خواهند پرداخت که همانا بدنام شدنشان درصفحه تاریخ به ثبت خواهد رسید.

نظام جلالی 16.11.2011 

برای پیوستن به امضاکنندگان فراخوان می‌توانید فرم زیر را پر کنید:



برای ارائه ‌ی پیشنهادات و ارتباط با کمیته هماهنگی، می‌توانید با ما تماس بگیرید:
e-mail : Solidaritywitharrestedbloggers@gmail.com

Blog: http://www.Solidaritywitharrestedbloggers.wordpress.com

Facebook: http://www.facebook.com/pages/Solidarity-with-arrested-bloggers/125766367526538

۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه

حمایت از شکنجه "واتر بوردینگ" توسط سه تن از هشت کاندیدا در مناظره حزب جمهوریخواه آمریکا


 "واتر بوردینگ" چیست ?
"واتر بوردینگ" نوعی شکنجه آبی است که زندانی را به پشت، روی یک تخته چوبین قرار می دهند، صورت او را با پارچه تکه ای پنهان می کنند و در همین حال از بالا بر سر او آب می ریزند. به شخص مورد شکنجه احساس یک غریق به وجود می آید و فکر می کند که در حال غرق شدن در آب وخفه شدن است. روشی که به ویژه در زندان‌های گوانتانامو و ابوغریب مورد استفاده قرار گرفته است.
نمایندگان در خصوص نحوه بازجویی از زندانیان در اختیار نیروهای آمریکایی به مناظره پرداختند و در حالی که برخی از نامزدها موافق استفاده از روش «واتر بوردینگ»  (غرق‌‌ مصنوعی) در جریان بازجویی ها بودند، تعداد دیگری مخالفت خود را با این روش اعلام کردند.
 موافقان این طرح، آن را نوعی تکنیک بازجویی عنوان کرده اند و این در حالی است که منتقدان آن را مصداق شکنجه می‌دانند. در حالی که میت رامنی، هرمن کین و خانم میشل باکمن گفته اند که موافق این روش هستند، جان هانتسمن اعمال این روش را موجب تخریب وجهه آمریکا در جهان دانست و ران پال نیز «واتر بوردینگ» را عملی غیرقانونی خواند. این روش در زمان جرج بوش به عنوان یک تکنیک بازجویی به تصویب رسید، اما پس از ریاست جمهوری اوباما،‌ استفاده از این روش ممنوع شد.
 خانم میشل باخمن به استفاده از تکنیک بازجویی ایجاد احساس غرق شدگی در آب یا “واتر بوردینگ” اشاره کرد و گفت:
“اگر من رئیس جمهور شوم با استفاده از این تکنیک موافقم. چون خیلی موثر بود و اطلاعات زیادی را نصیب کشور ما کرد!” 
هرمن کین، تاجر سابق که با اتهامات آزار جنسی از سوی چهار زن، مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است در تایید این نظر گفت:
“من به این سیاست برخواهم گشت. من آن را نه نوعی شکنجه بلکه تکنیک بازجویی پیشرفته می دانم!”

 جالب است که این 3 کاندید درست زمانی از شکنجه «واتر بوردینگ» حمایت می کنند که در ماه اکتبر امسال ساعاتی پس از انتشار کتاب خاطرات جورج بوش، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا، سازمان عفو بین الملل اعلام کرد، بر اساس قانون بین المللی، اعتراف شخص رییس جمهور به اجازه دادن شکنجه برای بررسی حقوقی کافی است.

به گزارش سایت رسمی سازمان عفو بين الملل، این نهاد حقوق بشری خواهان پيگرد قضايي عليه جورج دبليو بوش، رييس جمهور پيشين ايالات متحده امريکا شده است، چرا که او اعتراف نموده که دستور اعمال شکنجه آميز عليه افراد مظنون به ترور را صادر کرده بود.

در کتاب "لحظات تصمیم گیری"، که به قلم رئیس جمهور جمهوری خواه ایالات متحده وارد بازار شده، و همچنین مصاحبه ای با روزنامه تایمز، جورج بوش "واتر بوردینگ" یعنی شکنجه آبی را از دید اخلاقی توجیه پذیر، مشروع و تاثیرگذار خوانده و خاطرنشان نموده است بدون کاربرد "روش های بازجویی بسط داده شده" حملات دیگر تروریستی علیه ایالات متحده صورت می گرفت.

سئوالاتی پیرامون انفجار انبار مهمات سپاه پاسداران و رابطه آن با مرگ احمد رضائی


سئوالاتی پیرامون انفجار انبار مهمات سپاه پاسداران و رابطه آن با مرگ احمد رضائی و احتمال ارتباط آنها با یکدیگر

یکی از مهمترین سئوالات آن است که علل جابجاییِ مهمات به چه دلیل بوده است ? آیا برای جنگ احتمالی خود را آماده می کنند ? آیا این انفجارات به نوعی ارتباطی به اختلافات درونی رژیم دارد و نوعی تصفیه حساب درونی یا حذف فیزیکی جناح های رقیب است ? آیا واقعا دلیل انفجار مربوط به جابجائی مهمات یک زاغه متعلق به سپاه پاسداران بوده است ? آیا انفجارات عمدی یا سهوی بوده است ?چرا در طول 8 سال جنگ و جابجائی مکرر مهمات و رساندن آن به جبهه چنین حوادثی رخ نداد ? آیا هدف از 2 حادثه فوق رساندن پیامی به جناح های مشخصی از حاکمیت بوده است ? آیا طرح حذف مجمع تشخیص مصلحت نظام با مرگ مشکوک پسر محسن رضائی که دبیر آن است ارتباطی وجود دارد? چرا کشته شدگان سپاه از کادر های آن و همرزمان  محسن رضائی در سپاه بوده اند?
سایت محسن رضائی نوشت :  همزمان با شهادت جمعي از همرزمان محسن رضايي ، فرزند ايشان به طرز مشكوكي درگذشت .
معاون اطلاع رساني دبيرخانه مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفتگو با پايگاه اطلاع رساني دكتر محسن رضايي ، با بيان مطلب فوق افزود: در حالي كه احمد رضايي در هتل گلورياي دبي در طبقه 18 اتاق 23 اقامت داشته به طرز مشكوكي در گذشته است .
شهرام گيل آبادي افزود: موضوع در حال بررسي است و به محض تكميل اطلاعات، جزييات آن منتشر خواهد شد .


 
وقوع یک یا چند انفجار مهیب که مناطقی از شهرهای تهران و کرج را به لرزه درآورده در حالی موجب تشویش و دلهره مردم پایتخت ایران و شهرستان کرج شده است که از علت و چگونگی و حتی محل انفجار اخبار متناقضی منتشر شده است. گفته می شود در جلسه مرکز مدیریت بحران کشور از تمامی مقامات خواسته شده به دلیل اهمیت امنیتی موضوع، با هیچ رسانه ای مصاحبه نکنند.
آنهم در شرایطی که ماموران سپاه پاسداران از ورود آمبولانسها و خودروهای آتش نشانی به محل انفجار خودداری کرده اند و آجازه ورود هیچ کس را به محدوده ای به شعاع سه کیلومتری پادگان شهید مدرس نداده اند.
سئوال دیگر حضور سردار تهرانی رئیس جهاد خودکفایی در محل حادثه و کشته شدن این فرمانده ارشد سپاه است. 
ناظران می پرسند اگر ماجرا بنا به آنچه روابط عمومی سپاه مدعی است، تنها جابجایی مهمات بوده چرا باید عالی ترین مقام جهاد خودکفایی در محل حضور داشته باشد؟
فراموش نباید کرد که در دقایق ابتدایی، خبرگزاری دولتی نظیر خبرگزاری مهر، اخباری را از حادثه منتشر کردند اما کمی بعد، این اخبار از خروجی ها حذف شد.
بر اساس این اخبار  ابتدا گفته شد، دو انفجار با فاصله 30 ثانیه در پادگان شهید مدرس سپاه رخ داده است. در خبر دیگری، مدیر بهداشت و ایمنی وزارت نفت گفت انفجاری هم در کارخانه صفادشت رخ داده است. 
از سوی دیگر، کیلومترها دورتر در شرق تهران لرزش انفجار احساس شد و حتی اخباری از شکسته شدن شیشه های منازل به گوش رسید. و این سوال را ایجاد کرد که شرق تهران چه ارتباطی با انبار مهمات در غرب کرج داشته است. ضمن آنکه شهروندان شمال تهران نیز صدای انفجار را شنیده اند.
طبیعتا اگر انفجار یک پادگان به قدری شدید بوده که شرق تهران را به لرزه درآورده است، چگونه خانه ها و ساختمان های نزدیک به پادگان و حداقل شعاع چند کیلومتری محل انفجار در غرب تخریب نشده است؟! آیا همزمان انفجار دومی در شرق تهران نیز صورت گرفته است؟
خبرگزاری فارس که از رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران محسوب می شود در خبری چند خطی این انفجار را مربوط به یکی از زاغه های نگهداری مهمات متعلق به سپاه پاسداران دانسته است. اما به گفته منابع غیر رسمی زاغه مهمات سپاه پاسداران که در منطقه ملارد کرج قرار دارد، انبار تجهیزات تسلیحاتی موشکهای شهاب است.
 
در عین حال برخی منابع نیز اوضاع پادگان پارچین در شرق تهران را غیر عادی و آشفته گزارش کردند و از تلاش فرماندهان مبنی بر عدم درز اخبار مربوط به این پادگان به بیرون خبر داده اند.
خبرگزاری مهر در این باره نوشت که علاوه بر تهران، در کرج و به ویژه در منطقه عظیمیه نیز صدای انفجار موجب شکسته شدن شیشه ها و وحشت مردم شده است.
یکی از ساکنان شهر قدس به ندای سبز آزادی خبر داد که تمام شیشه های ساختمان های نزدیک به ملارد در اثر شدت انفجار فرو ریخته اند.
وی همچنین از تردد کم سابقه آمبولانسها و انتقال مجروحین حادثه به بیمارستانهای اطراف خبر داده است.
از سوی دیگر خبرگزاری فارس از اعزام تمام نیروهای پایگاههای آتش نشانی ملارد، صفادشت، شهریار به  پادگان شهید مدرس بیدگنه ملارد برای مهار یک آتش سوزی مهیب خبر داد.
این همه درحالی رخ داد که منابع رسمی بر وقوع تنها یک انفجار خبر می دهند و سپاه می گوید انفجار در اثر جابجایی برخی مهمات اتفاق افتاده است. منابع سپاه همچنین وقوع بیش از یک انفجار را رد می کنند و آن را صحیح نمی دانند. از ورود خبرنگاران به این پادگان نیز جلوگیری شده است.
با این حال در ساعات اولیه انتشار خبر، نماینده شهریار از دو انفجار خبر داده بود.
حسین گروسی با تأیید خبر دو انفجار پی‌درپی در حوالی شهر قدس از توابع شهریار در استان البرز گفته است: شدت دو انفجار به حدی بود که صدای مهیب و لرزش آن شیشه برخی ساختمان‌های در نزدیکی محل حادثه را شکسته و مردم را شهریار و شهر قدس را وحشت‌زده کرده است.
این نماینده مجلس افزوده: انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد در استان البرز اتفاق افتاده است که در آن بخش چشمگیری از زاغه مهمات منفجر شده است.
هنوز برآورد دقیقی از جزئیات حادثه، تلفات جانی و خسارت‌های مالی این حادثه در دسترس نیست، اما همین موضوع نیز محل ابهام و مناقشه است و متاسفانه به نظر می رسد انگیزه ای برای اطلاع رسانی شفاف به افکار عمومی در این باره وجود ندارد.
سپاه پاسداران از کشته شدن پانزده نفر خبر داده اما اخبار غیر رسمی حاکی اعداد و ارقام متفاوتی است و حتی برخی منابع تا صد کشته را برآورد کرده اند. گفته می شود تعداد قابل توجهی از کشته شدگان نیروهای رسمی سپاه بوده اند که در صورت صحت، بیانگر حساسیت محل انفجار است. زیرا در شرایط عادی اکثر حاضران در پادگان های سپاه را سربازان وظیفه تشکیل می دهند.
احتمال انتشار مواد شیمیایی
جلوگیری سپاه پاسداران و مقامات امنیتی جمهوری اسلامی از اطلاع رسانی شفاف درباره حادثه امروز، به افزایش شایعات نگران کننده ای دامن زده است.
بر اساس برخی اخبار غیر رسمی و تایید نشده، یکی از ساختمان های آسیب دیده در انفجار امروز، یکی از واحدهای تولیدی وابسته به شرکت صنعتی رجاشیمی بوده است. این کارخانه که وابسته به وزارت دفاع جمهوری اسلامی است، به تولید مواد شیمیایی می پردازد و در صورت صحت خبر آسیب دیدگی آن، احتمال انتشار مواد شیمیایی وجود دارد.
برخی شاهدان عینی در نزدیکی محل انفجار گفته اند که  دود خردلی رنگ و روشنی را در آسمان دیده و بوی بسیار بدی را حس کرده اند که بی سابقه بوده است.
بر اساس اطلاعات موجود، این منطقه، دارای دو پادگان است که یکی الغدیر و دیگری شهید مدرس نام دارد و پادگان الغدیر پدافند هوایی پادگان مدرس محسوب می شود.
این پادگان، از نظر توان لجستیکی در رتبه دوم پادگان های نیروی هوایی سپاه قرار داشته است و محیط طبیعی و جغرافیایی منطقه نیز به گونه ای است که هیچ یک از این پادگان ها و مراکز نظامی از اطراف قابل مشاهده نبوده اند.
گفته می شود این پادگان یکی از انبارهای نگهداری از موشک های شهاب بوده است ( ادامه مطلب در ندای سبز آزادی )

۱۳۹۰ آبان ۲۱, شنبه

گزارشگران: سپاس بیکران از شما



این فراخوان اعتراضی نیز علیرغم پس لرزه های شدید 5/6 ریشتری در شهر وان, بسته شد زیرا که فوریت حمایت و اعتراض ما نقش موثری شاید داشته باشد. درد و رنج پناهندگان زلزله زده شهر وان هنوز باقی است و با این واقعه جدید تشدید خواهد شد. دشوارتر خواهد شد برای هم آنان که از سرزمین نفرین شده و مصیبت زده ایران به جهنم پناهندگان در ترکیه پناه آورده اند و به امید دستیابی به امنیت جانی و انتقال به کشور سوم بسر می برند. این در حالیست که حضور پناهندگان سیاسی در کشور ترکیه هرگز به معنای رهائی از تیغ جلادان جمهوری اسلامی نبوده است. فشارهای متنوع پلیس ترکیه, تحویل برخی از پناهندگان به جمهوری اسلامی, بازداشت, زندانی کردن و رها کردن آنان در کوهستانهای کردستان عراق و.... اقداماتی بوده اند که نشاندهنده وضعیت پر مخاطره پناهندگان شهر وان است. بدینجهت کمترین دستاورد این فراخوان در کنار سایر اقدامات نهادهای مدافع حقوق بشر و پناهندگی میتواند جلب توجه افکار عمومی برای ترمز زدن به سیاستهای پناهندگی دولت ترکیه و سازمان ملل باشد.بسیاری خرده گرفتند و میگیرند که فراخوان ها اینترنتی هستند! گزارشگران برای کلیک بیشتر!! سنت فراخوان ها را در برابر خویش قرار داده است و سرنوشت فراخوانها مشخص نیست و .... حال آنکه با این انتقادات و خرده گیری ها تنها بی عملی خود را توجیح می کنند. آگاهند که گزارشگران نه تبلیغات تجاری را در برنامه قرار داده است و نه دخالتی در جمع آوری کمکهای مالی انجام داده است.این فراخوان نیز همانند سایر آنها به درخواست تعدادی از فعالین سیاسی و رسانه ها انجام پذیرفت و پشتیبانی شما عزیزان آنرا به سرانجام رساند. سرانجامی که تنها با همیاری شما عزیزان در کشورهای خود و ارسال متن ترجمه شده آن میتواند موفقیت آمیز به پایان رسد. هم از اینرو تقاضا داریم که متن انگلیسی ضمیمه را به نهادهای حساس و پناهندگی در محل اقامت خود ارسال دارید.
با تشکر فراوان از همیاری همه شما
گزارشگران
در صورت امکان همراه با نگاه سپاسگزار ما, متن انگلیسی را به آدرس زیر ارسال نمائید.
رسانه هایی که این فراخوان را منتشر کردند:
پیک ایران - بالاترین - آزادگی - دنباله - راه کارگر -کمیته مرکزی - سایت خبری راه کارگر - هیات اجرائی - احترام ازادی - آزادی بیان - سایت اشتراک - بیانی - وبلاک اشتراک - وبلاگ اندیشه نوین - دانشجو آنلاین - لجور - خبرنامه ملی ایرانیان - آرمان - سایت اینتگراسیون - ریشه ها - آینه روز - وبلاگ خبری گزارشگران - سایت گزارشگران - روشنگری - زنان ایران - انقلاب اسلامی - پرده - دفاع از حق پناهندگی - ایران تریبون و ....
...........
فراخوان گزارشگران: من هم پناهنده بودم
من از هراس از دست دادن جانم به دیار غربت پناه آورده ام. من از ستمی که هر روزه و هر لحظه بر دوشم روا می شد به دیار غربت آمدم. من از جنس شما اقایان و خانمهای عزیز هستم که از دیاری پر مخاطره و سراسر سرکوب به اینجا روانه شده ام.
غم نان نداشتم اما غم جان داشتم. از همینرو پناهنده سیاسی نام گرفتم. هوای تازه میخواستم. میخواستم هر گاه, صبحگاه که چشمانم را باز میکنم شبح دستگیری, شکنجه و ارعاب و مرگ را بر بالینم حس نکنم. طعم دردناک وهولناک سلولهای انفرادی و شکنجه را دوباره و چندباره مزمزه نکنم. خانواده ام, عزیزانم را از مهلکه بیرون آورده و نجات دهم. بتوانم در زاویه ای دیگر از زندگانی بشریت سخن بگویم و موهای تنم از هراس و ترس  سیخ نشوند. ارامش انسانی را که حق هر موجودی است داشته باشم.
غم نان و نمک غصبی حاکمان را نخورم و برایش همه هستی ام را گذاشتم. دار و ندارم را به پای این سفر طولانی گذاشتم و امید بستم که روزی روزگاری مامنی بگیرم و از امنیت جانی و فکری برای خود و خانواده ام برخوردار شوم. به ترکیه پناه آوردم همانجا که ضعیفترین ها بلحاظ مالی و توانائی پناه میبرند.سالها انتظار برای انتقال به کشور سوم را هم علیرغم شرایط تاسف آور شهر وان تحمل و بر گرده خود حس کردم. دست طبیعت ( زلزله ) هم در امتداد نیازها و آرزوهای پلید جمهوری ستمکار اسلامی با آغاز فصل سرما, خانه مان را به باد نیستی داد و امروز  و در پی زلزله هفت و 2 ریشتری آواره شهرهای دیگر شده ایم. شهرهائی که نه پناهی داریم و نه امنیتی و گاها در تهیه نان شب خود نیز ناتوان میمانیم. تصاویر بسیار و گویائی در این زمینه و تا کنون منتشر شده است. میگویند تصاویر گویا تر از هر کلامی هستند.
بخشی از آنها را در کنار این مطلب می بینید
پناهندگان زلزله زده شهر وان - ترکیه بار دیگر از تمامی نهادها و سازمان مدافع حقوق بشر و انسانهای که نگران وضعیت این عزیزان هستند درخواست دارد ضمن حمایت از پناهندگان زلزله زده به سازمان ملل و دفتر این نهاد در ترکیه اعتراض کنید.
ما فعالین سیاسی – هنرمندان و اهل ادب و خرد اعتراض شدید خود را به دولت ترکیه برای بی توجهی  به نابسامانی های موجود درمورد پناهندگان ایرانی اعلام میداریم.
افراد:
اکبر حاج بابائی
کامبیز شبانکاره
نرگس غفاری
علی یحیی پور سل تی تی
فرخ قهرمانی
شهلا عبقری
سیاوش عبقری
مجید بیدار
سعید آرمان
فاطمه طباطبائی
حسن نایب هاشم
شهلا صفائی
ی صفائی
پرویز داورپناه
غلام حسین عسگری
مینو همیلی
آروین راستین
بهروز خباز
محمود خلیلی
پروانه قاسمی
فرهاد شعبانی
جابر کلیبی
اصغر نصرتی
برهان عظیمی
مرجان افتخاری
هوشنگ ديناروند
شکوه میرزادگی
یزدان خدابنده لو
ندا فرخ
مهرانگيز دابوئي
آرش زارع
جهان برجيان
البرز دماوندی
سهيلا ليندهورست
رويا ديناروند
داوود موزرمي
ميلا مسافر
رضا انزلي
نسترن چيت ساز
اسفندیار منفرد زاده
یوسف زرکار
سوسن شهبازی
پروین شکوهی
فرهاد مهدوی
پیروز زورچنگ
رضا بهبودی
کورش عرفانی
محمد تقی سید احمدی
حسن ماسالی
انور میرستاری
سارا حافظی صافی
نقی ریاحی لنگرودی
مهناز قزلو
نظام جلالی
ناهید باقری
فریدون منصوری
فرزاد سلطانزاده نادری
جهانگیر محبی
مسعود نوری جاوید
نیلوفر ریاحی لنگرودی
اکبر پوراحمدی
شاهین انزلی
ابراهیم آوخ
حسن حسام
فریبا ثابت
عباس منصوران
مجتبی نظری
تقی لنگرودی
پویان انصاری
عاطفه اقبال
جواد دادستان
تقی سلطانی
فرهنگ قاسمی
نادر ثانی
امین بیات
علی فرمانده
بصیر نصیبی
بهروز سورن
علی دروازه غاری
ح ریاحی
پروین ریاحی
حسین نقی پور
ندا نوآور
هیمن محمودی
جمشید صفاپور
بهرام چوبینه
شهاب شکوهی
نهادها و رسانه ها:
بنیاد اسماعیل خوئی
کميته دفاع از زندانيان سياسي ايران -برلن
انجمن جوانه - دانمارک
کانون ایران آزاد - کانون دفاع از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی - آلمان
Iran-Freedom - Gemeinschaft für Menschenrechte, Freiheit und Demokratie – Deutschland e.VIran-Freedom - Society to Support Human Rights, Freedom and Democracy - Germany
فذراسیون اروپرس
Federation Europerse
خبرنامه ملی ایرانیان
بنياد" کوشش براي استقرار دمکراسي و حقوق بشر در خاورميانه
سازمان سراسری پناهندگان ایرانی - بیمرز
سایت آینه روز
سایت دگرگونی
سایت خبری راه کارگر
کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای ازادی
سایت ریشه ها
رادیو آوا - هانور
رادیو ایر آوا
سایت احترام آزادی
کتابفروشی ملی ایرانیان
سایت بولتن
سایت پروانه قاسمی و جابر کلیبی
نهاد همبستگی نورد راین وست فالن مدافع حقوق بشر
سایت رنگین کمان
سایت حزب سوسیال دمکرات ایران
وبلاگ علی فرمانده
نشریه سینمای آزاد
کانون فرهنگی پیوند
سایت شکوه میرزادگی
سایت کورش عرفانی
کمیته دفاع از آزادی برابری در ایران – وین
جامعه رنگین کمان
سایت لجور
وبلاگ اندیشه نوین
ساین بیانی
سایت راه کارگر خبری
سایت بنیاد کوشش
سایت اطلاعات نت
سایت اشتراک
سایت گزارشگران
وبلاگ خبری گزارشگران
دانشجو آنلاین
وبلاگ نی لبک هائی که انسان را سرودند
سایت بیمرز
انجمن ایرانیان - دانمارک
 آدرس برای اعلام حمایت
سایت گزارشگران
رونوشت به مراکز خبری و نهادهای بین الملی بویژه در کشور ترکیه
لینک کمپین:

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

نامه‌های وبلاگ‌نویسان ایرانی به مردم، روشنفکران و سیاستمداران لیبی



به آزادیخواهان لیبی:حکومت دینی یعنی به صلیب کشیدن یک ملت  

 

برای مردم لیبی، به خاطر چشمان این کودک!

 

مردم لیبی، از تجربۀ انقلاب اسلامی ایران درس بگیرید! 

 

مردم لیبی , بعد از اجرای قانون بر اساس شریعت و دستورات قرآنی دیگر پشیمانی سودی ندارد 

 

فقط برادران لیبیایی بخوانند !

 

آزادی در لیبی 

 

زمانی برای آموختن لیبی‌ها از تجربه‌ی انقلاب ایران 

 

تجربه هایی از انقلاب نافرجام ایران برای مردم مبارز تونس و مصر و لیبی! 

 

روشن‌فکران لیبی لطفاً به مردم کشورتان آگاهی دهید

 

لیبی و خمینی 


به نام آزادی ، به مردم لیبی  

 

گفت و گوی تاریخی منصور تاراجی با قذافی: انقلاب ایران و لیبی، نخستین جنبش های مترقیانه در جهان اسلام هستند!


برای مردم لیبی ؛ از تهران تا طرابلس + پوستر


مردم لیبی مباد که تیغ تیز حکومت کشورشما در دست زنگی مست بیافتد و اسلامگرایان حاکم بر سرنوشت شما شوند...! 


متن عربی خلاصه نامه‌های وبلاگ نویسان ایرانی به مردم، روشنفکران و سیاستمداران لیبی

مردم لیبی , بعد از اجرای قانون بر اساس شریعت و دستورات قرآنی دیگر پشیمانی سودی ندارد


در جهت نوشتن نامه توسط جمعی از وبلاگ نویسان ایران به مردم لیبی و توصیه به آنها برای مخالفت با برقراری حکومت دینی بر اساس قانون شریعت نکاتی را یادآور می شوم.
زمانی که مصطفی عبدالجلیل در سخنان خود به تاریخ 23.10.2011  تاکید کرد که از این پس قوانین بر اساس شریعت و دستورات قرآنی تنظیم خواهند شد ترس تمام وجودم را در بر گرفت و بسیار تعجب کردم که چگونه ممکن است تجربه 33 سال اجرای قوانین بر اساس شریعت و دستورات قرآنی در ایران , حکومت طالبان در افغانستان و نیروهای اسلامی در الجزایر و.... را مردم لیبی دیده باشند و با این حال حاضر باشند حکومتی را تجربه کنند که ما هنوز از دستش خلاص نشدیم و در راه مبارزه با آن ده ها هزار کشته و صدهاهزار نفر زندانی ( که بسیاری از آنان شکنجه شدند و به عده زیادی نیز تجاوز کردند ) و چند میلیون پناهنده و آواره در سطح جهان عواقب آن بوده است .
  مصطفی عبدالجلیل افزود: «در کشور مسلمان ما، شریعت پایه و اساس تمام قوانین است. بنابراین تمام قوانینی که با اصول اسلامی همخوانی ندارند غیر قابل اجرا خواهند بود.»
وی سپس برای نمونه از قانون تک همسری که در دوران قذافی اجرا می شد انتقاد و از چند همسری حمایت کرد. رییس شورای انتقالی همچنین از حذف سود بانکی و اجرای بانکداری اسلامی خبر داد.
البته امیدوارم فعالین جنبش زنان ایران نیز نامه ای خطاب به زنان لیبی بنویسد و در مورد قانون چند همسری و اشکالات آن بنویسند.

مردم لیبی, شما از تجربه تلخ وخونین مردم ایران بیاموزید و بدانید که قوانین شریعت چقدر ضد انسانی و خطرناک است و روزی پشیمان خواهید شد که دیگر دیر است و پشیمانی سودی ندارد.


سال 57 یکی از اشتباهات نیروهای مردمی پس دادن اسلحه ها به رژیم اسلامی بود که در لیبی تلاش دارند با دادن پول , اسلحه ها را از بین مردم جمع کنند که امیدوارم مردم لیبی در این زمینه هوشیار باشند چراکه اسلحه خود را نباید در اختیار دولت اسلام گرایی بگذارید که معلوم نیست با همان اسلحه ها فرزندان شما و خود شما را نکشند.
هشیار باشید که ماشین اعدام راه نیندازند که مانند انقلاب 1979 ایران , ابتدا از جنایتکاران رژیم قبل شروع خواهند کرد و سپس خود کسانی را هم که در این مبارزات شرکت کردند را چند سال دیگر خواهند کشت.
از همین الان به ایجاد تشکلات دمکراتیک و دفاع از حقوق بشر اقدام کنید و در مقابل قوانین نابرابر در مورد زنان سکوت نکنید.


اکنون با سقوط دولت قذافی تازه آغاز مبارزه نیروهایی است که به آزادی وبرابری اعتقاد دارند و مخالف حکومت مذهبی هستند و آرمانهای انسانی در سر دارند و امیدوارم نیروی انقلابی و آزادیخواه لیبی خود را به هر شکل ممکن سازماندهی کنند و به دقت مراقب اسلام گرایانی باشند که در دولت انتقالی و نیروهای نظامی هستند و در مقابل تاکید دولت انتقالی به قوانین شریعت از همین امروز در مقابل آنها مخالفت خود را ابراز دارند و به مقاومت بپردازند.

ناتو و آمریکا چنین افراد و جریانات اسلام گرایی را در لیبی به قدرت رساندند و از آنها حمایت کردند ولی این شما مردم لیبی هستید که می توانید به مبارزه ادامه دهید. به هر حال بخشی از مردم لیبی به جریانات اسلام گرا توهم دارند همانطور که در تونس و مصر دارند در تونس حزب اسلام گرای «النهضه» با بیشترین آراء، در انتخابات مجلس مؤسسان تونس ۹۰ کرسی از ۲۱۷ کرسی این مجلس را به دست آورد.

با توجه به زبان مشترک عربی در بسیاری از کشورهای خاورمیانه نیروهای مترقی آنارشیست در کشور هایی مانند تونس , اردن,  مصر, سوریه , فلسطین , مراکش و....می توانند در باره اندیشه های آزادیخواهانه و مترقی بنویسند و در رشد چنین اندیشه هایی در لیبی تاثیرگذار باشند.  
آری وظیفه ای سنگین بر دوش ما است که نسبت به سرنوشت هیچ انسانی بر روی کره زمین بی تفاوت نباشیم.


نظام جلالی 03.11.2011

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

سایت جهاد مجازی پس از انتقاد و افشا گری از کار افتاد


پس از آنکه اختلافات درون حاکمیتی ابعاد تازه ای یافت که آخرین نمونه آن افشاگری های سایت جهاد مجازی (گروه هکری و سایبری جهاد مجازی ، امنیت سایت و سرور ، مختص وبلاگ نویسان ارزشی و حزب اللهی )  بود اینک سایت جهاد مجازی که خودش مشغول هک کردن سایتها و ایمیل ها بود ظاهرا هک شده و فعلا از کار افتاده است البته باید دید که دچار
سرنوشت سعید امامی خواهند شد یا اینکه از کهریزک سر در خواهند آورد یا شاید هم کارت قرمز و اخطار خواهند گرفت .
اینکه اجنه این سایت را اداره می کرده اند یا اینکه با شیاطین ارتباط داشته اند و انحرافی بوده اند یا فتنه ای یا یک چیز جدیدی تو همین مایه ها که بستگی به شدت جنگ باند های مافیایی درون حکومتی دارد .

انتقاد از تز‌های «احمقانه» حزب‌الله در جنگ نرم

سایت محافظه کار  «جهاد‌ مجازی» با اعلام «انحراف اخلاقی» گروهی از نیرو‌های حزب‌الله در فضای مجازی فارسی زبان٬ «تز‌های احمقانه» آنها در «جنگ نرم» را بی‌ثمر و ناموفق دانسته است.
این سایت محافظه‌کار نوشته اختلاس سه هزار میلیارد تومانی «در مقابل‌ خرج‌های غیرضروری و بی‌برنامه نهاد‌های انقلابی {در حوزه جنگ نرم} عددی» محسوب نمی‌شود.
این سایت محافظه‌کار خطاب به «مسئولین فعالان ارزشی حوزه اینترنت» آورده است آنها باید «پاسخگو باشند از مشکلاتی که برای بسیاری از خواهران در اینترنت بوجود آمده با خبر هستند؟»
سایت «جهاد مجازی» از این مسئولان خواسته است: «پاسخگو باشند که چرا به این نتیجه نرسیده‌اند که امت حز‌ب‌الله فعال در بخش سایبر جنبه اختلاط را ندارند؟»
این سایت در ادامه این پرسش را مطرح کرده است: «چرا بسیاری از خواهران فعال در این بخش {اینترنت} که از قدیم کار می‌کردند امروز چادر و دین و مذهب را فقط بخاطر مسائل غیر اخلاقی که از امثال من و شما در نت دیده‌اند کنار گذاشته‌اند؟»
«جهاد مجازی» افزوده مسئولان باید «پاسخگو باشند که چرا ما هر ایمیلی از امت حزب‌الله فعال در حوزه سایبر را هک می‌کنیم می‌بینیم به امر شریف مخ‌زنی مشغول بوده؟ مگر شما خود را مسئول و پرچم‌دار این دوستان نمی‌دانید؟ این چه اوضاعیست؟»
این سایت در بخش دیگری از یادداشت خود از نحوه اختصاص بودجه «جنگ نرم» انتقاد کرده و نوشته است این بودجه در اختیار کسانی قرار گرفته که پیش‌تر استفاده از اینترنت را «حرام» می‌دانستند.
«جهاد مجازی» از مسئولین «شورای هماهنگی فعالین سایبری انقلاب اسلامی»٬ «حزب‌الله سایبر» و وزارت ارشاد خواسته درباره اهداف و بودجه‌های خود توضیحاتی ارائه کنند.
این سایت در ادامه از یک نهاد انقلابی که با چند صد میلیون بودجه اقدام به راه‌اندازی سایت‌های «ارزشی» کرده٬ پرسیده کدام یک از این سایت‌ها در روز بیش از هزار بازدید کننده دارند؟
این سایت محافظه‌کار اضافه کرده برخی نیرو‌های حزب‌اللهی «از هر موضوعی هم برای جذب بودجه استفاده می‌کنند. هر شب دعایمان این است که‌ ای کاش این اسلام بیدار نمی‌شد و همانطور خواب می‌ماند که بیداری اسلامی مثل جنگ نرم چماق نشود بر سر مردم بدبخت ملت ما که پول‌هایشان خرج تز‌های احمقانه این آقایان شود.»


۱۳۹۰ آبان ۱۶, دوشنبه

حذف رياست‌ جمهوری باعث افزایش تنش و انشقاق بیشتر در درون حکومت خواهد شد

طرح حذف ریاست جمهوری از طرفی باعث افزایش تنش درونی باند های مافیایی حکومت خواهد شد (چراکه هدفمند به منظور حذف بخشی از باندهای دیگر حکومت از دایره قدرت صورت می گیرد) و از طرفی دیگر باعث خواهد شد که مردم به دنبال شیوه های جدیدی از مبارزه بروند که  خواستهای آنان تامین شود.
در واقع با طرح حذف مجمع تشخیص مصلحت نظام و حذف پست ریاست جمهوری باعث خواهند شد که با تعداد زیادی از رانده شدگان از قدرت مواجه شوند که آنها را عملا در مقابل خود قرار خواهند داد چراکه هدفشان حذف آنها و محدود کردن دایره خودی ها و انحصار بیشتر در خوان یغما است که به نظرمن همین امر فروپاشی رژیم را تسریع خواهد کرد.

اعلام تشکیل گروهی برای بازنگری در قانون اساسی

" محمد دهقان عضو هیات رئیسه مجلس خبر داد که  خامنه‌ای گروهی از حقوقدانان را مأمور بررسی ایرادات قانون اساسی کرده است. این تیم زیر نظر دفتر  خامنه‌ای فعالیت می‌کند. محمد دهقان چند روز پیش گفته بود احتمالاً انتخابات ریاست‌جمهوری آینده برگزار نخواهد شد. به نظر این نماینده مجلس، تغییر نظام ریاستی به پارلمانی در ایران ممکن است سال دیگر عملی شود."

اعلام خبر تشکیل گروهی برای بازنگری در قانون اساسی نشان می دهد که رژیم عزم خود را جزم کرده است که دایره قدرت را فشرده تر و متراکم تر کند که این امر باعث حذف بخشی دیگر از نیروهای رژیم از دایره قدرت خواهد شد و در واقع دامنه وجود مخالفین نظام را گسترده تر خواهند کرد
دراصل با چنین طرحی تمام امید و توهم مردم به بهبودی شرایط سیاسی  , اجتماعی و اقتصادی از طریق انتخابات از بین می رود چراکه دیگر انتخاباتی وجود نخواهد داشت و یک راه بیشتر برای مردم باقی نخواهد ماند و آن هم مبارزه ای بی امان تا سرنگونی جمهوری اسلامی است

۱۳۹۰ آبان ۱۵, یکشنبه

حکایت جنگ نرم رژیم از دیدگاه طنز نویس نرم زبان


نتیجه مبارزه رژیم در توهم جنگ نرمشان به آنجا کشید که خودشان نرم شدند مانند نرم تنان و ایمیل یکدیگر را به نرمی هک کردند و  خواهران بسیجی را نرم کردند و به آن مشغول شدند و بودجه اختصاصی از ثروت ملی در این زمینه را نرم نرم خوردند و در بهترین حالت از کتب اسلامی کپی نرم گرفتند  و در سایت ها و وبلاگهای خود نرم نرمک گذاشتند  و همان تبلیغات اسلامی را که 33 سال است به خورد مردم می دهند اینبار در سایتها آنچنان نرم منتشر کرند که بدین وسیله جنگ نرم کرده باشند و نامش را جهاد سایبری نرم گذاشتند غافل از اینکه جوانان از دست خرافات مذهبی رژیم و سانسور به اینترنت پناه آوردند تا از نفوذ نرمشان در امان باشند.
تئورسین های رژیم سالها نرم , نرم از خطر هجوم فرهنگی گفتند و نوشتند و  بخش قابل توجهی از درآمد پول نفت و گاز مردم را به این بهانه به توهم جنگ نرم اختصاص دادند و خیلی نرم پولها را مولا خور کردند در حالی که تازه معلوم شده است اصلا هدف از طرح هجوم فرهنگی گرفتن بودجه و اختصاص بخشی از درآمد تولید ناخالص ملی به این امر بوده است که فقط یک فقره آن پنج تریلیون ریال از طرف مجلس به آن اختصاص یافت
http://www.youtube.com/watch?v=pkC53QiWG5Eدر زمینه جنگ نرم می خواستند سایه جوانان را در اینترنت با تیر بزنند اما یکدفعه معلوم شد که سایه خودشان را با تیر زده اند و در این هنگام است که جهاد سایبری به پایان نزدیک می شود و مسلمین اینترنتی حزب الهی اینبار منتظر ظهور مهدی از چاه در اینترنت هستند و همچنان منتظر فرج آقا امام زمانشان در اینترنت نشسته اند و آیه مربوطه را نرم نرم می خوانند و فعلا تا ظهور آقا امام زمانشان در اینترنت نرم نرم مشغول زدن مخ خواهران حزب الله هستند.


طنز نویس نرم زبان 06.11.2011

سایت ارزشی جهاد مجازی در مطلبی نوشت: 






سوالی که بعد از انتشار خبر اختلاس سه هزار میلیاردی از سیستم امن و مطمئن و پاک بانکی کشور ذهن ها را مشغول کرده این است که آیا این سه هزار میلیارد در مقابل خرج های غیر ضروری و بی برنامه دستگاه های دولتی بخصوص نهاد های انقلابی عددی هم حساب می شود؟
به هر حال خوب یاد بد ، درست یا غلط این سوال در ذهن مردم بخصوص قشر مذهبی و ارزشی که به قول خودشان در حوزه جنگ نرم و سایبر فعالیت می کنند بوجود آمده است. .
متاسفانه بعد از سخنان حضرت آقا در مورد جنگ نرم و فعالیت در این حوزه ، بسیاری از آقایان که اکثرا می شناسیم و از ارتباطشان با نهاد های انقلابی با خبر هستیم بدون اینکه تخصصی در این زمینه داشته باشند یا در این موضوع کار کرده باشند مسئولیت فعالیت در این حوزه را بدست گرفتند و شروع به جذب نیروهای حزب اللهی که از جیب خودشان و در راه رضای خدا سال ها قبل از اینکه این آقایان فکر فعالیت در این حوزه باشند و زمانی که این آقایان اینترنت را حرام می دانستند و جنگ نرم را خاک بازی در جنوب کشور می دیدند ، نمودند.
خودمان بودیم ، دوستانمان بودند و ...
به هر حال دیدیم و می بینیم چه پول هایی بدون هدف ، بدون بررسی کارشناسی در این حوزه خرج می شود. یادش بخیر چند هفته پیش که بسیج قرار بود از جلوی سردار عزیز ، عزیر جعفری رژه برود یکی از دوستانمان در آن رژه گفت : یک پولی داده شده که خرج بشود دیگر ، یگان ویژه بعد از 10 سال نتوانست یک یگان نمونه موتوری داشته باشد اینها یک شبه یگان نمونه می خواهند که فردا عکس بگیرند و گزارش کنند و بفرستند برای آقا.
اما  بعد از گذشت چند سال از فرمان مقام معظم رهبری در مورد فعالیت در حوزه جنگ نرم غیر از نتیجه ای که دوستان بسیجیمان در مورد مانور ها و رژه هایشان گرفتند به نتیجه دیگری رسیدیم که بسیاری از بودجه های حوزه جنگ نرم از راه های مختلف و قانونی به جیب این آقایان و متاسفانه دوستانمان که روزی برای رضای خدا از جیبشان کار می کردند سرازیر می شود.
مسئولین شورای هماهنگی فعالین سایبری انقلاب اسلامی پاسخگو باشند که نتیجه هزینه هایی که برای این شورا شد چه بود؟! چرا منحل شد؟ چه کسی منحل کرد؟ با رای چه کسانی منحل شد؟
مسئولین حزب الله سایبر پاسخگو باشند ، چه هدفی از راه اندازی این گروه  دارند ، در این مدت هزینه این همایش ها چند میلیون تومان شد؟ نتیجه این همایش ها چه بود؟
مسئولین وزارت فرهنگ پاسخگو باشند ، نتیجه نمایشکاه رسانه های دیجیتال بخش وب سایت ها چه بود؟  چرا خون به قول خودشان ارزشی ها را از خون بقیه فعالان در این حوزه رنگین تر می بینند و غرفه ها را بصورت رایگان به ارزشی ها تقدیم می کنند؟
مسئولین آن نهاد انقلابی پاسخگو باشند که در بین این چند ده وب سایت بی ارزش به قول خودشان ارزشی که چند صد میلیون خرجش کرده اند کدام یک از آنها ، 1- از نرم افزار های رایگان مدیریت وب سایت استفاده نکرده اند؟  2-بازدیدشان بیشتر از روزی 1000 بازدید است؟   3-نتیجه فعالیتشان در جامعه دیده شده؟  4- نتیجه فعالیتشان در وب سایت های خارجی مشاهده شده؟  5- هک نشده اند؟  6- از نظر فنی مشکل نداشته اند؟  و ...
مسئولین فعالان ارزشی حوزه اینترنت پاسخگو باشند که از مشکلاتی که برای بسیاری از خواهران در اینترنت بوجود آمده با خبر هستند؟ پاسخگو باشند که چرا به این نتیجه نرسیده اند که امت حزب الله فعال در بخش سایبر جنبه اختلاط را ندارند؟ پاسخگو باشند که چرا بسیاری از خواهران فعال در این بخش که از قدیم کار می کردند امروز چادر و دین و مذهب را فقط بخاطر مسائل غیر اخلاقی که از امثال من و شما در نت دیده اند کنار گذاشته اند؟  پاسخگو باشند که چرا ما هر ایمیلی از امت حزب الله فعال در حوزه سایبر را هک می کنیم می بینیم به امر شریف مخ زنی مشغول بوده؟ مگر شما خود را مسئول و پرچم دار این دوستان نمی دانید؟ این چه اوضاعیست؟!!!!!
این آقایان از هر موضوعی هم برای جذب بودجه استفاده می کنند. هر شب دعایمان این است که ای کاش این اسلام بیدار نمی شد و همانطور خواب می ماند که بیداری اسلامی مثل جنگ نرم چماق نشود بر سر مردم بدبخت ملت ما که پول هایشان خرج تز های احمقانه این آقایان شود. به خدا قسم مردم شریف ایران اگر ببینند در حوزه ای واقعا فعالیت می شود و حس کنند کاری به نتیجه می رسد از نان شبشان از فرش زیرپایشان می زنند تا این حرکت به نتیجه برسد ولی وقتی می بینند از نان شب زن و بچه شان زده می شود برای اینکه امثال ما با جوملا و ورد پرس رایگان روی سرور آمریکایی سایتی بزنیم و به امر شریف کپی پیست مشغول باشیم 5 تا خانم و 5 تا آقا را جمع کنیم و ساختمانی و امکانات بگیریم و چند ده یا چند صد میلیون پول از بیت المال خرج کنیم و آخرش هم همه با هم فامیل بشویم و دیگر هیچ ، دستشان را هم می بوسم که به حزب اللهی جماعت فحش بدهند و به ما بدبین باشند.
به هر حال اگر این آقایان خود را مسئول این حوزه می دانند و اینترنت آمریکایی را ارث پدریشان می بینند و خود را مخترع اینترنت می دانند ، باید به این سوالات هم پاسخ دهند و ابهاماتی که در ذهن دوستانی که در این حوزه فعالیت می کنند وجود دارد را برطرف کنند.
یادش بخیر در آن همایش سایبری حجت الاسلام شهاب مرادی به چه نکته جالبی اشاره کردند و فرمودند: حال می کنید دیگه ، خودتون از خودتون تقدیر می کنید این به اون جایزه میده اون به این جایزه می ده همتونم خودتونو عمار می دونید.

۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

فراخوان گزارشگران: من هم پناهنده بودم!




من از هراس از دست دادن جانم به دیار غربت پناه آورده ام. من از ستمی که هر روزه و هر لحظه بر دوشم روا می شد به دیار غربت آمدم. من از جنس شما اقایان و خانمهای عزیز هستم که از دیاری پر مخاطره و سراسر سرکوب به اینجا روانه شده ام.
غم نان نداشتم اما غم جان داشتم. از همینرو پناهنده سیاسی نام گرفتم. هوای تازه میخواستم. میخواستم هر گاه, صبحگاه که چشمانم را باز میکنم شبح دستگیری, شکنجه و ارعاب و مرگ را بر بالینم حس نکنم. طعم دردناک وهولناک سلولهای انفرادی و شکنجه را دوباره و چندباره مزمزه نکنم. خانواده ام, عزیزانم را از مهلکه بیرون آورده و نجات دهم. بتوانم در زاویه ای دیگر از زندگانی بشریت سخن بگویم و موهای تنم از هراس و ترس  سیخ نشوند. ارامش انسانی را که حق هر موجودی است داشته باشم.
غم نان و نمک را نخورم و برایش همه هستی ام را گذاشتم. دار و ندارم را به پای این سفر طولانی گذاشتم و امید بستم که روزی روزگاری مامنی بگیرم و از امنیت جانی و فکری برای خود و خانواده ام برخوردار شوم. به ترکیه پناه آوردم همانجا که ضعیفترین ها بلحاظ مالی و توانائی پناه میبرند.سالها انتظار برای انتقال به کشور سوم را هم علیرغم شرایط تاسف آور شهر وان تحمل و بر گرده خود حس کردم. دست طبیعت ( زلزله ) هم در امتداد نیازها و آرزوهای پلید جمهوری ستمکار اسلامی با آغاز فصل سرما, خانه مان را به باد نیستی داد و امروز  و در پی زلزله هفت و 2 ریشتری آواره شهرهای دیگر شده ایم. شهرهائی که نه پناهی داریم و نه امنیتی و گاها در تهیه نان شب خود نیز ناتوان میمانیم. تصاویر بسیار و گویائی در این زمینه و تا کنون منتشر شده است. میگویند تصاویر گویا تر از هر کلامی هستند.
بخشی از آنها را در کنار این مطلب می بینید
پناهندگان زلزله زده شهر وان - ترکیه بار دیگر از تمامی نهادها و سازمان مدافع حقوق بشر و انسانهای که نگران وضعیت این عزیزان هستند درخواست دارد ضمن حمایت از پناهندگان زلزله زده به سازمان ملل و دفتر این نهاد در ترکیه اعتراض کنید.
ما فعالین سیاسی – هنرمندان و اهل ادب و خرد اعتراض شدید خود را به دولت ترکیه برای بی توجهی  به نابسامانی های موجود درمورد پناهندگان ایرانی اعلام میداریم.

بهروز سورن
علی دروازه غاری
ح ریاحی
پروین ریاحی
حسین نقی پور
ندا نوآور
هیمن محمودی
جمشید صفاپور
بهرام چوبینه
شهاب شکوهی
کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای ازادی
کمیته دفاع از آزادی برابری در ایران – وین
سایت اشتراک
سایت گزارشگران
وبلاگ خبری گزارشگران
 آدرس برای اعلام حمایت

سایت گزارشگران
رونوشت به مراکز خبری و نهادهای بین الملی بویژه در کشور ترکیه

لینک کمپین: